۱۳۹۵ آذر ۱۴, یکشنبه

 وفادارترین فرزند کوبا مرد!!
 فیدل [۱]  در حالی در ۵ آذر ۱۳۹۵ چشم از جهان فرو بست که چهار دهه در کوبا برای استقرار سوسیالیسم و رفاه عمومی مردمش با سرسختی و عزمی راستین در مقابل امپریالیسم هار آمریکا استقامت نشان داد. تأثیر عمیقی که او در پایان دادن کوبا به حیات خلوت آمریکا داشت می توان با ۶۳۰ موردی که سازمان جاسوسی آمریکا قصد ترورش داشت بهتر فهمید. اما، فیدل کاسترو کی بود و چه کرد؟
فیدل چریک!
فیدل پسر یک زمیندار اسپانیایی تبار بود که در کوبا بدنیا آمد. او در خانواده مرفه ای بزرگ شد. در جوانی به دانشگاه هاوانا وارد شد و حقوق خواند. در زمان دانشجویی با مارکسیسم و سوسیالیسم آشنا شد. در همین زمان به جنبش دانشجویی رادیکال پیوست و بعلت مبارزات سیاسی به زندان افتاد.
زادگاهش کوبا در این سالها به صورت حیات خلوت و عشرتکده آمریکایی در آمده بود. شبکه های قاچاق مواد مخدر، قمارخانه، تن فروشی و تبهکاری جزیره کوچک کوبا را در محاصره خود داشتند. کارتلها آمریکا با حمایت شان از دیکتاتوری حاکم بر کوبا،عملأ نبض کوبا را به دست داشتند. استثمار بی حد و حصر دهقانان و کارگران و تبعیضات نژادی که از سوی سرمایه داران سفید درحق سیاهان و رنگین پوستان کشورصورت می گرفت و فقر و بی حقوقی که به توده ها تحمیل شده بود، فیدل جوان را به اندیشه مبازره با دیکتاتور و خلاصی کشورش ازوابستگی به امپریالیسم انداخت.
فیدل در ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۳ با گروهی ازانقلابیون چریک که عده آنان به ۱۶۰ نفر می رسید به پادگان نظامی مونکادا حمله کرد. این حمله بعلت کمی تجربه و ناکارآمدی شکست خود وعده زیادی از چریکها از جمله فیدل و برادرش رائول دستگیر و زندانی شدند.
 فیدل پس از آزادی از زندان برای تدارک انقلاب و مبارز چریکی علیه دیکتاتوری باتیستا حدود یک سال ونیم در مکزیک بسر برد. او در مکزیک با چریک پر آوازه آرژانتینی  ارنستوچه گورا آشنا شد و با کمک او و دیگر انقلابیون چریک جنبش ۲۶ ژوئیه را بنا نهاد. پس از ماهها آمادگی فیدل به اتفاق چه گوارا و برادرش رائول و عده دیگر از چریکها که تعداد کل آنها به ۸۲ نفر می رسید با قایق بادبانی بنام[ گرانما] ساحل مکزیک را به قصد کوبا ترک کردند. نیروهای باتیستا در انتظار گروه فیدل بودند، پس از آنکه قایق چریکها به ساحل شرقی کوبا رسید حمله نیروهای نظامی باتیستا علیه چریکها شروع شد. عده زیادی از چریکها کشته شدند و تنها ۱۲ نفر از جمله کاسترو، چه گوارا، رائول کاسترو و نه چریک توانستند جان سالم به در ببرند ودرجنگل و بعد در کوه سیئرامائسترا پناه بگیرند.
فیدل و رفقای چریکش با حمایت و پشتیبانی دهقانان روستا یی و پیوستن نیروهای چریکی به آنان حدود دوسال در کوه و جنگل علیه نیروهای نظامی باتیستا جنگیدند تا اینکه در دوم ژانویه سال ۱۹۵۹گروه چریکی فیدل پیروزمندانه در میان آهنگ پرطنین مردم که فریاد می زدند: زنده باد فیدل، زنده باد فیدل وارد هاوانا پایتخت کوبا شدند. باتیستا بعد از اعلام پیشروی گروه چریکی و امکان تسخیرهاوانا از کشور گریخت.
فیدل سوسیالیست!
فیدل در بدو پیروزی تأکید بیشتردر بر پیاده کردن دموکراسی و عدالت اجتماعی در چارچوپ اقتصاد با برنامه داشت و به دنبال کمونیسم و سوسیالیسم نبود. او بلافاصله بعد قیام مسلحانه و پیروزی دست به اصلاحات عمده از قبیل ملی سازی صنعت، اصلاحات ارضی، اصلاحات مالی و مالیاتی، افزایش دستمزدها، کاهش اجاره بها و رایگان نمودن بهداشت و درمان و آموزش زد.
از سال ۱۹۶۳ حزب کمونیست رهبری کشور را به دست گرفت و کاسترو اعلام کرد ما مصمم هستیم اقتصاد سوسیالیستی را در کوبا اجرا کنیم.اگر یکی از وجوه سوسیالیسم را دگرگونی مناسبات کار و سرمایه و رهایی کارگران از سیستم کارمزدی بدانیم، متاسفأنه با همه آرمانخواهی و اعتقادی که فیدل به سوسیالیسم داشت، در انجام این مهم توفیق چندانی نداشت. گرچه هر پدیده اجتماعی درموقعیت و شرایط زمانی خاصی اتفاق می افتد و خوب مسلم برای علت یابی علل پیروزی و شکست آن پدیده می باید تمام عوامل دخیل در آن رویداد را در نظر گرفت. تحریم فلج کننده امپریالیسم آمریکا علیه کوبا وتمایل این کشور به شوروی و حمایتهای همه جانبه ای اقتصادی که از سوی شوروی بعمل می آمد، شاید دوری کاسترو ازسوسیالیسم مارکسی و انترناسیونالیسم را قابل فهم بکند.
یکی دیگراز خطا و کاستیهای فرمانده کاستروکه می توان بر آن انگشت گذاشت ،دموکراسی خواهی و برخورد و رابطه سیاسی با کشورهایی است که به ظاهری ضد آمریکا و امپریالیسم دارند از ازجمله حکومت اسلامی آخوندهای خودمان، می بینیم که مستبدین مذهبی که تنها در یک تابستان[ ۶۷] هزاران نفرکمونیست را به جوخه اعدام می سپارند، جناب فرمانده به این بلاد اسلامی سفر می کند و با رهبران آدمکش آنها ملاقات می کند. این سیاست غلط بی گمان ریشه درهمان سیاستهای تجدید نظرطلبانه ای دارد که بعد از روی کار آمدن دار و دسته خروشچف و پوتین مرسوم شده است و فرمانده کاسترو هم به غلط ازآن پیروی می کرد. با تمام این اوصاف نقش کاسترو بعنوان عنصری انقلابی و مارکسیست که به تسلط و چیره گی آمریکا بر جزیره کوبا پایان  داد وسوسیالیسم از نوع خود درآن    مستقر کرد وعدالت اجتماعی و رفاه همگانی برای توده ها محروم کوبا به ارمغان آورد قابل ستایش است.
فیدل با هوش و خونسرد و گاه خودمحور!
در پیوند با شخصیت و منش فیدل زیاد گفته اند. افرادی او را بسیار باهوش و ذکاوت، خونسرد و سخنرانی خستگی ناپذیر و عده ای او را خودمحور و کج خلق ارزیابی کرده اند. نخبگان و رهبران فکری و سیاسی هم انسان هستند و خوب مسلم که در مواقعی دچار خطا و کجروی خواهند شد مثل دیگر انسانها.  زمانی که ما بچه بودیم پدرومادرها می گفتند که ازمیان انسانها تنها پیغمبرخداست که اشتباه نمی کند در حالیکه امروزه خود اسلام پژوهان مسلمان اذعان دارند که پیغمبر خدا با وجود اینکه هر لحظه از طریق جبرئیل با خدایش رابط تنگاتنگ داشته اشتباهات عدیده ای مرتکب شده است. جناب فرمانده کاستروکه نه خدا ونه پیغمبرش را می شناخت و نه از وجود جبرئیل خبرداشته که از او استمداد بطلبد. قصدم از بیان این مطلب تبرئه و خطاپوشی فیدل نیست بلکه اعتقاد دارم مواردی به آنها اشاره کردم جز خطای فاحش اوست ولی جنبه درست و انقلابی اش برخطاهایش سنگینی می کند.
فیدل پدر و مادر و دوستانش را زیاد دوست داشت. در جایی می گوید: از شنیدن دوخبر در زندگی ام خیلی نگران شدم. یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ رفیق چریکم ارنستو چه گوارا. 
 
۱- فیدل - در زبان اسپانیولی بمعنی با عهد با وفا و وفادار است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر