روزمره گی چیست؟
روزمره گی انسان معاصر، گسست آرمان و حقیقت
پیوند از خودبیگانگی و برون شدگی انسان از حقیقتِ خود، تنها با ندای وجدان است که می تواند کور سویه ای از حقیقت را رقم زند. آرمان ها و آمال اندیشی جزئی از بازیابی معنای خود است، که هرچند از حقیقت فاصله دارد اما می تواند نیروی دورنی برای گسستن از پوچی و پیوستن به وجود اصیل باشد.
روزمره گی انسان معاصر، گسست آرمان و حقیقت
پیوند از خودبیگانگی و برون شدگی انسان از حقیقتِ خود، تنها با ندای وجدان است که می تواند کور سویه ای از حقیقت را رقم زند. آرمان ها و آمال اندیشی جزئی از بازیابی معنای خود است، که هرچند از حقیقت فاصله دارد اما می تواند نیروی دورنی برای گسستن از پوچی و پیوستن به وجود اصیل باشد.
روزمرگی/ یا به عبارت بهتر : هر روز/ مرگی/ یعنی ته نشین شدن ، میل به رسوب داشتن ، یعنی اضمحلال زودرس ، یعنی به قهقرا رفتن ، یعنی سقوط از نوع آزادش ، یعنی واپس گرایی ، روزمرگی یعنی خو پیدا کردن به وضع موجود ، دل خوش بودن و دل سپردن به حفظ وضع موجود ، متقاعد شدن به ادامه وضع موجود ، ، یعنی رودرو شدن با کل نظام هستی ، بهار – تابستان – پائیز – زمستان – اینا یعنی تغییر ، تحول ، حرکت ، بقول دکتر شریعتی در شدنست که می توان بود.
روزمرگی یعنی در جا زدن ، یعنی ایستا بودن ، یعنی لخته شدن ، که نه حتی بدتر ، ، نازل شدن ، انسان بقول همان بزرگوار یک مهاجر ابدیست ، اگر ایستاد دیگر نیس ، ... ، و تمام خوش بختی ها در ماندن ، هولناک ، و مرگ آمیز ، در رفتن است که می توان لااقل ماند .
روزمره گی یعنی زل زدن به تاریکی ، خیره شدن به سایه ، یعنی عدم اعتقاد به بهبود مستمر ، یعنی دل سپردن به عادات قدیمی ، یعنی منجمد شدن ، بعنی خوش خیالی ، یعنی عنقریب ، بیرون افتادن از میدون رقابت یعنی هدف کیلویی چند؟ یعنی موقع دویدن فقط به پاها و کفشات نگاه کنی و نبینی که داری میری تو دیوار.
آنکه به تولدی دوباره اشتغال ندارد ، مشغول مردن است (باب دیلن).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر