یادی از محمود درویش شاعر پیشرو جنبش مقاومت فلسطین
بیشتر دوستانی که اشعار محمود درویش را خوانده اند، شعر معروف او را بنام [ کارت شناسایی ] بیاد دارند. این شعر جاودانه را در پایان متن باهم خواهیم خواند. من که هر زمانی شعری از شاعران پیشرو فلسطین می خوانم بلافاصله بیاد دوست نازنینم شادروان محمد رحیمی می افتم. زنده یاد محمد شیفته سرزمین فلسطین و دلباخته شاعران آن خصوصأ محمود درویش و سمیع القاسم بود. زمزمه کردن بخشی از شعر [ کارت شناسایی ] از سوی زنده یاد محمد رحیمی هنوز در خاطرم مانده است:
همچنین! بنویس :
محمود درویش شاعر پرآوازه و نماد واقعی شعرجنبش مقاومت فلسطین در سال ۱۹۴۱ در یکی از روستاهای شهر عکا فلسطین زاده شد. سرودن شعر را از زمان دانش آموزی آغاز کرد. اولین دفتر شعرش در ۱۹ سالگی انتشار داد. چهار سال بعد از دفتر اول دفتر دوم شعرش بنام[ برگهای زیتون ] چاپ کرد. با انتشار این دفتر دوستداران شعر جنبش رهایی بخش فلسطین شاهد میلاد شاعری شدند که به حق نماینده واقعی شعر پیشروسرزمین فلسطین بود.
اشعار محمود درویش حال و هوایی سرزمین اش دارد. شعرهای ساده و بی تکلف که فضا وتصویری روشنی به مخاطب پیشکش می کند.. جانمایه درونی اشعار اوامتزاج پر شور عشق و سیاست است و این مفاهیم پر شکوه را با حس شاعرانگی بی بدیلی دراشعارش بیان می کند.
در حسرت زادگاهش می سراید:
محمد،
میخواهد به خانه برگردد
بی دوچرخه
بی پیرهنی نو
در آرزوی نیمکت مدرسه
و دفتر مشقهایش است
پدر! مرا به خانه مان ببر
تا مشقهایم را بنویسم
و آهسته آهسته
روی ساحل دریا
و زیر سایههای درختان نخل
زندگی کنم
این که چیز زیادی نیست
این که چیز زیادی نیست
محمود درویش در فرازو فرود طولاتی فعالیت ادبی اش مدتی سر دبیر ماهنامه انجمن آزادی فلسطین بود. او در سال ۱۹۸۷ به عضویت کمیته اجرایی جنبش الفتح در آمد و پس از ۶ سال در اعتراض به سیاستهای محافظه کارانه این تشکیلات از آن کناره گیری کرد. تشکیل دولت مستقل فلسطینی از خواسته های محمود درویش بود او با یهودی ستیزی موافق نبود و به فرهنگ و ادب اسرائیل احترام قائل بود.
محمود درویش سالهای زیادی از عمرش را در تبعید گذراند. او ۲۶ سال دور از وطنش فلسطین در شهرهای قاهره، بیروت، تونس و پاریس اقامت داشت. سال ۲۰۰۸ میلادی قلب شاعر و فرزند خلف خلق فلسطین پس از یک عمل جراحی در بیمارستانی در آمریکا از کار کردن بازایستاد و جنبش و خلق فلسطین یکی از گرانبها ترین شاعران و مدافعانش را از دست داد.
یادش گرامی باد.
حالا شعر[ کارت شناسایی ] او را باهم می خوانیم:
*******************
اسامی دفتر اشعار محمود درویش و جوایزی که دریافت کرده بود:
گنجشکهای بی بال ( 1960)
برگهای زیتون ( 1964)
عاشقی از فلسطین ( 1966)
تخت بیگانه 1999
**********
جایزهی ابن سینا
جایزة صلحِ لنین
جایزه لوتس از انجمن نویسندگان افریقا-آسیایی
جایزهی هنرهای حماسی فرانس
مدالِ آثارِ ادبی و جایزه آزادی فرهنگی از بنیاد لنان
جایزه صلح استالین شوروی سابق
جایزهی ناظم حکمت
بیشتر دوستانی که اشعار محمود درویش را خوانده اند، شعر معروف او را بنام [ کارت شناسایی ] بیاد دارند. این شعر جاودانه را در پایان متن باهم خواهیم خواند. من که هر زمانی شعری از شاعران پیشرو فلسطین می خوانم بلافاصله بیاد دوست نازنینم شادروان محمد رحیمی می افتم. زنده یاد محمد شیفته سرزمین فلسطین و دلباخته شاعران آن خصوصأ محمود درویش و سمیع القاسم بود. زمزمه کردن بخشی از شعر [ کارت شناسایی ] از سوی زنده یاد محمد رحیمی هنوز در خاطرم مانده است:
همچنین! بنویس :
در بالای صفحهی اول
من از مردم نفرتی ندارم
و از کسی نمیدزدم
اما ...
اگر گرسنه شوم
گوشت چپاولگرانم را
خواهم خورد
حذر کن ...
حذر کن ...
از گرسنگیم
و از خشمم
محمود درویش شاعر پرآوازه و نماد واقعی شعرجنبش مقاومت فلسطین در سال ۱۹۴۱ در یکی از روستاهای شهر عکا فلسطین زاده شد. سرودن شعر را از زمان دانش آموزی آغاز کرد. اولین دفتر شعرش در ۱۹ سالگی انتشار داد. چهار سال بعد از دفتر اول دفتر دوم شعرش بنام[ برگهای زیتون ] چاپ کرد. با انتشار این دفتر دوستداران شعر جنبش رهایی بخش فلسطین شاهد میلاد شاعری شدند که به حق نماینده واقعی شعر پیشروسرزمین فلسطین بود.
اشعار محمود درویش حال و هوایی سرزمین اش دارد. شعرهای ساده و بی تکلف که فضا وتصویری روشنی به مخاطب پیشکش می کند.. جانمایه درونی اشعار اوامتزاج پر شور عشق و سیاست است و این مفاهیم پر شکوه را با حس شاعرانگی بی بدیلی دراشعارش بیان می کند.
در حسرت زادگاهش می سراید:
محمد،
میخواهد به خانه برگردد
بی دوچرخه
بی پیرهنی نو
در آرزوی نیمکت مدرسه
و دفتر مشقهایش است
پدر! مرا به خانه مان ببر
تا مشقهایم را بنویسم
و آهسته آهسته
روی ساحل دریا
و زیر سایههای درختان نخل
زندگی کنم
این که چیز زیادی نیست
این که چیز زیادی نیست
محمود درویش در فرازو فرود طولاتی فعالیت ادبی اش مدتی سر دبیر ماهنامه انجمن آزادی فلسطین بود. او در سال ۱۹۸۷ به عضویت کمیته اجرایی جنبش الفتح در آمد و پس از ۶ سال در اعتراض به سیاستهای محافظه کارانه این تشکیلات از آن کناره گیری کرد. تشکیل دولت مستقل فلسطینی از خواسته های محمود درویش بود او با یهودی ستیزی موافق نبود و به فرهنگ و ادب اسرائیل احترام قائل بود.
محمود درویش سالهای زیادی از عمرش را در تبعید گذراند. او ۲۶ سال دور از وطنش فلسطین در شهرهای قاهره، بیروت، تونس و پاریس اقامت داشت. سال ۲۰۰۸ میلادی قلب شاعر و فرزند خلف خلق فلسطین پس از یک عمل جراحی در بیمارستانی در آمریکا از کار کردن بازایستاد و جنبش و خلق فلسطین یکی از گرانبها ترین شاعران و مدافعانش را از دست داد.
یادش گرامی باد.
حالا شعر[ کارت شناسایی ] او را باهم می خوانیم:
بنویس !
من عربم
شمارهی شناسنامهام پنجاه هزار
هشت کودک دارم و نهمینشان ،
در تابستان آینده میآید!
آیا خشمگینی؟
بنویس!
من عربم
و با دوستان در کارگاهی کار میکنم
هشت کودک دارم
قرص نانی برایشان در میآورم
و لباسهایی
و دفتری از سنگ ...
و به صدقههای درگاهت توسل نمیجویم،
و پست نمیشوم
در برابر چارچوب نگاهت
آیا خشمگینی؟
بنویس!
من عربم
من نامی بدون لقبم
صبورم
در کشوری که تمام ساکنینش
با جوشش خشم زندهاند
ریشههایم ...
قبل از تولد زمان پا گرفتند
و قبل از شکوفایی روزگاران
قبل از سرو و زیتون
و قبل از رشد شاخهها
پدرم ...
از خاندان گاو آهن است
و نه از اربابان اشراف!
و جدم دهقانی بود
بدون حسب و نسبی!
منزلم ،
کلبهی ناطوری است از نیها و شاخهها
آیا مقامم ترا راضی میسازد؟
من نامی بدون لقبم بنویس!
من عربم
رنگ موهایم ...
مشکی است
رنگ چشمهایم ..
قهوهای است
مشخصاتم :
بر روی سرم عقالی است
بر روی کوفیه و دستهام
چون سنگ محکمند
لمس کنندگان را میخراشند
و بهترین غذایی که دوست دارم
روغن است و بنشن ...
آدرسم :
من از قریه دورافتادهی گمنامی هستم
خیابانهایش بینامند
و تمام مردانش در مزرعهاند و کارگاه
آیا خشمگینی؟
بنویس!
من عربم
باغهای انگور اجدادم را چپاول کردی
و زمینی را که میکاشتم من و تمام فرزندانم
و برایمان
و برای تمام نوههایم
نگذاشتی جز این سنگها ...
آیا خواهد برد آنها را حکومت شما ...
چنانکه گفته میشود؟!
همچنین! بنویس :
در بالای صفحهی اول
من از مردم نفرتی ندارم
و از کسی نمیدزدم
اما ...
اگر گرسنه شوم
گوشت چپاولگرانم را
خواهم خورد
حذر کن ...
حذر کن ...
از گرسنگیم
و از خشمم
اسامی دفتر اشعار محمود درویش و جوایزی که دریافت کرده بود:
گنجشکهای بی بال ( 1960)
برگهای زیتون ( 1964)
عاشقی از فلسطین ( 1966)
تخت بیگانه 1999
**********
جایزهی ابن سینا
جایزة صلحِ لنین
جایزه لوتس از انجمن نویسندگان افریقا-آسیایی
جایزهی هنرهای حماسی فرانس
مدالِ آثارِ ادبی و جایزه آزادی فرهنگی از بنیاد لنان
جایزه صلح استالین شوروی سابق
جایزهی ناظم حکمت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر