۱۳۹۶ خرداد ۲۳, سه‌شنبه


مرور اجمالی بر کتاب[ توپ مرواری هدایت]


صادق هدایت با آفرینش آثار جاودانه ای همچون بوف کور،حاجی آقا و توپ مرواری نشان داده که در مقطعی از جنبش روشنفکری میهنمان نقش بی بدیلی درعرصه داستان نویسی داشته است. با خواندن نوشته های هدایت به واقع درک می کنیم که او به عمق خرافه زدگی و تحمیق مذهبی مردم زمانه خود به درستی آگاه بوده است. او در آثاری همچون توپ مرواری، کاروان اسلام و افسانه آفرینش با طنز و ریشخند گزنده به سراغ این اوهام و کژاندیشی ها رفته است.

کتاب توپ مرواری او آکنده از تمسخر نیشدار و به سخره گرفتن بقول خودش[ آداب کونشویی ] است. هدایت دراین کتاب خرافه گرایی، باورهای وهم آلود و جهالت مردم و نقش مشاطه گران دین یعنی روحانیون مفتخور و گردن کلفت و حاکمان مستبد، با چیره درستی ستایش برانگیزی به نمایش می گذارد. تمام همت و تلاش هدایت در این کتاب و دیگر آثارش این است که با زبان استعاره و درقالبی طنزگونه پرده از چهره کریه رسوایی ها یی بر دارد که از طریق خرافات و اوهام مذهبی ذهن و عمل مردمان مبتلا به آنرا به نیستی کشانده است.

برای آن دسته از دوستانی که تا حال توفیق نیافته اند کتاب توپ مرواری هدایت را بخوانند بخشهای از آنرا در زیر می آورم:

هدایت درباره این توپ کذایی می گوید:

  [ازاین قرارعقیده و ایمان به این توپ مبتنی بر یک جور مذهب طبیعی و عمومی ناشی از تمایلات ذاتی بشری بوده نه الکی و آش کشکی مانند سایر عقاید و ادیان و اوهام. ]

  سایر عقاید و ادیانی که هدایت به آنها اشاره می کند بی تردید ریشه در باورواعتقادات گوناگونی دارد که در طول قرنها انسانها را به تسلیم و رضا و انقیاد  به نیروهای وهم آلود و ماوراء الطبیعه فراخوانده اند. هدایت در این مورد می گوید:

 [ چون آنچه مشکوک است همیشه تبلیغ لازم دارد. اگر مذهب راست می گفت این همه زندان، پاسبان، بیمارستان، تیمارستان، قشون و کینه و جنگهای صلیبی و مذهبی وجود نداشت. زیرا دین و مذهب ازابتدای پیدایش تا کنون جز موجبات بدبختی و تبه روزی مردم را فراهم نساخته و جزدکانداری و آلت خرکردن مردم چیز دیگری نبوده است. ]

در جای دیگر کتاب در همین مورد می نویسد:

از قول پادشاه اندلس[ پیغمبر ما باید کتابش به زبان اندلسی باشد. میان خومان بماند مگر برای ما چه آورده اند؟ معجون دل بهمزنی از آراء و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات سلف هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است. ]

   اشاعه و تبلیغ این باورهای منسوخ و کپک زده و وهم آلود باید توسط افراد شارلاتان و نون به نرخ روز خوری (آخوندها) صورت بگیرد که هدایت آنانرا دکانداروعمل کاسبکارانه  آنها را خر کردن مردم می نامد. توجه کنید به حرف هدایت:

  [ می بینیم همیشه تعصب، خرافات و حماقت بشر را برای پیشرفت مقاصد خود دست آویز قرار داده اند و یک منجی، کشیش و یا آخوند لازم دارد که کلاه مردم را به امید بهشت و بیم دوزخ  بر دارد و به ریششان بخندد. ]

پادشاهان و حاکمان ولایات برای پیشبرد منافع و مقاصد مادی خود  همواره ادیان و مذاهب را به خدمت می  گیرند و روحانیون  این  دکانداران طماع و مفتخوررا دربارگاهشان می پذیرند . هدایت در توپ مرواری در این رابطه می نویسد:

 [ او هم مثل همه پادشاهان دنیا برای خودش مشروطه طلب، آزادیخواه و تن پرور و عیاش وبرای ملتش مستبد بود. کارش این بود که چشم زهره بگیرد و مردم را بچاپد و به قناره بکشد و برای خودش هی ساختمان بکند. ]

و در جای دیگر می گوید:

  [ ازآنجا که خزانه دولت صرف زیارت اماکن مقدسه و سهم امام و پر کردن بیت المال مسلمین شده بود فکر بکری به ذهن    خوشقدم باجی خطور کرد، نقشه اقتصادی وسیعی کشید و با ممالک اسلامی همجوار روابط اقتصادی مهمی بر قرار کرد. بطوریکه هر سال صدها هزار خروار چس فیل و پشگل ماچه الاغ به ملک یمن صادر می کرد و بجایش تربت اصل و پشکل شتر وارد می نمود. همچنین برای افتتاح باب تجارت و تقویت بیضه اسلام قانون گذرانید که هر کس هفت دختر دارد باید یکی از آنها را مفت و مجانی به یک سید عرب تقدیم کند و دختران هندی و عراقی را بعنوان صادرات به بلاد عربستان می فرستاد تا بوسیله ازدیاد نفوس مانع تجاوز کفار بشود. ]

دقت فرمائید که خوشقدم باجی خامنه ای نیست و نقشه اقتصادی اش هم  نه اقتصاد مقاومتی آقاست!!!  و همینطور صادرات دختر به بلاد عربستان با قاچاق دختران سیه بخت و مادر مرده امروزما به شیخ نشین ها امارات عربی تفاوت دارد. هدایت این کتاب را حدود ۷۲ سال قبل در سال ۱۳۲۴ نوشته است و لی آنطور که معلوم می شود وضعیت مردم و مملکت آخوند زده ما چندان تفاوتی  با آن دوره ندارد..


دوستان مشتاق خواندن توپ مرواری، این هم لینک دانلود کتابهای هدایت :

https://bofekor.wordpress.com ( حدیث بی قراری)




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر