۱۳۹۵ اسفند ۱۸, چهارشنبه

چرا گروه فدائیان اسلام [ آخوندها ] احمد کسروی را کشتند؟

"سخنان ما بسیار ریشه دار است و هیچ گاه با طپانچه از میان نخواهد رفت"
احمد کسروی

سرنوشت احمد کسروی  شباهت های زیادی به سرنوشت علی دشتی دارد. هر دو در حوزه علمیه معارف دینی خوانده بودند، سالیانی ملبس به لباس روحانی شدند، هردو به فاصله کمی رخت ملایی به کناری پرت کردند وهمچنین هردوعلیه اعتقادات خودشان که همان اسلام بود دست به نگارش کتاب زدند . تفاوت اساسی این دواینکه کسروی به فتوای آخوندهای مخالفش درسال ۱۳۲۴ ترور شد اما علی دشتی تا بعد از انقلاب کشته نشد و به زندان افتاد، شاید هم در زندان ویا زمان بستری شدنش در بیمارستان داروی به او خورانده بودند که مدتی  بعد به سرای فانی شتافت [ ازاین دارودسته هرجنایتی بر می آید، یادگارامامشان !! را چطورراحت سر به نیست کردند ].

کسروی اندیشمند:

کسروی از هوش و ذکات وافری بر خورداربود بطوریکه در مدت زمانی کوتاه به شناخت جامعی از اسلام و بقول خودش کیش شیعی نائل شد. اودرفاصله پنج ماه و چند بارمسافرتش به قفقاز وشهرهای روسیه زبان روسی آموخت. اولین پژوهشهای تاریخی خودرا در سال ۱۳۱۱ بچاپ رساند و یکسال بعد ماهنامه پیمان که آرا و افکارش را ازطریق آن اشاعه می داد منتشر کرد.
کسروی در طول ۵۵ سال عمرش  [ تولد ۱۲۶۹ تبریز، مرگ ۱۳۲۴ تهران ] بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان فارسی و عربی به رشته تحریردرآورد که مهمترین آنها کتابهای تاریخ مشروطه ایران- تاریخ هیجده ساله آذربایجان و کتاب معروف شیعیگری است.

کسروی و مذهب شیعی :

کتاب شیعیگری را کسروی بعد از چند سال ضدیت اش با کیش شیعه به سال ۱۳۲۲ یعنی دوسال قبل از ترورش نوشت. برای آگاهی و شناخت نظرات کسروی درخصوص مذهب شیعه باید این کتاب ارزشمند را خواند و بعد داوری کرد. درزیریکی دوتا پاراگراف ازاین کتاب می آورم.

- تقیه یکی دیگر از ایرادهاست. شیعیگری اگر سیاستی می بوده بایستی به  آشکارافتد و همه مردم آنرا بدانند. اگر هم چندی در آغاز بکار، پنهان ماندن نیاز می بوده نبایستی برای همیشه در نهان ماند. اگر دین و راهنمایی می بوده بایستی به آشکار افتد تا مردم آنرا بدانند و بهره جویند. جای افسوس  است که کسانی مردم را از یکسو به باورهای گزاف و بی پا وادارند و به بدزبانی به پیشروان اسلام انگیزند و آنگاه دستور دهند که کیش خودرا نهان دارید و به کسی بازننمائید.

- برخی از ایشان درگستاخی گام بالاتر گزارده واژه و یا جمله هایی که به خواستشان سازنده است به آیه های قرآن افزوده اند  و دو سوره جداگانه نیز یکی بنام< سوره النورین > و دیگری بنام < سوره الولایه > ساخته اند به نام اینکه در قرآن بوده است و از قرآن انداخته اند و قرآن دیگری پدید آورده اند.

کسروی مخالف بارگاهها [ مرقد و زیارتهای مشهد، قم، عبدالعظیم و بغداد ]:

کسروی در کتاب دیگرش بنام درپیرامون اسلام مخالفت شدیدی با دارودسته آخوند ها ومتولیان این بارگاهها و نایبان امام ناپیدا ابراز می کند. به گفته های خودش در کتاب درپیرامون اسلام توجه کنید.

- از آنسوی امروز صدهزارها، بلکه هزارهزارها کسان ازاین دستگاه نان می خورند ملاها، طلبه ها، روضه خوانها، عشرخوانها، سیدها، پیروان صوفی، درویشان ولگرد و دعانویسها درهرشهری گروهی انبوه می باشند. در نجف، کربلا، سامرا، بغداد، مشهد، قم، مدینه و مکه در هر یکی چند هزار تن گرد گنبدها گرفته و بنام متولی، خادم، زیارتنامه خوان، مجاور مفتخوری می کنند. اینان به نام دین به خوشی می زیند و برتری نیز به مردم دارند بلکه برخی شکوه و بزرگی پیدا کرده اند.

کسروی اصلاحگر دینی وآورنده دین جدید:

کسروی در طول حیاتش مطالعات دقیق و محققانه ای درخصوص تاریخ، متون اسلام و قرآن انجام داد. با اطلاع و شناختی که از وضعیت دین اسلام و مسلمانان درایران و کشورهای اسلامی داشت، تلاش و تکاپوی بسیار نمود که دین جدیدی را براساس اسلام طرح کند و این کاررا هم کرد. تلاش و مساعدتهای او وهمفکرانشان حدود ده سال به درازا کشید که با ترور او ناکام ماند. آخوندهای آن دوره ازگرایش و پیروی مردم ازآئین کسروی  بنام [پاک دینی] به وحشت افتاده چاره کاررا درنابودی و حذف او دیده بودند.
شاید باورکردنش ساده نباشد که بگویم در شهر خودمان وروستای لشتغان درسالهای قبل ازانقلاب چند نفر پیرو دین کسروی بودند و مردم آنها را می شناختند وچون در قید حیات نیستند ازبردن نام آنها اجتناب می کنم.

کسروی دین و آئین جدیدی که بشارت داده بود درکتابش بنام در پیرامون اسلام این گونه معرفی می کند.

چنانچه گفتیم بنیاد همه دین ها و خواسته های همه آنها یکیست و تنها راه است که به خواهش زمان و یا به شوندهای[ علتها، دلیلها ]دیگر درهر دینی جدا باشد ازاین روپاکدینی با اسلام بنیادشان یکی است. کوششهایی که ما بنام پاکدینی می کنیم راستی آنست که به خواستهای اسلام پیشرفنت دهیم و خود بنیاد آنرا زنده می گردانیم.

- در باره پاکدینی همان کرده شده. پاکدینی دنباله اسلامست و پایه هایش جز بنیاد آن دین نمی باشد. پاکدینی در زمان دیگری پدید آمده و از این باره با اسلام جداست ولی بنیادش همان خواستهای شش گانه است که اسلام و دیگر دینها را بوده است. جدایی میانه اسلام و پاکدینی به همان اندازه است که جدایی میانه اسلام و < تحنف > را بوده است.

ترور کسروی توسط فدائیان اسلام:

فردی که اولین بار در تاریخ ۸ اردیبهشت سال ۱۳۲۴ دست به طپانچه برد و به قصد کشتن کسروی دو تیر به سوی او شلیک کرد طلبه جوانی بود بنام سید مجتبی میرلوحی که بعد نام نواب صفوی را برخود نهاد. پول خرید این طپانچه را طلبه جوان از آخوند دغکاری که امام جماعت مسجدی درتهران بود اخذ کرده بود. کسروی ازاین سوءقصد جان سالم به در برد. دومین سوءقصد که به کشتن کسروی منجر شد ده ماه بعد یعنی در ۲۰ اسفند همان سال توسط دارودسته همین طلبه جوان وگروهش که فدائیان اسلام نامیده می شدند صورت گرفت.

گروه فدائیان اسلام جوخه ترورآخوندهای مفتخور بود که از طرف مافیای مخوف آنان طراحی و هدایت می شدند. دومین ترورکسروی به فتوای آخوندهای معروف آن دوره همچون آیت الله حسینی قمی و آیت الله عبدالحسین امینی صورت گرفت و برادران امامی مأمورانجام این تروربودند. آیت الله خمینی هم آن زمان با بیسواد تبریزی خواندن کسروی به تروراو فتوا داده بود[ شما کتاب هر دو را بخوانید، ببینید کسروی بیسواد است یا خمینی؟ ]۰

مهمترین آثاری که زنده یاد کسروی ازخود بجای گذاشت اینها هستند:

بخوانند و داوری کنند یا شیعیگری
بهائی‌گری
پندارها
پیدایش آمریکا
پیام به دانشمندان اروپا وآمریکا
پیام من به شرق
تاریخ مشروطهٔ ایران
تاریخ هجده سالهٔ آذربایجان
تاریخ پانصد سالهٔ خوزستان
در پیرامون اسلام
در پیرامون شهریگری یا تمدن
در پیرامون ادبیات
در پیرامون جانوران
در پیرامون خرد
در پیرامون روان
در پیرامون رمان
در پیرامون شعر و شاعری
در پیرامون فلسفه
در پاسخ حقیقت‌گو
در پاسخ بدخواهان
دین وجهان
دین و دانش
دین و سیاست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر