۱۳۹۶ آذر ۲۰, دوشنبه

 [ زلزله‌های اجتماعی ]

در ۱۹ آذر ماه سرتیپ دوم محمد رضا یزدی فرمانده سپاه استان تهران درنشستی اعلام کرد: زلزله های اجتماعی در تهران در حال رخ دادن است. منظور این فرمانده سرکوبگر سپاه از زلزله اجتماعی چیست و جامعه آبستن چه تکانه های سیاسی است که جناب  سر تیپ را وحشت زده کرده است ؟ واضح است که زبان سخن گفتن سیاستمداران و نیروهای نظامی حافظ منافع طبقاتی آنان با ایما و اشاره است که نیات و اعمال سلطه گرانه آنان در پشت این الفاظ پنهان شده اند.

  مسلم است که قصد فرمانده سپاه آخوندی از تحولی که در لفافه آنرا زلزله اجتماعی می نامد همان خیزش انقلابی واوجگیری جنبش اعتراضی مردم محروم و به حاشیه رانده و نیروهای سیاسی مدافع حقوق آنهاست. با تشدد فضای سرکوب واوضاع بغرنج اجتماعی که در جامعه جریان دارد، نارضایتی توده های مردم هر روزعمیق تر می شود و بی شک همین بحرانهای لاعلاج است که فرماندهان نظامی ورهبر آنانرا به وحشت انداخته است. 

به راستی چرا جامعه به این موقعیت انفجاری تعیین کننده رسیده که حاکمان از امکان بروزاعتراضات سیاسی ناشی از آن به هراس افتاده اند؟  واضح است که سلطه گران حکومت اسلامی و نیروهای نظامی و امنیتی سرکوبگر وهمه عمله و اکراه ریز و درشت آن برای حفظ  نظام و پاسداری از منافع خود به شدیدترین شیوه های فشار و سرکوب متوسل می شوند تا از رشد و گسترش اعتراضات مردمی جلوگیری کنند.

 آخوندهای مفتخورو فریبکار و مزدوران  قد و نیم قد آنان به مردم  نمی گویند که علت و مسبب واقعی بروزاین نابسامانی و بیدادگریهای فاحش، فقر و فساد و دزدی و اختلاس، حاصل سیاستهای ناعادلانه و تبعیض آلودی است که به خواست و دستور آنان انجام می شود.
 این خودکامگان کتمان می کنند که اگر از فردای انقلاب ۵۷ در اقصی نقاط میهن به تاراج رفته چوبه دار مخالفین بر پا نمی شد، نوجوانان ۱۴ ساله تنها به جرم حمل اعلامیه و پیرمردان ۷۰ ساله به جرم عضویت در یک سازمان سیاسی به جوخه اعدام سپرده نمی شد، دموکراسی و عدالت جتماعی به محاق نیستی نمی رفت، افراد دزد، مختلس و فاسد بر سرنوشت  مردم مسلط نمی   شدند،  امروز مردم در گیرهزاران بلا و مصیبت نبودند وهراس از خطر وقوع زلزله های اجتماعی تمام ارکان نظام  پرجورو جهل شان را به لرزه درنمی آورد.

علل اساسی زلزله های اجتماعی که فرماندهان سرکوبگر همچون یزدی نسبت به وقوع آن هشدار میدهند پیآمد بیعدالتی هایی است  که مردم محروم و ندار را به روز سیاه نشانده است . فعالین کارگری، دانشجویان، زنان، روشنفکران و توده های ستمدیده چاره ای جز اتحاد و یگانگی بیشتر و استحکام و انسجام  صفوف خود ندارند.

آنچه به وضوح روشن است اینکه لازمه تحقق عدالت اجتماعی و مساوات طلبی درجامعه بسط واستقرار دموکراسی خواهی است. به واقع در نبود دموکراسی و شفافیت اجتماعی است که عده ای به خود جسارت می دهند به حقوق مردم دستبرد بزنند وهیچ واهمه ای از مجازات و عواقب آن نداشته باشند.


آخوندهای فاسد و شیاد بر طبق تعالیم کفک زده ای که آموخته اند، دموکراسی و آزادیخواهی را حربه  اهریمن می دانند که با وسوسه آن انسانها را از خدای آنان دور می کند. این فریبکاران در طول این چهار دهه با این ترفند مکارانه مردم را از دسترسی به آزادی محروم کرده اند.
آن روز دیر نیست، روزی که سیلاب اعتراضات پر خروش و کوه وار مردم زجر دیده و فلاکت زده به راه بیفتد و همه دشمنان  آنان از قبیل سر تیپ سرکوبگریزدی و رهبر اورا به اعماق دره نیستی پرتاپ کند.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر