لا إِكراهَ فِي الدّين یعنی چه؟
در نظر داریم درزیر به این پر سش بپردازیم که آیا آنچه از لا إِكراهَ فِي الدّين مستفاد می شود به معنای آن است که افراد در پذیرش دین اسلام آزاد هستند. ابتدا سوره بقره آیه ۲۵۶ که لا إِكراهَ فِي الدّين بخشی از آن است را بطور کامل می آوریم و پس ازآن وارد بحث می شویم.
دسته دیگری از مفسرین که در قطب مخالف نظریه این دسته قرار دارند معتقدند که منظورازاین آیه آن است که در خود ذات اسلام اجبار و اکراهی نیست، نه اینکه انسانها در پذیرش و یا ترک آن آزاد باشند و اجباری ندارند. آنان در اثبات درستی نظرشان می گویند که باریتعالی انسان را آن گونه آفریده که تعالیم و احکامی که به رسول خود محمد وحی فرموده با سرشت ذاتی و علائق انسانی مردمان انطباق دارد و همه انسانها به پذیرش دین اسلام تمکین می کنند.
این دسته از مفسرین برای استحکام بخشیدن به ادله خود می گویند: اگر انسانها درپذیرش دین آزاد بودند پس قصد خدا از فرستادن رسولان خود به چه معنی است؟ و فلسفه بعثت رسول خدا بیهوده خواهد بود، از سویی اگر افراد در پذیرش دین اسلام آزاد بوده و اجباری نبود پس تبلیغ رسول خدا و غزوات بسیاری که با مشرکین و اهل کتاب( یهودیان و مسیحیان ) داشته است زیر سؤال رفته و بی پاسخ می ماند.
حامیان نظریات این دسته از مفسرین هم اگر به میزانی بیش از دسته اول نباشند ولی کمتر از آنها نیستند ازسویی بسیاری از مسلمانان نظرات دسته دوم را بیشتر مقرون به واقعیت می دانند. غیراز دو دسته بزرگ مفسرین وعلمای مسلمان که نظرشان نقل کردیم دسته دیگری از علمای دینی وجود دارند که سعی می کنند خودشان را پژوهشگران علوم دینی بنامند. اینان در موضعی کاملأ مخالف با دو دسته قبلی قراردارند.
این پژوهشگران براین نظرند که تفسیر و برداشت از متن قرآن باید در بستر تاریخی و مقتضیات آن دوره انجام گیرد، یعنی اینکه رسول خدا در ابتدا رسالت خود نیاز به نرمش و انعطاف در مقابل کفارومشرکین داشته و این آیات به او نازل شده و درست پس از هجرت به مدینه و به دست آوردن اقتدار وحامیان بسیار با کفار و مشرکین اعلام جهاد می کند.
این نظر پژوهشگران دینی هم می تواند با تردید همراه باشد به این علت که آیا پذیرفتنی است که رسول خدا تا زمانی که فاقد قدرت و نیروی جهادی است انسانها را در پذیرش دین آزاد و مختار بگذارد و به محض مقتدر بودن آنان را به روز واجبار و جنگهای بسیار به انقیاد خود درآورد ؟ اینجا است که تناقض و ناروشنی که در ابتدا به آن اشاره کردیم هویدا می شود.
از سویی اگر انسانها در پذیرش دین آزاد و مختار هستند چرا در ترک آن با مجارات سنگین و کشنده دراین جهان ودر آخرت مواجه شوند. انسانهای بسیار در طول تاریخ که حکومتهای اسلامی مسقر بوده با فتوای خلفا و مفتیان اسلامی به جرم ارتداد کشته شده اند.
نمونه واضع و بلحاظ زمانی نزدیک به ما کشتار ویا قتل عام بسیاری از جوانان به جرم مرتد و کفار حربی در حکومت اسلامی کشور خودمان ایران است. آیا مختار نمودن انسانها طبق فقه و احکام اسلامی بین پذیرش دین و یا مرگ برای بی اعتباردانستن این آیه کافی نیست.
با تحقیق و تفحص که در یک قرن اخیردر خصوص بازشناسی قرآن توسط قرآن شناسان اسلامی و غربی صورت گرفته و با علم به اینکه از عمر قرآنی که فعلأ مسلمان در دست دارند بیش از یک قرن نمی گذرد و مضافأ اینکه ما هیچگونه دسترسی به قرآنهای قبلی یعنی قرآن ابن مسعود، زید بن ثابت،ابوموسی اشعری وابیّ ابن کعب و به ادعای شیعیان قرآن علی ابن ابی طالب نداریم اثبات این مدعا که این آیات در قرآنهای پیشین بوده جای تردید است، این را هم بخاطر داشته باشیم که دردوره عثمان دخل و تصرفات بسیاری درهنگام جمع آوری قرآن صورت پذیرفته که مورد وثوق عده ای از علمای اسلامی است.
لا اکراه في الدّين قد تبيّن الرّشد من الغيّ فمن يکفر بالطّاغوت و يؤمن بالله فقد استمسک بالعروﺓ الوثقي لا انفصام لها والله سميعٌ عليم؛ سوره بقره، آيه 256.
«در دين اكراه روا نيست ، چرا كه راه از بيراهه به روشني آشكار شده است ، پس هرکس كه به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد، به راستي كه به دستاويز استواري دست زده است كه گسستگي ندارد و خداوند شنواي دانا است .»
ترجمه و تفاسیر متعددی ازاین آیه توسط مفسیرین و علمای اسلام و همینطور پژوهشگران علوم دینی صورت گرفته است. این تفاسیر و تعابیر مملو از تناقض و ناروشنی است. دسته ای از مفسرین قرآن که قصد القا حریت و مختار بودن انسانها درپذیرش دین بوده اند، اعتقاد دارند که انسانها در پذیرش دین آزاد هستند و هیچ اجبارواکراهی در قبول دین ندارند.دسته دیگری از مفسرین که در قطب مخالف نظریه این دسته قرار دارند معتقدند که منظورازاین آیه آن است که در خود ذات اسلام اجبار و اکراهی نیست، نه اینکه انسانها در پذیرش و یا ترک آن آزاد باشند و اجباری ندارند. آنان در اثبات درستی نظرشان می گویند که باریتعالی انسان را آن گونه آفریده که تعالیم و احکامی که به رسول خود محمد وحی فرموده با سرشت ذاتی و علائق انسانی مردمان انطباق دارد و همه انسانها به پذیرش دین اسلام تمکین می کنند.
این دسته از مفسرین برای استحکام بخشیدن به ادله خود می گویند: اگر انسانها درپذیرش دین آزاد بودند پس قصد خدا از فرستادن رسولان خود به چه معنی است؟ و فلسفه بعثت رسول خدا بیهوده خواهد بود، از سویی اگر افراد در پذیرش دین اسلام آزاد بوده و اجباری نبود پس تبلیغ رسول خدا و غزوات بسیاری که با مشرکین و اهل کتاب( یهودیان و مسیحیان ) داشته است زیر سؤال رفته و بی پاسخ می ماند.
حامیان نظریات این دسته از مفسرین هم اگر به میزانی بیش از دسته اول نباشند ولی کمتر از آنها نیستند ازسویی بسیاری از مسلمانان نظرات دسته دوم را بیشتر مقرون به واقعیت می دانند. غیراز دو دسته بزرگ مفسرین وعلمای مسلمان که نظرشان نقل کردیم دسته دیگری از علمای دینی وجود دارند که سعی می کنند خودشان را پژوهشگران علوم دینی بنامند. اینان در موضعی کاملأ مخالف با دو دسته قبلی قراردارند.
این پژوهشگران براین نظرند که تفسیر و برداشت از متن قرآن باید در بستر تاریخی و مقتضیات آن دوره انجام گیرد، یعنی اینکه رسول خدا در ابتدا رسالت خود نیاز به نرمش و انعطاف در مقابل کفارومشرکین داشته و این آیات به او نازل شده و درست پس از هجرت به مدینه و به دست آوردن اقتدار وحامیان بسیار با کفار و مشرکین اعلام جهاد می کند.
این نظر پژوهشگران دینی هم می تواند با تردید همراه باشد به این علت که آیا پذیرفتنی است که رسول خدا تا زمانی که فاقد قدرت و نیروی جهادی است انسانها را در پذیرش دین آزاد و مختار بگذارد و به محض مقتدر بودن آنان را به روز واجبار و جنگهای بسیار به انقیاد خود درآورد ؟ اینجا است که تناقض و ناروشنی که در ابتدا به آن اشاره کردیم هویدا می شود.
از سویی اگر انسانها در پذیرش دین آزاد و مختار هستند چرا در ترک آن با مجارات سنگین و کشنده دراین جهان ودر آخرت مواجه شوند. انسانهای بسیار در طول تاریخ که حکومتهای اسلامی مسقر بوده با فتوای خلفا و مفتیان اسلامی به جرم ارتداد کشته شده اند.
نمونه واضع و بلحاظ زمانی نزدیک به ما کشتار ویا قتل عام بسیاری از جوانان به جرم مرتد و کفار حربی در حکومت اسلامی کشور خودمان ایران است. آیا مختار نمودن انسانها طبق فقه و احکام اسلامی بین پذیرش دین و یا مرگ برای بی اعتباردانستن این آیه کافی نیست.
با تحقیق و تفحص که در یک قرن اخیردر خصوص بازشناسی قرآن توسط قرآن شناسان اسلامی و غربی صورت گرفته و با علم به اینکه از عمر قرآنی که فعلأ مسلمان در دست دارند بیش از یک قرن نمی گذرد و مضافأ اینکه ما هیچگونه دسترسی به قرآنهای قبلی یعنی قرآن ابن مسعود، زید بن ثابت،ابوموسی اشعری وابیّ ابن کعب و به ادعای شیعیان قرآن علی ابن ابی طالب نداریم اثبات این مدعا که این آیات در قرآنهای پیشین بوده جای تردید است، این را هم بخاطر داشته باشیم که دردوره عثمان دخل و تصرفات بسیاری درهنگام جمع آوری قرآن صورت پذیرفته که مورد وثوق عده ای از علمای اسلامی است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر