۱۳۹۵ مهر ۲۸, چهارشنبه

خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مارکسیست
اول آشنایی خودم با نام و عکس گلسرخی بر می گردد به سال ۱۳۵۲ که من در دبیرستان پهلوی بندر لنگه درس می خواندم، دبیر ادبیاتی داشتیم بنام آقای بیرقی اهل سمنان که دوران افسری اش را در بندرلنگه می گذراند. این دبیر مارکسیست که از مخالفین پدر تاجدار!!!! بود اولین بار خبر اعدام گلسرخی را به ما دانش آموزان اعلام کرد. فردای آن روز عکس گلسرخی شاعر کارگران و ستمدیدگان میهنمان را با آن چهره قهرمانانه و جسارت بهت آورش در جریان محاکمه او در بیدادگا شاه در صفحه اول روزنامه کیهان که در یک جعبه اعلانات نصب شده و بر دیوار رودی  بازار سر پوشیده بندر لنگه چسپانده بودند دیدم.   بعد ازاعدام گلسرخی به فاصله یکی دو ماه نامه ای از یکی از دوستان همشهری که در بندر عباس درس می خواند بدستم رسید که بعداز اعلام خبر اعدام این شاعر انقلابی شعر معروف[ بی نام] گلسرخی را در نامهاش برایم فرستاده بود. 
 [ شعر بی نام ]
بر سينه ات نشست
زخم عميق کاری دشمن
اما،
ای سرو ايستاده نيافتادی
اين رسم توست که ايستاده بميری.‏
در تو ترانه های خنجر و خون
در تو پرندگان مهاجر
در تو سرود فتح
این گونه
چشم های تو روشن
هرگز نبوده است
با خون تو
میدان توپخانه
در خشم خلق
بیدار می شود
مردم
زان سوی توپخانه
بدین سوی سرزیر می کنند
نان و گرسنگی
به تساوی تقسیم می شود
ای سرو ایستاده
این مرگ توست که می سازد
دشمن دیوار می کشد
این عابران خوب و ستم بر
نام ترا
این عابران ژنده نمی دانند
و این دریغ هست اما
روزی که خلق بداند
هر قطره قطره خون تو
محراب می شود
این خلق
نام بزرگ ترا
در هر سرود میهنی اش
آواز می دهد
نام تو ، پرچم ایران
خزر
به نام تو زنده است.
 خسرو گلسرخی شاعر خلقهای در بند میهنمان در سال ۱۳۵۱ به اتفاق تعدادی از همرزمانش به جرم طرح گروگان گیری رضا پهلوی دستگیر شد و در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۲ همراه رفیق مبارزاش کرامت الله دانشیان در میدان چیتگر تهران تیر باران شد. جریان محاکمه گلسرخی و رفقای همرز او دربیدادگاه شاه از تلویزیون ملی ایران پخش شد. پخش این جلسه محاکمه و دفاع انقلابی و جسورانه شاعر محرومان میهنمان، حمایت و جانبداری روشنفکران و توده های زجر دیده به دنبال داشت. بخشی از دفاعیات او در زیر می آورم.
به نام نامی مردم:
من در دادگاهی كه نه قانونی بودن و نه صلاحیت آنرا قبول داردم از خود دفاع نمی كنم بعنوان یك ماركسییت خطابم با خلق و تاریخ است هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می بالم چرا كه هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیكترم و هر چه كینه شما به من و عقایدم شدیدتر باشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است حتی اگر مرا به گور بسپارید كه خواهید سپرد مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.
 من به خاطر جانم چانه نمی زنم ، زيرا فرزند خلق مبارز و دلاور هستم.
سرهنگ غفارزاده رئيس دادگاه :فقط از خودتان دفاع کنيد . حاشيه رفتن و تبليغات مرامی را کنار بگذاريد
گلسرخی: از حرفهای من می ترسيد ؟
سرهنگ غفارزاده با عصبانيت:به شما دستور می دهم ساکت شويد . بنشينيد!
خسرو گلسرخی با صدائی بلندتر: به من دستور ندهيد . برويد به سرجوخه ها و گروهبانهايتان دستور بدهيد. خيال نمی کنم صدای من آنقدر بلند باشد که بتواند وجدان خفته ای را بيدار کند. خوف نکنيد.می بينيد که در اين دادگاه باصطلاح محترم هم سرنيزه ها از شما حمايت می کنند.
خسرو گلسرخی در سال ۱۳۲۲در شهر رشت دیده به جهان گشود. در پنج سالگی پدرش را از دست داد و مادرش سرپرستی او را به دست گرفت. گلسرخی از کودکی طمع فقر و نداری با پوست و گوشت احساس می کرد. جوان که شد به تهران آمد. با آمدنش به تهران وآشنایی اش با محافلادبی به سرودن شعر پرداخت. در سال ۱۳۴۵ اولین دفتر شعر او بنان [ سیاست شعر،سیاست هنر] در یکی از مجلات ادبی منتشر شد. بعد از مرگش دودفتر شعر از او به نامهای[ دستی میان دشنه و دل - من در کجای جهان ایستاده ام] به چاپ رسید. گلسرخی شاعرانقلابی مردم ایران با مطالعه کتابها و اشعارش بهتر می توان شناخت.
او در قسمتی از وصیت نامه اش می نویسد.
من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میكنم. و شما آقایان فاشیست ها كه فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدركی به قتلگاه میفرستید، ایمان داشته باشید كه خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت. شما ایمان داشته باشید از هر قطره خون ما صدها فدایی برمیخیزد و روزی قلب شما را خواهد شكافت. شما ایمان داشته باشید كه حكومت غیرقانونی ایران كه در 28 مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریكا تحمیل شده در حال احتضار است و دیر یا زود با انقلاب قهرآمیز توده های ستم كشیده ایران واژگون خواهد شد.
 فیلم جلسه محاکمه این شاعر و نویسنده انقلابی مارکسیست را درزمان پخش آن از تلویزیون در سال ۱۳۵۲ من ندیدم تا اینکه بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ در شهرستان رودسر شبی این فیلم را که توسط هوادران سازمان چریکهای فدایی خلق  برای اهالی نشان داده می شد دیدم.
بی تردید عمل انقلابی و اشعاری که این شاعر انقلابی سروده است، نقش سترگی دراعتلا جنبش انقلابی و حق طلبانه مهنمان داشته است.
یاد و خاطره اش پایدار باد.
کتاب و نوشته های خسرو گلسرخی اینها هستند.
مجموعه اشعار خسرو گلسرخی[۱۹]
خسته‌تر از همیشه مجموعه اشعار به کوشش کاوه گوهرین و چاپ انتشارات آرویج
ای سرزمین من مجموعه اشعار به کوشش کاوه گوهرین
سیاست هنر، سیاست شعر (با نام خ. گلسرخی)
نیما و حقیقت خاکی (با نام خسرو تهرانی)
ادبیات توده (با نام خسرو تهرانی)
واپسین دم استعمار نوشته فرانتس فانون (ترجمه با نام خسرو کاتوزیان)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر