۱۳۹۵ شهریور ۲۵, پنجشنبه

جوانان و نقش پذیری اجتماعی

آه اگر آزادی سرودی ميخواند
كوچك
همچون گلوگاه پرنده ای
هيچ كجا ديواری فروريخته بر جای نمی ماند...
ساليان بسيار نمی بايست
دريافتن را
كه هر ويرانه نشانی از غياب انسانی است
كه حضور انسان آبادی است.
شاملو

در خصوص علل عدم نقش پذیری اجتماعی جوانان بطور مختصر به سه عامل اشاره می کنیم,
1-جلوگیری از گسترش آگاهی و هرگونه فعالیت سیاسی مستقل
واژه جوانان بلحاظ ماهوی بی شباهت به واژه مردم نيست .همان مردمی كه نان و سياست آنان در هم اميخته است.تعريفی كه از سوی يك مردم شناس معروف آمريكایی در مورد واژه مردم صورت گرفته است اين است،واژه مردم بسان جنگلی است كه روشنفكران منفعل و نا كار آمد برای توجيه بی مسوليتی خود به آن پناه می برند.آنچه كه مد نظر اين مردم شناس است اينكه، مردم را نمی توان يگ توده همگون و فاقد يك جايگاه طبقاتی خاص تصور كرد.در خصوص جوانان هم می توان اين تعبير را بكار برد.جوانان بعنوان نيروهای اجتماعی هر كدام بلحاظ ميزان آگاهی و ماهيت اجتماعی در جايگاه خاصی قرار دارند، به اين معنی كه هر جوانی ميتواند با دوستش از نظر اين تعلقات تفاوت فاحشی داشته باشد.
طبق نظرات جامعه شناسانه و علمی انسانها با قرار گرفتن در روابط و مناسبات خاص اجتماعی در يك جامعه مفروض ماهيت خاص طبقاتی احراز می كنند.در جامعه ای كه چه در عرصه روابط اقتصادی و تامين معيشت و چه در حوزه رعايت حقوق و آزاديهای فردی دچار بحران و نابسامانی های عديده است، تصور اينكه همه انسانها بتوانند از آگاهی سياسی و درك فهم دخالتگری در تحولات سياسی بر خوردار باشند، دور از ذهن و غير واقعی است.
آنچه می تواند حضور و عينيت مادی جوانان و خصوصا نيروهای بالنده و خواهان تحولات عميق سياسی در جامعه را تضمين كند،آگاه بودن آنان و پايبندی حاكميت سياسی به رعايت آزادی و فراهم نمودن بستر مناسب در جهت فعاليت آگاهگرانه سياسي، اجتماعی در جامعه است.
رژيم ضد انقلابی حاكم دشمنی اش را با گسترش آگاهی و هر گونه فعاليت سياسی مستقل با سر كوب نيروهای سياسی، زندان، شكنجه و اعدام هزاران انقلابی راستين در طول سه دهه حاكميت جهل و جنايت خود به اثبا ت رسانده است.در چنين فضای خفقان آلود و ديكتاتور زده ای كه تشكيل يك هسته كوچك مطالعاتی از سوی جوانان به دور از چشم رژيم می تواند دستگيری،زندان و شكنجه را به همراه داشته باشد،دوری و فاصله گرفتن جوانان از سياست تا حدودی ميتواند توجيه پذير باشد.
2-عدم وجود فضای باز پرسشگری
سياستگزاران عرصه فرهنگ و تثبيت حقوق و آزاديهای دموكراتيك كه بناحق بر اين مقام و منصب تكيه زده اند ميدانندكه،باز نمودن فصای دموكراسی خواهی و پرسشگری درجامعه ميتواند به شكوفایی تمايلات آزاديخواهانه در نيروهای انقلابی و بالنده و در نهايت به مرگ زود هنگام حاكميت ضد مردمی آنان منجر شود. خوب مسلم است با اعمال سياستهای سر كوبگرانه ، سلب آزادی و حاكم نمودن جو رعب و وحشت از استقرارفضای باز و پرسشگر ممانعت بعمل خواهند آورد، آن چيزی كه هر روز شاهد آن هستيم.
3-هویت اجتماعی جوانان
همانگونه كه در ابتدا اشاره كردیم.مردم و جوانان يك مفهوم نا مشخص و كلی است.هر كدام از افرادی كه در مجموعه ای بنام مردم و جوانان قرار می گيرند، حامل ماهيت طبقاتی خاص و مضمون و ميزان آگاهی سياسی مشخصی هستند.اين دو ويژه گی است كه هويت و شخصيت سياسی واقعی انسانها را تعيين می كند. يك جوان آگاه و جستجو گر كه به نسبتی به مقولات سياسی همچون دموكراسی خواهی ، عدالت اجتماعی و حاكميت شورایی شناخت و آگاهی دارد، ميتواند خواهان نقش پذيری در جامعه باشد.
پذيرش تعهد اجتماعی و نقش پذیری احتماعی جوانان منوط به دستيابی و احاطه آنان به آگاهی سياسی و تاثيرات اين نقش پذيری دردگر گونی جامعه است.
ما بعنوان فیسبوک نویسها اگر واقعا خواهان هويت يابی و شخصيت دادن به جوانان هستيم، بايد بكوشيم در فرآيند آگاهی دادن و ترغيب جوانان به دخالتگری سياسی آنان در تحولات سياسی، نقش آفرينی كنيم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر