۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۶, شنبه

ناراستی های قرآن!!

ﮔﺰارﻩ ﺷﺸﻢ:ﺷﻮهﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪن ﻗﻮم ﻳﻬﻮد دﺳﺘﻮر داد ﮐﻪ ﭘﺪر و ﻣﺎدر و زن و و   ﻓﺮزﻧﺪان ﺑﻪ ﺟﺎن هﻢ ﺑﻴﻔﺘﻨﺪ و ﺑﺎ ﮐﺎرد هﻤﺪﻳﮕﺮ را ﺑﮑﺸﻨﺪ)  150-152 اﻋﺮاف 86-89 ﻃﻪ ، (.ﻋﻠﯽ 54 ﺑﻘﺮﻩ ،  در اﻳﻦ واﻗﻌﻪ هﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺣﻀﺮت )ع ( ﻓﺮﻣﻮدﻩ ا ﺣﺪ ﻧﺪ ﺷﺪ

 وَ إِذْ قالَ مُوسي‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلي‏ بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ فَتابَ عَلَيْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ  سوره بقره آیه ۵۴

يا اخت هرون ما كان ابوك امرء سوء و ما كانت امك بغيا
در مجمع البيان گفته : در خصوص هارون چهار قول است اول اينكه : مردى صالح در بنى اسرائيل بوده كه هر صالح ديگرى را به او نسبت مى دادند، و بنابراين، مراد از خواهرى هارون، شباهت به او است، دوم اينكه مريم برادرى پدرى داشته به نام هارون، سوم اينكه : مراد از او همان هارون برادر موساى كليم است و بنابراين مراد از خواهرى با او صرف انتساب است، همچنانكه مى گويند: برادر بنى تميم، چهارم اينكه : مردى در آن زمان بوده معروف به زنا و فساد، اين بود خلاصه گفتار مجمع. و كلمه (بغى ) به معناى زنا كار است، و معناى آيه روشن است.  المیزان

 ﻗﺮﺁن ﺣﻀﺮت  ﮐﻨﺪ را ﺧﻮاهﺮ هﺎرون ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ  :هﺮون ﻳﺎ اﺧﺖ  اﻣﺮ ﻣﺎﮐﺎن اﺑﻮﮎ  ا ﺳﻮء و ﻣﺎﮐﺎﻧﺖ اﻣﮏ ﺑﻐﻴﺎ: ﻧﻪ اﯼ ﺧﻮاهﺮ هﺎرون، ﻧﻪ ﭘﺪرت ﻣﺮد ﺑﺪﯼ ﺑﻮد و   ﻣﺎدرت زن ﺑﺪﮐﺎرﻩ)  .(ﮔﺰارش 28 ﻣﺮﻳﻢ، اﻳﻦ ﻣﺪﻋﺎ ﺑﺎ   هﺎﯼ ﺗﺎرﻳﺨﯽ ﺗﻌﺎرض دارد .اﻟﻒ ﭼﻮن  (ﺑﺮادر هﺎرون   ﺣﻀﺮت ﻣﻮﺳﯽ اﺳﺖ)  -45 ﻣﻮﻣﻨﻮن، -ﺷﻌﺮا، 35 ﻓﺮﻗﺎن،  13 –   ( .(ب 34 ﻗﺼﺺ، اﮔﺮ ﻣﺮﻳﻢ ﺧﻮاهﺮ هﺎرون ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻮد ﺧﻮاهﺮ ﻣﻮﺳﯽ هﻢ ﺧﻮاهﺪ  .ج (ﺧﻮاهﺮ اﮔﺮ ﻣﺮﻳﻢ   ﻣﻮﺳﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺣﻀﺮت ﻣﻮﺳﯽ داﻳﯽ ﺣﻀﺮت ﻋﻴﺴﯽ ﺧﻮاهﺪ ﺑﻮد .د (ﻋﻴﺴﯽ در ﺣﺎﻟﻴﮑﻪ ﻣﯽ داﻧﻴﻢ ﺑﻴﻦ ﻣﻮﺳﯽ و   دارد 1100 ﺣﺪاﻗﻞ ﺳﺎل ﻓﺎﺻﻠﻪ وﺟﻮد .  ﺑﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮ دﻳﮕﺮ، ﻋﺪم ﺻﺪق اﻳﻦ ﮔﺰارﻩ ﯼ ﺗﺎرﻳﺨﯽ روﺷﻦ اﺳﺖ 

در سوره طارق می‌‌خوانیم: پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است: فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿۵﴾ از آب جهندهاى خلق شده: خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ ﴿۶﴾[که] از صلب مرد و میان استخوان‌هاى سینه زن بیرون مى‌آید: یَخْرُجُ مِن بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿۷﴾. تولید اسپرماتوزوم (منی) توقفی ندارد. امّا در عضو کوچک بالای هر بیضه و مجاری اسپرم (اپیدیدیم) جمع می‌‌شود و ممکن است تا ماه‌‌ها همانجا بماند بدون آنکه قدرت باروری خود را کاملاً از دست بدهد و تنها با انجام نزدیکی، خود ارضائی و یا احتلام در خواب به بیرون از بدن منتقل می‌‌شوند. یکی از جاهایی که منی در آن ساخته می‌‌شود، غده وزیکولی است. این غده در لگن خاصره قرار دارد. فرایند جنسی که به بیرون ریخته شدن منی از بدن منتهی می‌‌شود انزال می‌‌گویند. این آیه‌‌ها محل بارآمدن منی مرد را قفسه‌ سینه‌ مرد معرفی می‌‌کنند. در حالی‌‌که انسان امروزی از مدت‌‌ها پیش، محل بارآمدن منی مرد را نه قفسه‌ سینه، بلکه خیلی پایین‌‌تر در جایی در لگن خاصره می‌‌داند. بهاء‌الدین خرم‌‌شاهی مترجم و مفسر قرآن، در پایان قرآن ترجمه‌ خود به این آیه‌‌ها اشاره می‌‌کند. و می‌‌گوید: «این آیات، به ویژه آخرین کلمه‌ آیه‌ آخر، معرکه‌ آراء مفسران، خصوصاً مفسران جدیدی است که می‌‌کوشند آن‌را با علم امروز تطبیق دهند.... ترائب جمع است و مفرد آن تریبه به معنای استخوان سینه یا ترقوه ‌است. [اما] بعضی از مفسران آن‌را قفسه‌ سینه و توسعاً قسمت پیشین بدن زن گرفته‌‌اند و بعضی دیگر از جمله محمد اسد (یکی از مترجمان قرآن کریم به انگلیسی) آن‌را به لگن خاصره ترجمه کرده‌‌اند. خرم‌‌شاهی با این توضیح نتیجه می‌‌گیرد: «باری اگر مترجم به لغت [لغت قرآن] وفادار باشد، ترائب را سینه‌‌ها یا استخوان‌‌های سینه ترجمه می‌‌کند. اما اگر به علم وفادار باشد، آن‌را به چیزی دیگر باید ترجمه کند. این اشکالات علمی در این آیات چگونه پاسخ داده می‌‌شود؟

:  ﻳﺎ داﺳﺘﺎﻧﯽ ﻧﻤﺎدﻳﻦ و اﺳﻄﻮرﻩ اﯼ اﺳﺖ؟ ﻣﻄﺎﺑﻖ رواﻳﺖ ﻗﺮﺁن، ،  ﺁﻳﺎ داﺳﺘﺎن ﻣﻮﺳﯽ و ﺧﻀﺮ، داﺳﺘﺎﻧﯽ واﻗﻌﯽ اﺳﺖ ﺧﻀﺮ ﮐﻮدﮐﯽ رﺳﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻦ ﺑﻠﻮغ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ اﺳﺖ  را ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﯽ  :ﮔﻔﺖ و رﻓﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﯼ رﺳﻴﺪﻧﺪ، او را ﮐﺸﺖ، ﻣﻮﺳﯽ  : ﺁﻳﺎ ﺟﺎن ﭘﺎﮐﯽ را ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﻗﺘﻠﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﯽ ﮐﺸﯽ؟ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﮐﺎرﯼ زﺷﺖ ﮔﺮدﻳﺪﯼ] ...ﮔﻔﺖ ﺧﻀﺮ  [ اﻣﺎ ﺁن ﭘﺴﺮ، ﭘﺪر و ﻣﺎدرش ﻣﻮﻣﻦ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺗﺮﺳﻴﺪﻳﻢ ﮐﻪ ﺁن دو را ﺑﻪ  ﻋﺼﻴﺎن و ﮐﻔﺮ دراﻧﺪازد . ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺗﺎ در ﻋﻮض او ﭘﺮوردﮔﺎر ﺷﺎن ﭼﻴﺰﯼ ﻧﺼﻴﺒﺸﺎن ﺳﺎزد ﺑﻪ ﭘﺎﮐﯽ ﺑﻬﺘﺮ از او و ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻧﺰدﻳﮏ ﺗﺮ از او)  74 ﮐﻬﻒ، 80 و  .(81 و اﻳﻦ داﺳﺘﺎن اﮔﺮ ﺣﻘﻴﻘﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺸﮑﻼت ﻋﺪﻳﺪﻩ اﯼ ﭘﺪﻳﺪ ﻣﯽ ﺁورد: 

اوًﻻ :د ارﺗﺪاد در ﻗﺮﺁن ﺑﻪ ﺷﺪت ﻧﻔﯽ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ، اﻣﺎ ﻣﺠﺎزات دﻧﻴﻮﯼ ﺑﺮاﯼ ﺁن اﺳﺖ ر ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ  . اﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺣﺎﮐﯽ از ﺁن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻔﺮ ﮐﺸﺎﻧﺪن دﻳﮕﺮان هﻢ ﻣﺠﺎزاﺗﺶ ﻣﺮگ اﺳﺖ . ﻳﻌﻨﯽ هﻴﭻ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﮐﻔﺮ ﺁﻣﻴﺰ ﺧﻮد را در ﻣﻴﺎن ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﻧﺸﺮ دهﺪ، ﻣﺠﺎزات ﭼﻨﻴﻦ اﻣﺮﯼ ﻣﺮگ اﺳﺖ.  ﺛﺎﻧﻴًﺎ : اﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻣﺠﺎزات ﺑﺮاﯼ ﺟﺮﻣﯽ ﮐﻪ اﺗﻔﺎق ﻧﻴﻔﺘﺎدﻩ  اﺳﺖ را  ﻣﺠﺎز ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .اﺳﺖ ﺑﻪ ﻗﻮل ﻣﻌﺮوف، ﻗﺼﺎص ﻗﺒﻞ از ﺟﻨﺎﻳﺖ .  ﺛﺎﻟﺜًﺎ :اﺳﺖ ﺑﻪ ﺻﺮف اﺣﺘﻤﺎل اﻳﻨﮑﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺁن ﭘﺴﺮ در ﺁﻳﻨﺪﻩ واﻟﺪﻳﻦ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﮐﻔﺮ ﺑﮑﺸﺎﻧﺪ، او را ﺑﻪ ﻗﺘﻞ رﺳﺎﻧﺪﻩ  . ﺁﻳﺎ اﺣﺘﻤﺎل، ﻣﺒﻨﺎﯼ ﻣﺠﺎزات ﻣﺮگ اﺳﺖ.  اﻟﺒﺘﻪ هﻴﭻ ﺳﻨﺪ ﺗﺎرﻳﺨﯽ وﻗﻮع اﻳﻦ واﻗﻌﻪ را ﺗﺄﺋﻴﺪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، اﻣﺎ ﺁﻗﺎﯼ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﯽ ﺁ ﮐﻨﺪ ن را داﺳﺘﺎﻧﯽ واﻗﻌﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ  . ﻣﻔﺴﺮ اﻣﺮوزﯼ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﻳﻦ داﺳﺘﺎن را ﻧﻤﺎدﻳﻦ، ﻧﻪ ﺣﻘﻴﻘﯽ، ﺗﻠﻘﯽ ﮐﻨﺪ. 

و یاد کن هنگامی را که خدا به عیسی می گوید: ای عیسی پسر مریم ، آیا تو به مردم گفتی که غیر از خدا من و مادرم را معبود خویش گیرید ؟ عیسی می گوید: تو پیراسته ای از این که شریکی داشته باشی! مرا نرسد که چیزی بگویم که سزاوار من نیست. اگر آن را گفته بودم قطعاً تو آن را می دانستی. تو آنچه را که در ذات من است می دانی و من آنچه را که در ذات توست نمی دانم ، چرا که فقط تو به همه نهان ها دانایی.

فَلَمّا جاءَ آلَ لُوط الْمُرْسَلُونَ (61) قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ(62)   قالُوا بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ (63)  وَ أَتَیْناكَ بِالْحَقِّ وَ إِنّا لَصادِقُونَ (64)   فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْع مِنَ اللَّیْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لایَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُونَ (65) وَ قَضَیْنا إِلَیْهِ ذالِكَ الأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِینَ (66) وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ (67)قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفِی فَلاتَفْضَحُونِ (68) وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ لاتُخْزُونِ (69) قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِینَ (70) قالَ هؤُلاءِ بَناتِی إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِینَ (71) 

بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
با توجه به آيات 61 تا 71 سوره مباركه حجر، چرا حضرت لوط سلام الله عليه پيشنهاد داد آن مردم خبيث با دخترانش ازدواج كنند؟ آيا اين ظلم به دخترانش نبود -هر چند بخواهد به اين وسيله از ميهمانانش محافظت كند- ضمن اينكه قاعدتا شمار آنان زياد و دختران او محدود بودند.
ظاهرا عبارت موجود در تفسير نمونه، «هدف لوط اين بود كه به آنها اتمام حجت كند و بگويد من تا اين حد نيز آماده فداكارى براى حفظ حيثيت مهمانان خويش و نجات شما از منجلاب فساد هستم.»، چندان قانع‌كننده نيست؛ ضمنا اينكه «لوط نمي‌خواست دختران خود را به ازدواج مشركان گمراه در آورد بلكه هدفش اين بود كه بياييد و ايمان بياوريد و بعد هم دختران خودم را به ازدواج شما در مى‌آورم.» در قرآن به آن اشاره‌اي نشده و با شرايط موجود چندان سازگاري ندارد! در آن بحبوحه كه آنان از همه عقايد باطل خود نمي‌گذرند كه با دختران ايشان ازدواج كنند.
متشكرم


ﮐﻼم اﻟﻬﯽ ﻓﺎﻗﺪ ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎرﯼ درو اﺳﺖ ﻧﯽ  . 
 ﻗﺮﺁن ﻓﺎﻗﺪ ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎرﯼ دروﻧﯽ و داراﯼ اﻧﺴﺠﺎم اﺳﺖ. 
 ﻧﺘﻴﺠﻪ :ﺧﺪاﺳﺖ ﻗﺮﺁن ﮐﻼم  . 
  ﻗﺮﺁن ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﻣﯽ  :ﮐﺜﻴﺮا اﻓﻼ ﻳﺘﺪﺑﺮون اﻟﻘﺮﺁن و ﻟﻮ ﮐﺎن ﻣﻦ ﻋﻨﺪ ﻏﻴﺮ اﷲ ﻟﻮﺟﺪوا ﻓﻴﻪ اﺧﺘﻼﻓًﺎ  : ﺁﻳﺎ در ﻗﺮﺁن ﺗﺪﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟ و اﮔﺮ از ﻧﺰد ﮐﺴﯽ ﻏﻴﺮ ﺧﺪا ﺑﻮد، در ﺁن ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ اﺧﺘﻼف ﺑﺴﻴﺎر ﻣﯽ )ﻧ    

ﺁﻳﺎ ﻣﯽ ﺗﻮان از اﻳﻦ ﻣﺪﻋﺎ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺪﻟﻞ ﻣﺘﻦ دﻓﺎع ﮐﺮد؟ ﺁﻳﺎ در )ﻗﺮﺁن ( هﻴﭻ ﮔﻮﻧﻪ اﺧﺘﻼف و ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎرﯼ وﺟﻮد ﻧﺪارد؟ ﺁﻳﺎ اﮔﺮ در ﮐﻼﻣﯽ)ﻣﺘﻨﯽ ( ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎرﯼ و اﺧﺘﻼف وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁن ﻣﺘﻦ ﮐﻼم ﺧﺪا ﺧﻮاهﺪ ﺑﻮد؟ ﺑﺴﻴﺎرﯼ از ﻣﻮﻣﻨﺎن ﻗﺮﺁن را داراﯼ ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎرﯼ دروﻧﯽ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﻧﺪ  .  ﻗﺮﺁن ﺷﻨﺎس ﻣﺼﺮﯼ، ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﮐﻪ"ﻣﺘﻦ ،  ﻧﺼﺮ ﺣﺎﻣﺪ اﺑﻮ زﻳﺪ ﻗﺮﺁن ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﯼ  " داراﯼ ﺗﻨﺎﻗﺾ  هﺎﯼ ﻋﺪﻳﺪﻩ اﯼ اﺳﺖ ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ  .  اﻣﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻗﺮﺁن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺘﻦ ، ﮐﺘﺎب ﻣﮑﺘﻮﺑﯽ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺁن ،  ﻗﺮﺁن ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ وﯼ را ﺗﺄﻟﻴﻒ ﮐﺮدﻩ ﺑﺎﺷﺪ  .اﺳﺖ اﻳﻦ ﻣﺘﻦ، ﻣﺤﺼﻮل ﮔﻔﺘﻤﺎن هﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺎرﻳﺨﯽ . از اﻳﻦ رو وﺟﻮد ﺗﻌﺎرض ﺑﻴﻦ ﺁﻳﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﯼ ﻣﻬﻤﯽ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ  .ﮐﻨﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺷﺒﺴﺘﺮﯼ هﻢ  اﺧﺘﻼف هﺎﯼ درون ﻣﺘﻨﯽ را اﻧﮑﺎر ﻧﻤﯽ  . وﯼ ﺑﺮاﯼ ﺣﻞ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﯼ  . راﻩ ﺣﻞ دﻳﮕﺮﯼ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﮐﺮدﻩ  اﺳﺖ ، ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎرﯼ هﺎﯼ درون ﻣﺘﻨﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ وﯼ، ﻧﻮع ﺧﺎﺻﯽ از  وﺣﺪت ﺑﺮ ﮐﻞ اﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﺣﺎﮐﻢ اﺳﺖ  .ﻗﺮﺁ ن ﻣﺒﻠﻎ  ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻮﺣﺪاﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ اﺳﺖ" : اﮔﺮ در ﻗﺮﺁن ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﭼﻮن ﻗﺮﺁن از ﺳﻮﯼ ﺧﺪاوﻧﺪ اﺳﺖ در ﺁن ﻧﺎهﻤﺎهﻨﮕﯽ ﻧﻴﺴﺖ، ﻣﻨﻈﻮر از ﻧﺒﻮدن ﻧﺎهﻤﺎهﻨﮕﯽ اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در اﻳﻦ ﻣﺘﻦ هﻤﻪ ﻣﻮﺟﻮدات، هﻤﻪ ﯼ ﭘﺪﻳﺪﻩ هﺎﯼ ﺟﻬﺎن ﻧﺒﻮﯼ ﺑﺪون اﺳﺘﺜﻨﺄ ﺁﻳﺎت ﺧﺪا دﻳﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و اﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﻳﮏ ﭘﻴﺎم هﻤﺎهﻨﮓ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﺪارد ﮐﻪ هﻤﺎن ﺗﻮﺣﻴﺪ ﺑﺎﺷﺪ  . ﻧﻪ اﻳﻨﮑﻪ در اﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﺧﻼف ﻋﻠﻢ و ﻓﻠﺴﻔﻪ  

ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﺧﺪا در ﮐﻤﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ اﺳﺖ)ﻟﻤﺮﺻﺎد ان رﺑﮏ ﻟﺒﺎ  :   .(14 ﻓﺠﺮ، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﻣﺘﺮﺻﺪ ﺑﻮدن را ﺻﻔﺖ ﻓﻌﻞ ﺧﺪا ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ)ﺁﻣﻠﯽ راﯼ ﺟﻮادﯼ (ﺷﺪ   .  ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ، ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﺧﺪا هﻤﻪ ﯼ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪﻩ را از ﺁب ﺁﻓﺮﻳﺪ)  -45 ﻧﻮر،   .(30 اﻧﺒﻴﺄ، ، ﻣﻼﺋﮑﻪ و ﺷﻴﻄﺎن و اﺟﻨﻪ هﻢ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪﻩ هﺴﺘﻨﺪ.ﺷﺪ   .  ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ، ﺁﻳﺎ ﺁﻧﻬﺎ هﻢ از ﺁب ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ؟ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺁب را ﻋﻠﻢ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن از وزن ﮐﺮدن اﻋﻤﺎل  ﺑﺎ ﺗﺮازو د اﺳﺖ ر ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ )  8 اﻋﺮاف، -9 و   .[11](47 اﻧﺒﻴﺄ، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺗﺮازو را   "ﺣﻖ ﻣﻴﺰان )"ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﯽ رأﯼ  (ﺷﺪ  .  ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ، ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن از ﺷﻬﺎدت ﭘﻮﺳﺖ و ﺗﻤﺎم اﻋﻀﺎﯼ ﻣﺎدﯼ ﺑﺪن در ﺁﺧﺮت ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ . ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺷﻬﺎدت اﻋﻀﺎﯼ ﻣﺎدﯼ ﺑﺪن را "اﻋﻤﺎل ﺗﺠﺴﻢ )"ﻣﻔﺴﺮ رأﯼ ﻣﺸﺮب ان ﺻﺪراﻳﯽ (ﺷﺪ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ  .  ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﺑﻪ ﺻﺮاﺣﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ هﻤﻪ ﯼ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﻀﺎﯼ ﺣﺘﻤﯽ ﺧﺪا "وارد "ﺷﺪ ﺟﻬﻨﻢ ﺧﻮاهﻨﺪ )  -71 ﻣﺮﻳﻢ، 98 اﻧﺒﻴﺄ، (ﺷﺪ 99 و 





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر