سالهای نحس
بیاد سرو قامتانی که ایستاده جان دادند
سالهایی پر درد وجانسوز
عنکبوت وار سیاه و زهر آگین
مردمان خسته از جور و ستم را
در تارهای تیره و پر شقاوت آئین تان
گرفتار کرده اید.
در آروغهای پر تعفن و فریبکارانه تان
می گوئید که
عنکبوت وار سیاه و زهر آگین
مردمان خسته از جور و ستم را
در تارهای تیره و پر شقاوت آئین تان
گرفتار کرده اید.
در آروغهای پر تعفن و فریبکارانه تان
می گوئید که
خدا و رسول تان
رحمان و رحیم است.
اما، آنانکه رهانیده اند
از تارهای پر چرک و دروغین تان
رحمان و رحیم است.
اما، آنانکه رهانیده اند
از تارهای پر چرک و دروغین تان
می دانند
که قدیسان و شمایان
جزخوف و شقاوت
برادرکشی و تقسیم نابرابر
نان و آزادی
بارقه ای به این سرزمین پر بیداد و ستم
نیاورده اید.
بی شمار سرو قامتان جسور و شوریده را
بر نطع خشم و شقاوت گردن زدید.
در آن گرگ و میش سربی و خونین
عابران تکیده و مضطرب
با چشمهای ناباورشان
رد خون شقایقان گلگون را
بعد از عبور هول انگیز
ماشینهای حمل گوشت
بر اسفالت خیابان شهر دیدند.
فردای آن قتل عام خونین
شمایان سرمست و خشنود
به سجده در آمدید
در برابرخدا و قدیسانتان
که بلاد پر بلای مسلمین را
از شر کفار و نااهلان
پاک کرده اید.
اما، این خونها
به خاک نمی ماند
با طلوع خورشید
بر دشتهای خون زده
درخت کهنسال خرد و روشنایی
جوانه خواهد زد
و ریشه می دواند به عمقاین فلات گرفتار.
بی تردید با
رویش درخت هوشیاری
هیولای مرگ شمایان
از راه می رسد.
جزخوف و شقاوت
برادرکشی و تقسیم نابرابر
نان و آزادی
بارقه ای به این سرزمین پر بیداد و ستم
نیاورده اید.
بی شمار سرو قامتان جسور و شوریده را
بر نطع خشم و شقاوت گردن زدید.
در آن گرگ و میش سربی و خونین
عابران تکیده و مضطرب
با چشمهای ناباورشان
رد خون شقایقان گلگون را
بعد از عبور هول انگیز
ماشینهای حمل گوشت
بر اسفالت خیابان شهر دیدند.
فردای آن قتل عام خونین
شمایان سرمست و خشنود
به سجده در آمدید
در برابرخدا و قدیسانتان
که بلاد پر بلای مسلمین را
از شر کفار و نااهلان
پاک کرده اید.
اما، این خونها
به خاک نمی ماند
با طلوع خورشید
بر دشتهای خون زده
درخت کهنسال خرد و روشنایی
جوانه خواهد زد
و ریشه می دواند به عمقاین فلات گرفتار.
بی تردید با
رویش درخت هوشیاری
هیولای مرگ شمایان
از راه می رسد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر