۱۳۹۵ شهریور ۲۸, یکشنبه

   [ سالهای نحس ]

 بیاد سرو قامتانی که ایستاده جان دادند
عنکبوت وار
سیاه و زهر آگین
سالهاست که
مردمان خسته از جور و ستم را
در تارهای تیره و پر فریب آئین تان
گرفتار کرده اید.
در آروغهای پر تعفن تان
می گوئید که
 خدا و رسول تان
رحمان است و رحیم .
اما،
آنانکه رهانیده شده اند
از تارهای پر چرک و دروغین تان 
می دانند
که
 خدا، قدیسان و شمایان
جزخوف و شقاوت
برادرکشی و تقسیم نابرابر
نان و آزادی
بارقه ای به این سرزمین پر بیداد و ستم
نیاورده اید.
بی شمار سرو قامتان جسور و شوریده را
بر نطع خشم و شقاوت گردن زدید.
در آن گرگ و میش سربی و خونین
داغدیده گان تکیده و مضطرب
با چشمهای ناباورشان
رد خون شقایقان گلگون را
بعد از عبور هول انگیز
ماشینهای حمل گوشت
بر اسفالت خیابان شهر دیدند.
فردای آن قتل عام دهشتناک
شمایان سرمست و خشنود
به سجده در آمدید
در برابرخدا و قدیسانتان
که بلاد پر بلای مسلمین را
از شر کفار و منافقین
پاک کرده اید.
اما، این خونها
به خاک نمی ماند
با طلوع خورشید رهایی
بر دشتهای خون زده خاوران [۱ ]
درخت کهنسال خرد و روشنایی
جوانه خواهد زد
و ریشه می دواند به عمق این فلات گرفتار.
بی تردید
با رویشدرخت هوشیاری
هیولای مرگ شمایان
از راه می رسد.
۱- گورستانی در تهران که اعدام شده گان در گورهای دسته جمعی دفن شده اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر