تقدیم به دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب شهرم
به مناسبت بازگشایی دانشگاهها
« دانشجو و جنبش دانشجویی »
در فقدان دموکراسی، تشکل های سیاسی مستقل و به تبع آن تحزب گرایی، دانشگاه ودانشجویان نقش دیده بانان جامعه را به عهده دارند. درست است که دانشجویان ازاقشارو طبقات متنوع با فرهنگ وعقاید گوناگون وارد دانشگاه می شوند ولی از آنجائیکه فاقد شغل اند و وابستگی های مادی ندارد ازاستقلال و روحیه آزادیخواهانه و مساوات طلبانه برخوردارند. این ویژه گیها، رشد روحیه دموکراتیک و اعتراض به نابرابری های اجتماعی و عادات و رفتارهای سنتی را در آنان تقویت می کند. از سویی تجمع گروهی آنها در یک محیط معین موجب واکنش اعتراضی آنان درمقابل سیاستهای غیردموکراتیک رژیم سیاسی را ممکن می سازد.
آنچه مسلم است اینکه دانشجویان در بستر خانوادگی گوناگونی پرورش یافته اند و طبیعی است که بنا بر طرز تلقی و باوری که به مبارزات اجتماعی و سیاسی دارند، علائق و شور واشتیاق آنان به حضور فعال درجنبش دانشجویی می تواند متفات باشد.
آنچه مسلم است اینکه دانشجویان در بستر خانوادگی گوناگونی پرورش یافته اند و طبیعی است که بنا بر طرز تلقی و باوری که به مبارزات اجتماعی و سیاسی دارند، علائق و شور واشتیاق آنان به حضور فعال درجنبش دانشجویی می تواند متفات باشد.
دانشجویانی که از اقشاروطبقات محروم ومتوسط جامعه به دانشگاه راه می یابند نظر به اینکه از کودکی در خانواده محرومیت و در جامعه تبعیضات اجتماعی را به عینه شاهد بوده اند، در محیط دانشگاه زودتر به مسائل اجتماعی و مبارزات دانشجویی گرایش پیدا می کنند. این گفته بدین معنا نیست که دانشجویان با ماهیت طبقاتی مرفه تمایلی به مبارزات اجتماعی و سیاسی ندارند، این دسته از دانشجویان با هوشیاری و فراگیری موضوعات سیاسی از طریق مطالعه کتاب و مباحث اجتماعی و حضور در فضای آگاهی بخش دانشگاه به مبارزات آزادیخواهی و برابری طلبانه ترغیب می شوند، شاهد عینی این دسته ازدانشجویان نظریه پردازان و بنیادگذراران سازمانهای سیاسی میهنمان هستند که از طبقات بالا و مرفه جامعه مان بوده اند.
دانشجویان از همان ابتدای تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ تا حال همواره پیشرو حرکتهای اجتماعی و سیاسی بوده اند. نوجویی و جسارت در بیان نظرات معترضانه آنان بدین خاطر بوده که آنها به علم و آگاهی، گفتگو ی آزاد و تبادل آراء نیاز دارند. فضای متحول دانشگاه بستر مناسبی در جهت صیقل خوردن این افکار و گرایشات سیاسی است و پر واضح است که در همچون فضای پویایی دراثر تضارب آراء متفاوت سره ازناسره مشخص می گردد.
سیطره نظامهای خودکامه سیاسی در حیات سیاسی کشورمان،نقد قدرت سیاسی و استبداد ستیزی را با جان و اندیشه دانشجویان جامعه مان عجین کرده است. در دوره خودکامگی رضا شاه تا شهریور۱۳۲۰ و درزمان سلطنت دیکتاتوری فرزند خلف اش محمد رضا شاه تا مقطع قیام بهمن ماه ۱۳۵۷و تا کنون درسالهای سیطره رژیم آخوندی، دانشجویان میهنمان با حضور پر صلابت شان در مبارزات آزادیخواهانه طلایه دارمبارزات سیاسی جامعه مان بوده اند.
از۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ که به دستور شاه دانشجویان آزادیخواه و استعمار ستیز دانشگاه تهران را به گلوله بستند که دراثرآن واقعه شوم دو دانشجوی توده ای و یک دانشجوی وابسته به جبهه ملی کشته شدند تا امروز دانشجویان واساتید بسیاری دستگیر، زندانی، شکنجه و اعدام شده اند. هم اکنون نیزشماربسیاری ازدانشجویان انقلابی و مخالف حکومت مطلقه ولایت فقیه درزندانهای حکومت آخوندها در حبس هستند.
سیطره نظامهای خودکامه سیاسی در حیات سیاسی کشورمان،نقد قدرت سیاسی و استبداد ستیزی را با جان و اندیشه دانشجویان جامعه مان عجین کرده است. در دوره خودکامگی رضا شاه تا شهریور۱۳۲۰ و درزمان سلطنت دیکتاتوری فرزند خلف اش محمد رضا شاه تا مقطع قیام بهمن ماه ۱۳۵۷و تا کنون درسالهای سیطره رژیم آخوندی، دانشجویان میهنمان با حضور پر صلابت شان در مبارزات آزادیخواهانه طلایه دارمبارزات سیاسی جامعه مان بوده اند.
از۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ که به دستور شاه دانشجویان آزادیخواه و استعمار ستیز دانشگاه تهران را به گلوله بستند که دراثرآن واقعه شوم دو دانشجوی توده ای و یک دانشجوی وابسته به جبهه ملی کشته شدند تا امروز دانشجویان واساتید بسیاری دستگیر، زندانی، شکنجه و اعدام شده اند. هم اکنون نیزشماربسیاری ازدانشجویان انقلابی و مخالف حکومت مطلقه ولایت فقیه درزندانهای حکومت آخوندها در حبس هستند.
عوامل متعددی از جمله فشار و سرکوب شدید، دانشجویان را به ضرورت ایجاد تشکلهای مستقل صنفی و سیاسی وا می دارد. این ضرورتها می تواند درخواستهای صنفی یعنی بهبود وضعیت زیستی دانشگاه و یا مطالبات سیاسی ونیاز به فضای آزاد سیاسی دانشگاه باشد. وجود نابرابری های اجتماعی، نبود دموکراسی و تحقق آرمانهای مساوات طلبانه از دیگر درخواستهای عاجل دانشجویان محسوب می گردد.
در نظام استبداد مذهبی حاکم طرح هرگونه مطالبات صنفی و اجتماعی از سوی مقامات امنیتی، سیاسی تلقی می گردد واین اعتراضات را برندازانه تعبیر کرده و با شدیدترین اعمال خشن آنرا سرکوب می کنند، نمونه واضح آن اعتراض به بسته شدن روزنامه اصلاح طلب « سلام » در تیر ماه ۷۸ و و به دنبال آن یورش نظامی عوامل امنیتی و لباس شخصی « نیروهای سپاه و بسیج » به دانشگاه تهران و وقوع فاجعه ۱۸ تیر است.
آگاهی جمعی دانشجویان که ناشی از رشد رادیکالیسم و آرمانگرایی در آانان است در ادامه خود به کنش جمعی منتهی می شود و این تغییر کیفی درایجاد سازمانی فراگیرتر که همان جنبش دانشجویی است تبلور می یابد. جنبش دانشجویی در طول حیاتش فرازو فرودهای بسیاری را تجربه کرده ازرشد و گسترش آن در سالهای ۳۰ تا ۳۱ که فضای نسبتأ باز سیاسی حاکم بود تا دوران فرود آن بعد از ۲۸ مرداد سال ۳۲ و کودتا علیه دولت ملی مصدق که جنبش دانشجویی فشاروسرکوب شدید متحمل شد. در دهه های ۴۰ و ۵۰ با تمام سرکوب وخشونتی که از سوی دستگاههای امنیتی و نظامی شاه علیه دانشجویان انقلابی اعمال می شد، رشد واعتلاء جنبش دانشجویی در آن سالهای چشمگیربوده است.
آنچه امروزه می تواند گفتار غالب در خصوص جنبش دانشجویی کشورمان باشد، استقلال طلبی آنان از جریانات سیاسی حکومتی و قدرت حاکم است. موضعگیری و تعیین خط و مرزبا گرایشات اصلاح طلبی و لیبرالیستی ازدیگر مؤلفه هایی است که می تواند مانع از سکون و افول جنبش دانشجویی گردد. پیوند با دیگر جنبشهای اجتماعی نظیر جنبش زنان،جنبش کارگری و جنبش دموکراسی خواهی، گسترش و پایداری جنبش دانشجویی را تضمین می کند.
سرکوب و سیطره فضای امنیتی بر دانشگاه و نبود یک چشم انداز مشخص و رشد یابنده ازعواملی است که جنبش دانشجویی را زمینگیر کرده و موجب سکوت و منفعل شدن این جنبش مستقل گردیده است. کلام آخر اینکه زایش یک دانشگاه دموکراتیک منوط به استقرار دموکراسی و برابری اجتماعی درجامعه است.
سرکوب و سیطره فضای امنیتی بر دانشگاه و نبود یک چشم انداز مشخص و رشد یابنده ازعواملی است که جنبش دانشجویی را زمینگیر کرده و موجب سکوت و منفعل شدن این جنبش مستقل گردیده است. کلام آخر اینکه زایش یک دانشگاه دموکراتیک منوط به استقرار دموکراسی و برابری اجتماعی درجامعه است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر