بزرگ علوی و چشم هایش
بسیاری از ناقدان ادبیات میهنمان هدایت و بزرگ علوی را از پیشگامان ادبیات مدرن ایران می دانند. تأثیر پذیری و دوستی بزرگ علوی و هدایت را در ادامه خواهیم آورد. بزرگ علوی فزرند سید ابوالحسن علوی و در سال ۱۲۸۳ در تهران دیده به جهان گشود. او خودش را این گونه معرفی می کند:
من مجتبی بزرگ در بهمن ماه سال ۱۲۸۳در تهران محله چاله میدان و بازار آهنگر ها به دنیا آمدم در یک خانواده متوسط ، پدرم سید ابوالحسن علوی و مادرم خدیجه قمر السادات که از طرفداران مشروطیت بودند من شش برادر و خواهر داشتم ، سه دختر و سه پسر که من فرزند سوم آنان بودم . پدر بزرگم وکیل بود و در کار سیاست دخالت داشت .
بزرگ علوی نخستین داستان خود که تحت تأثیر داستانهای هدایت بود بنام[ چمدان ] در جوانی نوشت. در پیوند با آشنایی با شخصیت بی بدیل ترین نویسنده میهنمان هدایت می گوید:
آشنایی من با صادق هدایت با عث تشویق من در راه نویسندگی و خلق آثار ادبی شد در آن روزها هدایت، مجتبی مینوی و مسعود فرزاد (که بعدها دیگران هم به آن پیوستند) دیدارهای مرتبی داشتیم ( گروه ربعه ) . درآن زمان بازار ادب در انحصار هفت هشت شخصیت ممتاز مثل حکمت، تقیزاده، اقبال، قزوینی، سعید نفیسی و از این قبیل بود( گروه سبعه ) .
سادگی و صافی هدایت، ادب و نجابتش، عشق و علاقه او به انسان و حیوان، دلبستگی او به سرنوشت محرومین و ایثار و گذشت او در جستجوی زیبایی و درستی در دنیای نکبت زده ای که در آن می زیست، برای چند نفری که دوروبر او بودند، ضرب المثل بود.
کینه شتری به مسلمان زده ها می ورزید. روزی یک خوشه انگور حبه درشت را در آفتاب نگه داشت و گفت: عجب است. این خدائی که این دانه های زیبای درخشان را آفریده، این موجودات وحشتناک را هم خلق کرده. عرب ها همیشه در نظرش چاقوکشانی بودند که در قهوه خانه های الجزیره ای در پاریس دیده بود، در جنگ های ایران و عرب آنها را در شکل شمشیر به دست هایی تصور می کرد که به جان دخترهای ایرانی می افتادند و آنها را به کنیزی می بردند...
سبک ادبی بزرگ علوی را می توان واقع گرایی اجتماعی دانست. او در بیشتر داستانهایش نابسامانی اجتماعی توده ها و شرح مبارزات انقلابیون علیه استبداد را به رشته تحریر کشیده است. شرح کوتاه نویسندگی اش را از زبان خودش بشنویم:
عموی وسطی من، سید عبد العلی اهلِ شعر بود و دائما حافظ میخواند و شعر میگفت و از همان زمان، پرتو تخلص میکرد. و اگر من امروز پس از عمری هنوز هم از غزلهای حافظ خوشم میآید، از او این نعمت نصیب من شده است. من هم به تقلید او شعر میگفتم و حتا یک بار با غلامعلی فریور شعری گفتیم و مسألهٔ حسابی را به صورت منظوم حل کردیم و آن را پیش مدیر "نسیم شمال" که دفترش در میدانچهٔ جلوی مسجد شاه بود، بردیم که در روزنامهاش چاپ کند. این شعر به اسم غلامعلی فریور درآمد و نامی از من نبود. من سخت پکر شدم. این نخستین شکست من در عالم نویسندگی بود. من سعی می کردم هرداستانی که می نویسم مورد حوادث مهم زمانه را در داستان هایم منعکس کنم مثل داستان گیله مرد که حوادثش در گیلان بود .
شاهکار ادبی بزرگ علوی کتاب [ چشم هایش ] است. این کتاب گرچه در فضای رمانتیک خلق شده اما مسائل سیاسی و مبارزاتی بستر واقعی آنرا تشکیل می دهد. او این کتاب را در سال ۱۳۳۱ منتشر کرد.
بزرگ علوی خیلی زود به عالم سیاست وارد شد و در سال ۱۳۱۶ همراه گروه تقی ارانی( ۵۳ نفر ) دستگیر و به جرم پیروی از مرام اشتراکی ( کمونیسم ) به زندان افتاد. در دوران زندان ( ورق پاره های زندان ) نوشت که بعد به عنوان کتابی به همین نام به چاپ رساند. در مهر ماه ۱۳۲۰ او همراه دیگر بازماندگان گروه ۵۳ نفر از بنیانگذاران حزب توده بود و به عضویت این حزب در آمد. پس از کودتای سال ۱۳۳۲به آلمان شرقی رفت.خودش در این باره می گوید:
در سال 1332 و سن 49 سالگی به من اطلاع دادند که جایزه صلح به من اهدا خواهد شد به همین علت من اول به پراگ بعد به وین رفتم . در دانشگاه هومبولت به عنوان استادیار مشغول به کار شدم و به من ماموریت داده شد که در زمینه ی پایه گذاری رشته ایرانشناسی و زبان فارسی فعالیت کنم .
بزرگ علوی سالها در دانشگاه هومبولت به تدریس زبان و ادبیات فارسی پرداخت. او در زمان اقامتش در آلمان دو کتاب بنامهای [ مبازرات مردم ایران و تاریخچه ادبیات فارسی نوین ] به زبان آلمانی نوشت و منتشر کرد. فرهنگ لغات آلمانی به فارسی او با گذشت سالیان طولانی از اعتبار خاصی برخودار است.
بی وفا عروس این چرخ گردون به او هم وفا نکرد و بزرگ علوی نویسنده و فعال سیاسی چپ گرا در 27 بهمن 1375 در برلین درگذشت. در مراسم خاکسپاری او روشنفکران بسیاری از طیفهای گوناگون شرکت کردند.
معروفترین کتابهای علوی اینها هستند:
چمدان،
چشمهایش
ورقپارههای زندان
۵۳ نفر
میرزا
سالاریها
موریانه
گیله مرد
بسیاری از ناقدان ادبیات میهنمان هدایت و بزرگ علوی را از پیشگامان ادبیات مدرن ایران می دانند. تأثیر پذیری و دوستی بزرگ علوی و هدایت را در ادامه خواهیم آورد. بزرگ علوی فزرند سید ابوالحسن علوی و در سال ۱۲۸۳ در تهران دیده به جهان گشود. او خودش را این گونه معرفی می کند:
من مجتبی بزرگ در بهمن ماه سال ۱۲۸۳در تهران محله چاله میدان و بازار آهنگر ها به دنیا آمدم در یک خانواده متوسط ، پدرم سید ابوالحسن علوی و مادرم خدیجه قمر السادات که از طرفداران مشروطیت بودند من شش برادر و خواهر داشتم ، سه دختر و سه پسر که من فرزند سوم آنان بودم . پدر بزرگم وکیل بود و در کار سیاست دخالت داشت .
بزرگ علوی نخستین داستان خود که تحت تأثیر داستانهای هدایت بود بنام[ چمدان ] در جوانی نوشت. در پیوند با آشنایی با شخصیت بی بدیل ترین نویسنده میهنمان هدایت می گوید:
آشنایی من با صادق هدایت با عث تشویق من در راه نویسندگی و خلق آثار ادبی شد در آن روزها هدایت، مجتبی مینوی و مسعود فرزاد (که بعدها دیگران هم به آن پیوستند) دیدارهای مرتبی داشتیم ( گروه ربعه ) . درآن زمان بازار ادب در انحصار هفت هشت شخصیت ممتاز مثل حکمت، تقیزاده، اقبال، قزوینی، سعید نفیسی و از این قبیل بود( گروه سبعه ) .
سادگی و صافی هدایت، ادب و نجابتش، عشق و علاقه او به انسان و حیوان، دلبستگی او به سرنوشت محرومین و ایثار و گذشت او در جستجوی زیبایی و درستی در دنیای نکبت زده ای که در آن می زیست، برای چند نفری که دوروبر او بودند، ضرب المثل بود.
کینه شتری به مسلمان زده ها می ورزید. روزی یک خوشه انگور حبه درشت را در آفتاب نگه داشت و گفت: عجب است. این خدائی که این دانه های زیبای درخشان را آفریده، این موجودات وحشتناک را هم خلق کرده. عرب ها همیشه در نظرش چاقوکشانی بودند که در قهوه خانه های الجزیره ای در پاریس دیده بود، در جنگ های ایران و عرب آنها را در شکل شمشیر به دست هایی تصور می کرد که به جان دخترهای ایرانی می افتادند و آنها را به کنیزی می بردند...
سبک ادبی بزرگ علوی را می توان واقع گرایی اجتماعی دانست. او در بیشتر داستانهایش نابسامانی اجتماعی توده ها و شرح مبارزات انقلابیون علیه استبداد را به رشته تحریر کشیده است. شرح کوتاه نویسندگی اش را از زبان خودش بشنویم:
عموی وسطی من، سید عبد العلی اهلِ شعر بود و دائما حافظ میخواند و شعر میگفت و از همان زمان، پرتو تخلص میکرد. و اگر من امروز پس از عمری هنوز هم از غزلهای حافظ خوشم میآید، از او این نعمت نصیب من شده است. من هم به تقلید او شعر میگفتم و حتا یک بار با غلامعلی فریور شعری گفتیم و مسألهٔ حسابی را به صورت منظوم حل کردیم و آن را پیش مدیر "نسیم شمال" که دفترش در میدانچهٔ جلوی مسجد شاه بود، بردیم که در روزنامهاش چاپ کند. این شعر به اسم غلامعلی فریور درآمد و نامی از من نبود. من سخت پکر شدم. این نخستین شکست من در عالم نویسندگی بود. من سعی می کردم هرداستانی که می نویسم مورد حوادث مهم زمانه را در داستان هایم منعکس کنم مثل داستان گیله مرد که حوادثش در گیلان بود .
شاهکار ادبی بزرگ علوی کتاب [ چشم هایش ] است. این کتاب گرچه در فضای رمانتیک خلق شده اما مسائل سیاسی و مبارزاتی بستر واقعی آنرا تشکیل می دهد. او این کتاب را در سال ۱۳۳۱ منتشر کرد.
بزرگ علوی خیلی زود به عالم سیاست وارد شد و در سال ۱۳۱۶ همراه گروه تقی ارانی( ۵۳ نفر ) دستگیر و به جرم پیروی از مرام اشتراکی ( کمونیسم ) به زندان افتاد. در دوران زندان ( ورق پاره های زندان ) نوشت که بعد به عنوان کتابی به همین نام به چاپ رساند. در مهر ماه ۱۳۲۰ او همراه دیگر بازماندگان گروه ۵۳ نفر از بنیانگذاران حزب توده بود و به عضویت این حزب در آمد. پس از کودتای سال ۱۳۳۲به آلمان شرقی رفت.خودش در این باره می گوید:
در سال 1332 و سن 49 سالگی به من اطلاع دادند که جایزه صلح به من اهدا خواهد شد به همین علت من اول به پراگ بعد به وین رفتم . در دانشگاه هومبولت به عنوان استادیار مشغول به کار شدم و به من ماموریت داده شد که در زمینه ی پایه گذاری رشته ایرانشناسی و زبان فارسی فعالیت کنم .
بزرگ علوی سالها در دانشگاه هومبولت به تدریس زبان و ادبیات فارسی پرداخت. او در زمان اقامتش در آلمان دو کتاب بنامهای [ مبازرات مردم ایران و تاریخچه ادبیات فارسی نوین ] به زبان آلمانی نوشت و منتشر کرد. فرهنگ لغات آلمانی به فارسی او با گذشت سالیان طولانی از اعتبار خاصی برخودار است.
بی وفا عروس این چرخ گردون به او هم وفا نکرد و بزرگ علوی نویسنده و فعال سیاسی چپ گرا در 27 بهمن 1375 در برلین درگذشت. در مراسم خاکسپاری او روشنفکران بسیاری از طیفهای گوناگون شرکت کردند.
معروفترین کتابهای علوی اینها هستند:
چمدان،
چشمهایش
ورقپارههای زندان
۵۳ نفر
میرزا
سالاریها
موریانه
گیله مرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر