مزدک و مزدکیان
مزدک پسر بامداد (شهره به مزدک بامدادان یا مزدک پور بامداد) بود، در مورد مزدک اختلاف نظر وجود دارد. عدهای او را اهل فسا و تعدادی او را اهل استخر فارس میدانند؛ ولی اکثر مورخین زادگاه وی را نیشابور میدانند، از جمله طبری. درگذشت او در ۵۲۴ یا ۵۲۸ پس از میلاد بود. وی در نیمهٔ قرن پنجم میلادی یکی از نهضتهای اجتماعی در ایران زمان ساسانی را ایجاد کرد. مزدک در زمان حکومت قباد آیین خود را منتشر کرد.
مزدک از روحانیون زرتشتی بود[نیازمند منبع] و بر پایهٔ آموزههای مانی در باب آفرینش و جهان دیگر معتقداتی ویژه داشت. وی به دو اصلِ نور و ظلمت و رهایی نهایی نور معتقد بود و میگفت انسان باید از علایق دنیوی بپرهیزد تا هرچه بیشتر به رهایی نور از بندِ ظلمت ماده یاری داده باشد. اما وی به خلاف مانی، ازدواج را منع نمیکرد و داشتن یک همسر را کافی میدانست. مزدکیان همچینین گیاهخوار بودند و باور داشتند که با کردار نیک و بدون انجام امور ظاهری دینی میتوانند رستگار شوند.
از نظر اجتماعی مزدک از استاد خود، زرتشت خورگان، پیروی میکرد که سالها در بیزانس به سر برده بود و با کتب فلسفی یونان از جمله جمهور افلاطون آشنایی داشت. مزدک با توجه به جنبهٔ علمی این معتقدات میگفت خداوند مواهب حیات را برای استفادهٔ همگان آفریدهاست. اما حرص و زیادهخواهی و انباشتن مال به خشونت و بدرفتاری و نابرابری میانجامد. این گونه باورها با نظام اجتماعی عصر ساسانی به هیچ روی سازگار نبود. زیرا در آن جامعه، طبقات از یکدیگر جدا بودند و کسی نمیتوانست، ولو به لیاقت و استعداد، از حد اجتماعی خود تجاوز کند. مزدک که سخنوری ورزیده بود و نفوذ کلام بسیار داشت به هواخواهی مردم مستمند از درباریان میخواست که دست به تعدیل ثروت بزنند.
آیین مزدک توسط روحانیون و رهبران زرتشتی در زمان ساسانیان به عنوان یک بدعت شناخته شد و پیروان آن مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. انوشیروان پادشاه ساسانی، کارزاری را علیه این آئین در سال ۵۲۴ یا ۵۲۸ به راه انداخت و منجر به قتلعام بسیاری از پیران این آئین از جمله خود مزدک گردید و دین زرتشتی را دین رسمی کشور قرارداد.[۹]
روشهای گوناگونی برای مجازات مزدکیان در نظر گرفته شد. مثلاً در شاهنامه آمده است که سه هزار مزدکی زنده به گور شدند درحالی که پاهایشان رو به بالا قرار گرفته بود. خود مزدک وارونه تیرباران شد. روایات دیگری نیز از شیوهٔ شکنجه وجود دارند. پس از این رویدادها، انوشیروان شروع به اجری اصلاحات اجتماعی خود کرد.[۱۰] آیین مزدک پس از مرگ وی از بین رفت.[۱۱] بعدها مواردی مشاهده شد که مسلمانان از روحانیون زرتشتی که برای زرتشتیان حکم ارتداد صادر میکردند، حمایت میکردند.
مزدک پسر بامداد (شهره به مزدک بامدادان یا مزدک پور بامداد) بود، در مورد مزدک اختلاف نظر وجود دارد. عدهای او را اهل فسا و تعدادی او را اهل استخر فارس میدانند؛ ولی اکثر مورخین زادگاه وی را نیشابور میدانند، از جمله طبری. درگذشت او در ۵۲۴ یا ۵۲۸ پس از میلاد بود. وی در نیمهٔ قرن پنجم میلادی یکی از نهضتهای اجتماعی در ایران زمان ساسانی را ایجاد کرد. مزدک در زمان حکومت قباد آیین خود را منتشر کرد.
مزدک از روحانیون زرتشتی بود[نیازمند منبع] و بر پایهٔ آموزههای مانی در باب آفرینش و جهان دیگر معتقداتی ویژه داشت. وی به دو اصلِ نور و ظلمت و رهایی نهایی نور معتقد بود و میگفت انسان باید از علایق دنیوی بپرهیزد تا هرچه بیشتر به رهایی نور از بندِ ظلمت ماده یاری داده باشد. اما وی به خلاف مانی، ازدواج را منع نمیکرد و داشتن یک همسر را کافی میدانست. مزدکیان همچینین گیاهخوار بودند و باور داشتند که با کردار نیک و بدون انجام امور ظاهری دینی میتوانند رستگار شوند.
از نظر اجتماعی مزدک از استاد خود، زرتشت خورگان، پیروی میکرد که سالها در بیزانس به سر برده بود و با کتب فلسفی یونان از جمله جمهور افلاطون آشنایی داشت. مزدک با توجه به جنبهٔ علمی این معتقدات میگفت خداوند مواهب حیات را برای استفادهٔ همگان آفریدهاست. اما حرص و زیادهخواهی و انباشتن مال به خشونت و بدرفتاری و نابرابری میانجامد. این گونه باورها با نظام اجتماعی عصر ساسانی به هیچ روی سازگار نبود. زیرا در آن جامعه، طبقات از یکدیگر جدا بودند و کسی نمیتوانست، ولو به لیاقت و استعداد، از حد اجتماعی خود تجاوز کند. مزدک که سخنوری ورزیده بود و نفوذ کلام بسیار داشت به هواخواهی مردم مستمند از درباریان میخواست که دست به تعدیل ثروت بزنند.
ثعالبی از قول مزدک مینویسد: «خداوند وسیله معیشت را در زمین نهاد تا مردم آنها را به تساوی میان خود تقسیم کنند چنانکه هیچیک از آنان نتواند بیش از سهم خود بگیرد، اما مردم به یکدیگر ستم ورزیدند و در پی آن برآمدند تا بر دیگری برتری یابند؛ زورمندان ناتوانان را بشکستند روزی و دارایی را برای خود گرفتند. بسیار ضروری است که از توانگران بگیرند و به تهیدستان دهند چنانکه همه در دارایی برابر گردند. هر آنکه در خواسته، زن و کالا فزونی حق او بر آنها بیش از دیگران نیست.»[۴] فردوسی بزرگ چنین میگوید:[۵]
| همیگفت هر کو توانگر بوَد | تهیدست با او برابر بوَد | |
| نباید که باشد کسی بر فزود | توانگر بوَد تار و درویش پود | |
| جهان راست باید که باشد به چیز | فزونی توانگر چرا جست نیز | |
| زن و خانه و چیز بخشیدنیست | تهیدست کس با توانگر یکیست | |
| من این را کنم راست تا دین پاک | شود ویژه پیدا بلند از مغاک[ |
فرجام مزدک و مزدکیان[ویرایش]
آیین مزدک توسط روحانیون و رهبران زرتشتی در زمان ساسانیان به عنوان یک بدعت شناخته شد و پیروان آن مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. انوشیروان پادشاه ساسانی، کارزاری را علیه این آئین در سال ۵۲۴ یا ۵۲۸ به راه انداخت و منجر به قتلعام بسیاری از پیران این آئین از جمله خود مزدک گردید و دین زرتشتی را دین رسمی کشور قرارداد.[۹]
روشهای گوناگونی برای مجازات مزدکیان در نظر گرفته شد. مثلاً در شاهنامه آمده است که سه هزار مزدکی زنده به گور شدند درحالی که پاهایشان رو به بالا قرار گرفته بود. خود مزدک وارونه تیرباران شد. روایات دیگری نیز از شیوهٔ شکنجه وجود دارند. پس از این رویدادها، انوشیروان شروع به اجری اصلاحات اجتماعی خود کرد.[۱۰] آیین مزدک پس از مرگ وی از بین رفت.[۱۱] بعدها مواردی مشاهده شد که مسلمانان از روحانیون زرتشتی که برای زرتشتیان حکم ارتداد صادر میکردند، حمایت میکردند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر