چرا خامنه ای با برگزاری یک انتخابات آزاد مخالف است؟
انتخاباتی آزاد و دموکراتیک است که در یک فضای سیاسی آزاد و با حفظ حقوق اجتماعی و شرکت کلیه احزاب و سازمانهای سیاسی و بدون اعمال فشار از سوی ارگانهای سرکوب نظام سیاسی حاکم صورت پذیرد. پرواضح است آنچه این مقضیات را فراهم می آورد وجود و استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک در جامعه است.
ساختار دموکراتیک یک نظام سیاسی، آزادی مبارزه سیاسی احزاب و سازمانهای انقلابی و احترام و صیانت ازحقوق شهروندی افراد، تضمین کننده شکل گیری بستر مناسب برگزاری یک انتخاب آزاد و دموکراتیک در جامعه است، به بیان دیگر درنبود این وضعیت و ملزومات خاص تصور برگزاری یک انتخابات آزاد در جامعه خواب و خیالی بیش نیست.
عدم برگزاری یک انتخابات آزاد در حکومت آخوندی به زعامت خامنه ای دقیقأ ناشی از بی اعتقادی اووهمفکرانش به دموکراسی و ارزشهای بالنده آن است. اس و اساس یک نظام سیاسی متکی بر دموکراسی تساوی حقوق تمامی مردم در امور عمومی است. در این سیستم حکومتی مردم ذیحق اند و نمایندگان واقعی خود را برای مدت معین بر می گزینند و این نمایندگان وکلیل آنان محسوب می شوند و نه ولی آنان( خامنه ای )
در حکومت غیر دموکراتیک و دیکتاتوری ولایی، خلیفه اول و دیگر خلیفگان به حقیقت مطلقی اعتقاد دارند که به باورشان درست و برحق بوده و ابدی وازلی است. این جمع خلیفگان به احکام وقوانینی مؤمن هستند که جنبه مأورا الطبیعه داشته و ازعالم بالا از طریق وحی به پیغمبرشان محمد نازل شده است.
بر طبق این قوانین و احکام فرد مسلمان قبل ازهرچیز باید خود را تسلیم خواسته های آفریدگارش بکند و در نتیجه به اعمال و رفتاری مبادرت ورزد که از سوی خالق اش به او دیکته شده و خوب طبیعی است که جای آنچه ما امروزتحت عنوان حقوق برابر انسانها و آزادیهای اجتماعی و حقوق بشری ازآن نام می بریم دراین احکام و قوانین خالی است.
مشروعیت در حکومت اسلامی بر اساس مشیت الهی تعیین می شود و هیچ ارتباطی با خواست و نیاز مردم ندارد. نظام سیاسی بعد قیام بهمن ۵۷ که بنا به پاره ای ملاحظات سیاسی جهانی نام بی مسمای جمهوری اسلامی را بر او گذاشتند ازهمان روز نخست بنای این دیوارکج گذاشته شد،چرا که هیچ فرد عاقل و بی غرضی نمی تواند جمهوریت و اسلامیت را با هم جمع و آشتی بدهد.
ساده ترین دلیل این ناهمخوانی وعدم سازش اینکه جمهوریت براساس میثاقی بنا شده که بین مردم ونمایندگان آنان درروند یک انتخابات آزاد مورد توافق قرار گرفته درحالیکه خلیفه و حاکم حکومت اسلامی ازطریق دستکاری دراحادیث و تفسیرهای غیرواقعی و نادرست آیات قرآن توسط آخوندهای شیاد ومفتخوربه مردم تحمیل شده است.
به اعتراف بسیاری ازاسلام شناسان اعتقاد دینی وآن حقایق ابدی وازلی که مسلمانان خصوصأ مسلمانان سنتی به آنها باوردارند هیچ سنخیتی با دموکراسی وارزشهای والای آن ندارد.
مخالفت شخص خامنه ای با برگزاری انتخابات آزاد درست است که برمی گردد به اینکه با باورهای سنتی اوهمخوانی ندارد ولی آنچه بیشتر او را به نقض آزادی و حقوق اولیه مردم وادار می کند ولع پایان ناپذیر اوبه سلطه گری ورشد وگسترش تعبدگرایی و خرافه باوری درجامعه است.
انتخاباتی آزاد و دموکراتیک است که در یک فضای سیاسی آزاد و با حفظ حقوق اجتماعی و شرکت کلیه احزاب و سازمانهای سیاسی و بدون اعمال فشار از سوی ارگانهای سرکوب نظام سیاسی حاکم صورت پذیرد. پرواضح است آنچه این مقضیات را فراهم می آورد وجود و استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک در جامعه است.
ساختار دموکراتیک یک نظام سیاسی، آزادی مبارزه سیاسی احزاب و سازمانهای انقلابی و احترام و صیانت ازحقوق شهروندی افراد، تضمین کننده شکل گیری بستر مناسب برگزاری یک انتخاب آزاد و دموکراتیک در جامعه است، به بیان دیگر درنبود این وضعیت و ملزومات خاص تصور برگزاری یک انتخابات آزاد در جامعه خواب و خیالی بیش نیست.
عدم برگزاری یک انتخابات آزاد در حکومت آخوندی به زعامت خامنه ای دقیقأ ناشی از بی اعتقادی اووهمفکرانش به دموکراسی و ارزشهای بالنده آن است. اس و اساس یک نظام سیاسی متکی بر دموکراسی تساوی حقوق تمامی مردم در امور عمومی است. در این سیستم حکومتی مردم ذیحق اند و نمایندگان واقعی خود را برای مدت معین بر می گزینند و این نمایندگان وکلیل آنان محسوب می شوند و نه ولی آنان( خامنه ای )
در حکومت غیر دموکراتیک و دیکتاتوری ولایی، خلیفه اول و دیگر خلیفگان به حقیقت مطلقی اعتقاد دارند که به باورشان درست و برحق بوده و ابدی وازلی است. این جمع خلیفگان به احکام وقوانینی مؤمن هستند که جنبه مأورا الطبیعه داشته و ازعالم بالا از طریق وحی به پیغمبرشان محمد نازل شده است.
بر طبق این قوانین و احکام فرد مسلمان قبل ازهرچیز باید خود را تسلیم خواسته های آفریدگارش بکند و در نتیجه به اعمال و رفتاری مبادرت ورزد که از سوی خالق اش به او دیکته شده و خوب طبیعی است که جای آنچه ما امروزتحت عنوان حقوق برابر انسانها و آزادیهای اجتماعی و حقوق بشری ازآن نام می بریم دراین احکام و قوانین خالی است.
مشروعیت در حکومت اسلامی بر اساس مشیت الهی تعیین می شود و هیچ ارتباطی با خواست و نیاز مردم ندارد. نظام سیاسی بعد قیام بهمن ۵۷ که بنا به پاره ای ملاحظات سیاسی جهانی نام بی مسمای جمهوری اسلامی را بر او گذاشتند ازهمان روز نخست بنای این دیوارکج گذاشته شد،چرا که هیچ فرد عاقل و بی غرضی نمی تواند جمهوریت و اسلامیت را با هم جمع و آشتی بدهد.
ساده ترین دلیل این ناهمخوانی وعدم سازش اینکه جمهوریت براساس میثاقی بنا شده که بین مردم ونمایندگان آنان درروند یک انتخابات آزاد مورد توافق قرار گرفته درحالیکه خلیفه و حاکم حکومت اسلامی ازطریق دستکاری دراحادیث و تفسیرهای غیرواقعی و نادرست آیات قرآن توسط آخوندهای شیاد ومفتخوربه مردم تحمیل شده است.
به اعتراف بسیاری ازاسلام شناسان اعتقاد دینی وآن حقایق ابدی وازلی که مسلمانان خصوصأ مسلمانان سنتی به آنها باوردارند هیچ سنخیتی با دموکراسی وارزشهای والای آن ندارد.
مخالفت شخص خامنه ای با برگزاری انتخابات آزاد درست است که برمی گردد به اینکه با باورهای سنتی اوهمخوانی ندارد ولی آنچه بیشتر او را به نقض آزادی و حقوق اولیه مردم وادار می کند ولع پایان ناپذیر اوبه سلطه گری ورشد وگسترش تعبدگرایی و خرافه باوری درجامعه است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر