آیا اسلام عادلانه است ؟
بر همین مبنا،عدالت یعنی “انجام واجبات و ترک محرمات”[۱۶]. احکام فقهی عین عدالت اند، ابدی/دائمی اند و هیچ کس (حتی پیامبر و ائمه) مجاز به نسخ یا موقتی کردن آنها نیستند[۱۷]. خداوند فرمان داده تا مشرکان را به زور مسلمان کنند و یا به قتل برسانند؛ این عین عدالت است و هیچ کس نمیتواند این حکم دائمی خداوند را نسخ کند[۱۸].
- مدعای اسلام فقاهتی ضعیف: احکام و فرامین قرآن و سنت معتبر نبوی در زمان خود “عادلانه”، “عقلایی” و “برتر” از همهی نظامهای حقوقی جهان آن دوره بودهاند. اما در جهان امروز،مدرنیته (عقلانیت مدرن،عدالت مدرن و…) ملاک و میزان است و هر حکمی از قرآن و سنت نبوی که با اینها تعارض داشته باشد،احکام و فرامینی موقتی باید به شمار روند
آیا احکام فقهی برده داری و احکام نسبت مسلمانها با پیروان دیگر ادیان عادلانه تر، عقلایی تر و برتر از منشور کوروش است که ۱۱۰۰ سال پیش از ظهور اسلام صادر شد؟ کوروش به طور کلی برده داری را لغو کرد[۲۴].
آیا نظام حقوقی اسلام با نظام حقوقی رومی و چینی مقایسه شده و نشان داده شده که این نظام از آن نظامها برتر و عادلانه تر و عقلایی تر بوده است؟ به عنوان مثال، در ایران زنان پادشاه هم وجود داشته است. (یک نمونه پوراندخت دختر خسرو پرویز است که فردوسی درباره ی او گفته است:همی داشت این زن جهان را به مهر/ نجست از بر خاک باد سپهر. پس از او خواهرش به حکومت رسید.) آیا احکام اسلام درباره ی ریاست زنان از احکام نظام شاهنشاهی ایران برتر بوده است؟
اگر چه هیچ کس نمیتواند با ذهن خالی به سراغ متن رود،ا ما در عین حال روشن است که نظریههای مدرن نمیتوانسته در جهان کهن وجود داشته یا کسی از آنها آگاه باشد. نظریههای جهان کهن با نظام معیشتی و معرفتی آنان سازگار بوده است .جهان ماقبل مدرن، جهان نابرابریها بود.یعنی، عدالت آنان با نابرابری سازگار و همنشین است. نابرابری در آن سیاق/ زمینه عادلانه بود. به همین دلیل،در عین دعوت قرآن به عدالت و نفی ستم، یک نظام حقوقی کاملاً نابرابر به عنوان نظامی عادلانه در قرآن تجویز شده است.به تعبیر دقیق تر،پیامبر گرامی اسلام، عرف عقلای منطقه ی زندگی خود را- همراه با اندکی اصلاح- امضا کرده است.
این نظام حقوقی، زنان و مردان،مالکان و برده ها،مسلمانان و نامسلمانان و… را نابرابر به شمار آوده است. به تعبیر دقیق تر،اینها در جهان واقع نابرابر بودند؛ عرف عقلای منطقه هم این نابرابری را تصویب میکرد؛ پیامبر هم با اندکی تعدیل آن را امضا کرد و به عنوان نظامی عادلانه تجویز نمود.
جهان ماقبل مدرن، جهان نابرابریها بود.یعنی، عدالت آنان با نابرابری سازگار و همنشین است. نابرابری در آن سیاق/ زمینه عادلانه بود. به همین دلیل،در عین دعوت قرآن به عدالت و نفی ستم، یک نظام حقوقی کاملاً نابرابر به عنوان نظامی عادلانه در قرآن تجویز شده است.به تعبیر دقیق تر،پیامبر گرامی اسلام، عرف عقلای منطقه ی زندگی خود را- همراه با اندکی اصلاح- امضا کرده است.
بر همین مبنا،عدالت یعنی “انجام واجبات و ترک محرمات”[۱۶]. احکام فقهی عین عدالت اند، ابدی/دائمی اند و هیچ کس (حتی پیامبر و ائمه) مجاز به نسخ یا موقتی کردن آنها نیستند[۱۷]. خداوند فرمان داده تا مشرکان را به زور مسلمان کنند و یا به قتل برسانند؛ این عین عدالت است و هیچ کس نمیتواند این حکم دائمی خداوند را نسخ کند[۱۸].
- مدعای اسلام فقاهتی ضعیف: احکام و فرامین قرآن و سنت معتبر نبوی در زمان خود “عادلانه”، “عقلایی” و “برتر” از همهی نظامهای حقوقی جهان آن دوره بودهاند. اما در جهان امروز،مدرنیته (عقلانیت مدرن،عدالت مدرن و…) ملاک و میزان است و هر حکمی از قرآن و سنت نبوی که با اینها تعارض داشته باشد،احکام و فرامینی موقتی باید به شمار روند
آیا احکام فقهی برده داری و احکام نسبت مسلمانها با پیروان دیگر ادیان عادلانه تر، عقلایی تر و برتر از منشور کوروش است که ۱۱۰۰ سال پیش از ظهور اسلام صادر شد؟ کوروش به طور کلی برده داری را لغو کرد[۲۴].
آیا نظام حقوقی اسلام با نظام حقوقی رومی و چینی مقایسه شده و نشان داده شده که این نظام از آن نظامها برتر و عادلانه تر و عقلایی تر بوده است؟ به عنوان مثال، در ایران زنان پادشاه هم وجود داشته است. (یک نمونه پوراندخت دختر خسرو پرویز است که فردوسی درباره ی او گفته است:همی داشت این زن جهان را به مهر/ نجست از بر خاک باد سپهر. پس از او خواهرش به حکومت رسید.) آیا احکام اسلام درباره ی ریاست زنان از احکام نظام شاهنشاهی ایران برتر بوده است؟
اگر چه هیچ کس نمیتواند با ذهن خالی به سراغ متن رود،ا ما در عین حال روشن است که نظریههای مدرن نمیتوانسته در جهان کهن وجود داشته یا کسی از آنها آگاه باشد. نظریههای جهان کهن با نظام معیشتی و معرفتی آنان سازگار بوده است .جهان ماقبل مدرن، جهان نابرابریها بود.یعنی، عدالت آنان با نابرابری سازگار و همنشین است. نابرابری در آن سیاق/ زمینه عادلانه بود. به همین دلیل،در عین دعوت قرآن به عدالت و نفی ستم، یک نظام حقوقی کاملاً نابرابر به عنوان نظامی عادلانه در قرآن تجویز شده است.به تعبیر دقیق تر،پیامبر گرامی اسلام، عرف عقلای منطقه ی زندگی خود را- همراه با اندکی اصلاح- امضا کرده است.
این نظام حقوقی، زنان و مردان،مالکان و برده ها،مسلمانان و نامسلمانان و… را نابرابر به شمار آوده است. به تعبیر دقیق تر،اینها در جهان واقع نابرابر بودند؛ عرف عقلای منطقه هم این نابرابری را تصویب میکرد؛ پیامبر هم با اندکی تعدیل آن را امضا کرد و به عنوان نظامی عادلانه تجویز نمود.
جهان ماقبل مدرن، جهان نابرابریها بود.یعنی، عدالت آنان با نابرابری سازگار و همنشین است. نابرابری در آن سیاق/ زمینه عادلانه بود. به همین دلیل،در عین دعوت قرآن به عدالت و نفی ستم، یک نظام حقوقی کاملاً نابرابر به عنوان نظامی عادلانه در قرآن تجویز شده است.به تعبیر دقیق تر،پیامبر گرامی اسلام، عرف عقلای منطقه ی زندگی خود را- همراه با اندکی اصلاح- امضا کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر