۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه


به یاد زنده یاد محمد مختاری

پس از کشتن محمد مختاری در۱۲ آذر ماه سال ۷۷ توسط عوامل سرسپرده و مزدور وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ایران، خامنه ای در سخنرانی عمومی در اشاره به ترور شادروانان محمد مختاری و محمد جعفر پوینده گفت: محمد مختاری و پوینده نویسندگان شناخته شده ای نبودند که جمهوری اسلامی بخواهد با آنها برخورد کند. کشتن آنها سناریویی خارجی بود که به قصد ضربه زدن به جمهوری اسلامی انجام شده است.

کذب و نخ نما بودن این ادعا خلیفه دارالخلافه اسلامی با اعترافات یکی از قاتلین مختاری به اثبات می رسد. مهرداد علی خانی یکی ازآدمکشان وزارت اطلاعات می گوید: درملاقاتی که موسوی یکی از کارمندان وزارت اطلاعات با وزیر وقت حاج آقا دری نجف آبادی داشت تا گزارش قتل فروهرها را بدهد. نجف آبادی از او می خواهد که هر چه زودتر حذف نویسندگان کانون نویسندگان ایران اجرا شود. علی خانی  می گوید، موسوی که از ملاقات با نجف آبادی برگشت لیست این نویسندگان را برای کشتن و حذف آنان به من داد، اسامی آنها عبارت بودند از محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، هوشنگ گلشیری، علی اشرف درویشیان، منصور کوشان، محمد علی سپانلو و امیر حس چهل تن.

کشتن مخالفین در دیکتاتوری ولایی حاکم که در شریعت اسلام آنان را بعنوان محارب، معاند، منافق و مرتد خطاب می کنند، امری عادی و جا افتاده ای است. ازقتل مخالفین به دستور پیغمبرو توسط یارانش درصدراسلام مطلع هستیم. ابوعفک ،سفیان ابن خالد، ،‌ کعب ابن اشرف و عصماء بنت مروان از جمله مخالفین و منتقدین اسلام و سیاستهای پیغمبر خدا بودند که به دستوراو ترور شدند.

مهرداد عالی‌خانی، یکی از قاتلان وزارت اطلاعات ماجرای ربودن و قتل محمد مختاری را چنین بازگو می کند:

حدود ساعت ۱۷، مختاری با لباس اسپرت از کوچه بیرون می‌آید و از سمت شمال به جنوب خیابان آفریقا حرکت می‌کند. در این ساعت ناظری جهت اقامه‌ نماز محل را ترک کرده بود لذا سریعا به ناظری زنگ زدم و خبر دادم سوژه بیرون زد، خودش و روشن را سریع به محل برسانند. مختاری برای خرید در حوالی محل سکونت خود بیرون آمده بود. حدود بیست‌دقیقه خریدش طول کشید. در حال برگشتن به منزل بود که علی و رضا رسیدند.

از خسرو خواستم که تاکسی را در گوشه‌ای پارک کند. رضا و علی پیاده به دنبال مختاری به راه افتادند. خسرو پشت فرمان پژو نشست و به سمت شمال آفریقا حرکت کرد. من در صندلی جلو قرار گرفتم. یک کوچه مانده به منزلش علی و رضا جلوی او را گرفتند و تحت پوشش پرسنل دادستانی وی را سوار اتومبیل کردند… داخل ساختمان شدیم. در همان اتاق اول از وی خواستند روی زمین بنشیند.

همه کار را روشن و ناظری تمام کردند. بسیار حرفه‌ای و مسلط عمل نمودند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه‌ی سفید برداشت، چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت. او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن‌ را کشید. در این حالت ناظری دهان سوژه را با یک پارچه‌ سفید گرفته بود تا بدین وسیله از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. این دو از روی ناخن‌ها تشخیص دادند که کار تمام شده است.در جاده‌ افسریه یک مسیر فرعی به کارخانه سیمان تهران منتهی می‌شد. جنازه را بیرون گذاشتیم.
به این ترتیب محمد مختاری این‌گونه در روز ۱۲ آذر ۷۷ در ماجرای موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسید.

 محمد مختاری نویسنده، شاعر، مترجم و منتقد چپ گرا و از فعالین کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۲۱ در شهر مشهد دیده به جهان گشود. در سال ۱۳۴۸ وارد دانشگاه مشهد شد و بعنوان دانشجوی ممتاز دررشته ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت.
زنده یاد مختاری از سال ۱۳۵۲ با خردورزی و سخت کوشی وصف ناپذیر به همکاری با بنیاد فردوسی درآمد.
در فاصله سالهای ۵۵ تا ۵۸ مجموعه شعرهای بسیاری از او منتشر شد. شادروان مختاری از سالهای ۵۷ تا ۵۹ در دانشکده هنرهای دراماتیک در تهران تدریس می کرد.

سالهای ۶۱ تا ۶۳ زنده یاد مختاری درکسوت نویسنده و منتقدی آزاد اندیش و چپ گرا در زندان آخوندها گذراند. او پس از رهایی از زندان به عضویت شورای سردبیری مجله وزین ادبی دنیای سخن درآمد.


شادروان مختاری تا شامگاه ۱۲ آذر ۷۷ که توسط عوامل آدمکش وزارت اطلاعات کشته شد یکی از مؤثرترین اعضا کانون نویسندگان بود. او با تمام توانی که در توشه داشت علیه نقض آزادی اندیشه و بیان و رفع سانسور جانانه مبارزه  نمود و جان شیرین اش را دراین راه فدا کرد. یاد و خاطره اش همیشه ماندگارباد.

آثار زنده یاد محمد مختاری

مجموعه اشعار[ویرایش]
در وهم سندباد (۱۳۵۵)[نیازمند منبع]
قصیده‌های هاویه (۱۳۵۶)[نیازمند منبع]
بر شانه فلات (۱۳۵۶)
شعر ۵۷ (۱۳۵۸)
منظومه ایرانی (۱۳۶۸)
آرایش درونی
وزن دنیا
سحابی خاکستری
خیابان بزرگ
آثار دیگر[ویرایش]
تمرین مدارا (بیست مقاله در بازخوانی فرهنگ و …) (۱۳۷۷)
حماسه زال
رستم و سهراب
انسان در شعر معاصر (۱۳۷۲)
هفتاد سال عاشقانه
زاده اضطراب جهان (ترجمه اشعار دوازده شاعر اروپایی)
چشم مرکب

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر