[ نه به فضای پادگانی دانشگاهها ]
بمناسبت فرا رسیدن روز دانشجو
روزی که به کارخانه ها هجوم بردند
من اعتراض نکردم
چون کارگر نبودم.
روزی که به مزارع یورش بردند
و دهقانان را به رگبار بستند
من فریاد بر نیاوردم
چون دهقان نبودم.
روزی که به دانشگاهها ریختند
و دانشجویان را سرکوب کردند
من بر نخاستم
چون دانشجو نبودم.
روزی که مرا گرفتند
دیگر کسی نبود که فریاد بر آورد.
***********
۶۴ سال قبل در۱۶ آذر ماه سال ۱۳۳۲ دانشجویان ضد استبداد و استعمار دانشگاه تهران در اعتراض به سفر ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا در دانشگاه دست به تظاهرات زدند. گاردهای سرکوبگر پدر تاجدار!! دانشجویان معترض را به گلوله بست که در این جریان سه تن از دانشجویان آزادیخواه و استبداد ستیز دانشگاه به نامهای بزرگ نیا، رضوی و قندچی کشته شدند.
پس از به خون کشیدن دانشجویان در صحن دانشگاه، این روز یعنی ۱۶ آذر به نام روز دانشجو و سمبل مقاومت و پایداری دانشجویان در برابر استبداد و نابرابری طبقاتی نام گذاری شد و هر سال دراین روز در دانشگاههای سراسر میهنمان در پاسداشت مبارزات دانشجویان مراسمی برگزار می شود.
دانشجویان مبارزوانقلابی میهنمان در تمام این سالهای پر فراز و نشیب به جهت داشتن پتانسیل و روحیه انقلابی و آزادیخواهی درمسیررشد و اعتلا مبارزات آزادی طلبانه و مساوات خواهانه در میهنمان درخشیده اند. شاخص ترین مرحله این مبارزات دانشجویی از مقطع قیام بهمن سال ۵۷ آغاز و تا زمان انقلاب ضد فرهنگی دار و دسته سروش و خط امامی ها ادامه داشت، در این مقطع بسیاری از دانشجویان مارکسیست تحت عنوان دانشجویان پیشگام مبارزات انقلابی خود را به پیش می بردند.
جنبش انقلابی دانشجویان در این مدت زمان کوتاه چنان اوج و شدت گرفته بود که آخوندها و نیروهای حزب الهی را به وحشت انداخته بود. به دستور خمینی و حکم شورای انقلاب ضد فرهنگی نیروهای سرکوب و حزب الله به تشکل های انقلابی در دانشگاهها حمله کردند و عده ای از دانشجویان در این یورش کشته شدند. به دنبال این سرکوبگری ها ملایان حاکم دانشگاهای سراسر کشور را برای مدتی تعطیل کردند.
پس از بازگشایی دانشگاهها مبارزات دانشجویی متوقف نشد، در این سالها جنبش دانشجویی چندین خیزش انقلابی از سر گذراند که بالنده ترین آنها اعتراضات دانشجویی تیرماه ۷۸ و خیزش انقلابی ۸۲ و مشخص ترین مبارزات انقلابی دانشجویان میهنمان در بزرگذاشت روز دانشجو سال ۸۶ بود که دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ( داب ) با شعارهای آزادی و برابری و مستقل از تشکل دانشجویی جناحهای حکومتی به اعتراض برخاستند.
آنچه دراین فراز و فرودهای مبارزات دانشجویی میهنمان به اثبات رسیده اینکه حاکمیت آزادی ستیز آخوندها با ترفندهای مختلف تلاش می ورزند که تشکلهای سیاسی و صنفی دانشجویی را به زائده و وابسته به جناحهای حکومتی تبدیل کنند و از ایجاد و برپایی تشکل دانشجویی مستقل و غیر حکومتی شدیداً جلوگیری بعمل آورند.
با عنایت به این گفته معروف که '' گذشته چراغ راه آینده است'' بی تردید برای تعیین خطوط و اهداف آینده جنبش دانشجویی میهنمان نقد تجربه گذشته و بررسی نکات مغفول مانده این جنبش ضروزتی الزام آور خواهد بود. در نگاه اول فاصله گرفتن از فضای مباراتی گذشته و دوری از تشکل دانشجویی حکومتی دست سازرژیم از ملزومات واقعی نقد پذیری است
اعتلا و گرانسنگی جنبش دانشجویی میهنمان زمانی تضمین می گردد که این جنبش توانسته باشد در پیوند با سایر جنبشهای رهایی بخش همچون جنبش کارگری، فعالین حقوق زنان و جنبش روشنفکری، بستر مناسبی درجهت دستیابی به حقوق و مطالبات این اقشار و طبقات در جامعه فراهم کند. اشاعه آفکار آزادیخواهانه، رشد گرایشات استقلال طلبانه و دور از تفکرات نئولیبرالیسم ازدیگرالزامات یک تشکل مستقل دانشجویی است.
ملزوماتی که بر شمردیم جز از طریق مبارزات انقلابی دانشجویی، کوشندگی و دخالتگری اجتماعی و صنفی میسر نخواهد بود. اعتراض به کالایی شدن امر تحصیل و محیط آموزشی، مطالبات صنفی و رفاهی، حق برپایی تشکل مستقل دانشجویی و تریبون آزاد و راه اندازی محفلهای مطالعاتی دانشجویی بی شک می تواند به رشد و بلوغ سیاسی جنبش دانشجویی میهنمان یاری رساند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر