۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

 جامعه بسته وافق های تیره وتارآن


صحت نظرات علمی که حاصل اندیشیدن وبازنگری به پدیده های مادی است با نقد، سنجش و ابطال پذیری به اثبات می رسد . واضح است که به تبع آن دین وعلوم اجتماعی نیز بمثابه معرفتهای بشری نمی توانند بی نیازاز نقد وسنجش خردورزانه باشند. قطع یقین اینکه نوزایی و پالایش فرهنگ جامعه با تردید پذیری و نقادی آراء و باورهای گذشته میسر خواهد بود.

از نظر متفکران علوم اجتماعی یکی ازمشخصه ای یک جامعه بسته استقرارنگرشی خداباورانه در جامعه و به کارگیری توجیهات مذهبی از سوی متولیان فرهنگی درجهت باوراندن برتری و نقد ناپذیری آن مفاهیم است. حال اگر با دقت به اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه مان توجه کنیم به واقع پی خواهیم برد که با ترویج و تبلیغ باورهای خرافی بعنوان حقایقی پرسش ناپذیر وبرترازسوی آخرت گرایان و حکومت دینی حامی آنها جامعه ما یک جامعه بسته است یعنی درست نقطه مقابل یک جامعه بازکه پرسشگری، نقد پذیری و خرافی ستیزی جزواصول مسلم آن است.

دین فروشان حاکم مدعی هستند که به مسلمات تردید ناپذیری دست یافته اند که هیچ نیازی به پرسش، نقد وابطال پذیری ندارد و قدرمسلم اینکه درچنین وضعیت خفقان آوروسکون وسکوتی که برجامعه مستولی است، اندیشیدن، پرسشگری ونقادی به قهقرا خواهد رفت وچنانچه کسانی به اندیشیدن خطر کنند و قصد نقد اعتقادات نقد ناکردنی آنان را داشته باشند به عقوبتی سخت گرفتار خواهند شد، مصیبت جانکاهی که حدود نزدیک به چهار دهه است شاهد آن هستیم.

نقادی وابطال پذیری آموزه ها ومیراث فرهنگی گذشته از ملزومات یک جامعه باز و مدرن است. خصومت اقتدارگرایان مذهبی با جامعه آزاد ازآن رو ست که چنانچه نقدپذیری و پژوهشگری درجامعه مجاز باشد بسیاری از باورهای مذهبی وهم آلود وخرافی که آنان بعنوان حقایقی تردید ناپذیردربین مردم اشاعه داده اند ابطال ومنسوخ خواهد شد.

 آزادی اندیشه و بیان، پرسشگری و دگر اندیشی در یک جامعه بازو پویا امکان پذیراست. با علم به اینکه رهبران دیکتاتوری ولایی مسلط هیچگونه اعتقادی به ملزومات یک جامعه باز واستقرارآن ندارند و از سویی با در اختیار داشتن تمامی تریبون و رسانه های تبلیغی،زهر آگین ترین خرافات و اوهام را به جامعه تزریق می کنند، افق هرگونه شکوفایی افکاروبالندگی فرهنگی در جامعه همواره تیره و تار خواهد بود.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر