۱۳۹۶ شهریور ۱۰, جمعه

   


بنویس 

من عربم!

یادی از محمود درویش شاعر پرآوازه فلسطین


بیشتر دوستانی که اشعار محمود درویش را خوانده اند، شعر معروف او را بنام [ کارت هویت ] را بیاد دارند. این شعر جاودانه را در پایان متن باهم خواهیم خواند. من که هر زمانی شعری از شاعران پیشرو فلسطین می خوانم بلافاصله بیاد دوست نازنینم شادروان محمد رحیمی می افتم. زنده یاد محمد عاشق سرزمین فلسطین و دلباخته شاعران آن خصوصأ محمود درویش و سمیع القاسم بود. زمزمه کردن بخشی از شعر کارت هویت از سوی زنده یاد محمد رحیمی در خاطرم مانده است:

بالای صفحه اول بنویس!

من از کسی متنفّر نیستم


و بر احدالنّاسی خشم نمی‌گیرم

اما اگر گرسنه شوم

گوشت غاصب غذایم خواهد بود

پس بترسید! از گرسنگی و خشمم

بترسید!


محمود درویش شاعر پرآوازه و نماد واقعی شعر مقاومت فلسطین در سال ۱۹۴۱ در یکی از روستاهای شهر عکا فلسطن زاده شد. سرودن شعر را از زمان دانش آموزی آغاز کرد. اولین دفت شعرش را در ۱۹ سالگی انتشار داد. چهار بعد از دفتر اول دفتر دوم شعرش بنام[ برگهای زیتون ] چاپ کرد. با انتشار این دفتر ادب دوستان فلسطین ناظر تولد شاعری شدند که به حق نماینده واقعی شعر پیشرو و مقاومت سرزمین فلسطین بود.


اشعار محمود درویش حال و هوایی سرزمین اش دارد. شعرهای ساده و بی تکلف که فضای تصویری روشنی در آن موج می زند. جانمایه درونی اشعار او تلاقی پر شور عشق و سیاست است و این مفاهیم  را با حس شاعرانگی بی بدیلی در طرح کرده که تحسین خواننده را به همراه دارد.


در حسرت زادگاهش می سراید:


محمد،

می‌خواهد به  خانه برگردد 

بی  دوچرخه 

بی  پیرهنی نو 

در آرزوی  نیمکت  مدرسه

 و دفتر مشق‌هایش است  

 پدر! مرا به  خانه‌امان ببر  

تا مشق‌هایم را بنویسم 

و آهسته آهسته

 روی ساحل دریا  

و زیر سایه‌های  درختان ‌  نخل 

زندگی  کنم 

این  که چیز زیادی نیست 

این  که چیز زیادی  نیست 


محمود درویش در سالهای طولاتی فعالیت ادبی اش مدتی سر دبیر ماهنامه انجمن آزاد فلسطین بود. او در سال ۱۹۸۷ به عضویت کمیته اجرایی جنبش الفتح در آمد و بعد از ۶ در اعتراض به سیاستهای محافظه کارانه این تشکیلات از آن کناره گیری کرد. تشکیل دولت مستقل فلسطینی از خواسته های محمود درویش بود او با یهودی ستیزی موافق نبود و به فرهنگ و ادب اسرائیل احترام قائل بود.


محمود درویش سالهای زیادی از عمرش را در تبعید گذراند. او ۲۶ سال دور از وطنش فلسطین در شهرهای قاهره، بیروت، تونس و پاریس اقامت داشت. سال ۲۰۰۸ میلادی قلب شاعر و فرزند خلف خلق فلسطین بعد از یک عمل جراحی در بیمارستانی در آمریکا توقف کرد و جنبش و خلق فلسطین یکی از گرانبها ترین  شاعر و مدافعش را از دست داد. یادش  ماندگار باد.



حالا شعر [ کارت شناسایی ] او را باهم می خوانیم:

کارت شناسائی ، شعری از محمود درویش


بنویس!
من عربم
نامی بدون عنوانم!
صبور، در کشوری که مردمش سراپا خشمند
ریشه‌هایم قبل از اینکه زمان متولد شود
متولد شدند
قبل از این که تاریخ آغاز شود
قبل از توّلدِ کاج‌ها و درختانِ زیتون
و قبل از رویش گیاهان

فرزند خانواده‌ای دهقانم
پدرم... اشراف‌زاده نبود
و پدر بزرگم کشاورزی بود بی هیچ امتیاز طبقاتی
بی هیچ شجره‌نامه‌ای
که قبل از قرائتِ کتب
خورشید و سربلندی‌اش را به من آموخت
و خانه‌ام به کوخِِ ناطورانِ دشت شبیه است
ساخته شده از ترکه و ساقه‌های توخالی
آیا از موقعیّت من رضایتِ کامل داری؟
من نامی بدون عنوانم!

بنویس!
من عربم
تو باغستان‌های اجدادی‌ام را ربوده‌ای
و زمینی را که من و فرزندانم
بر آن کِشت می‌کردیم
و جز همین صخره‌های سخت، چیزی برایمان باقی نگذاشتی
و چنان که می‌گویند حکومت همین را هم از ما باز خواهد ستاند

بنابراین!
بالای صفحه اول بنویس!
من از کسی متنفّر نیستم
و بر احدالنّاسی خشم نمی‌گیرم
اما اگر گرسنه شوم
گوشت غاصب غذایم خواهد بود
پس بترسید! از گرسنگی و خشمم
بترسید!
اسامی دفتر اشعار محمود درویش و جوایزی که دریافت کرده بود:

گنجشک‌های بی بال ( 1960)

 برگ‌های زیتون ( 1964)

عاشقی از فلسطین ( 1966) 

 تخت بیگانه 1999


 جایزه‌ی ابن سینا،

جایزة‌ صلحِ لنین ، جایزه لوتس از انجمن نویسندگان افریقا-آسیایی،

جایزه‌ی هنر‌های حماسی فرانس و 

مدالِ آثارِ ادبی و جایزه آزادی فرهنگی از بنیاد لنان 

جایزه صلح استالین شوروی سابق را به خود اختصاص داده است. 

جایزه‌ی ناظم‌ حکمت به او تعلق گرفته است.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر