۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه

بمناسبت گرامیداشت چهل و ششمین سالگرد جنبش مسلحانه سیاهکل 

قصد من در این متن کوتاه اشاره مختصری است به شرح واقعه این خیزش انقلابی و نه بررسی جنبش سیاهکل ازجنبه های سیاسی، نظامی و تأثیرگذاری که این عملیات مسلحانه بررشد مبارزات آزادایخواهی درمیهنمان داشته است.

پس از ناکامی جریانات سیاسی همچون حزب توده ایران و جبهه ملی و طرفداران دکتر مصدق در دهه سی، جوانان پرشور و آرمانخواهی که در مقاطعی در این گروههای سیاسی فعال بودند و یا ازآنها حمایت فکری می کردند بر آن داشت که با مطالعه و تحقیق در خصوص علل این شکستها و انفعال سیاسی، طرحی نو درسپهر سیاسی میهنمان دراندازند.

خیانتهای حزب توده درجریان ملی شدن صنعت نفت دردوره حکومت مصدق،انفعال و یأس کهنسالی که دامن جریانات ملی گرفته بود و از سویی ضعف مفرطی که کارگران و سایر محرومان جامعه در مقابل قدرت مطلق قدرت حاکمه احساس می کردند از عوامل مؤثری بود که جوانان و روشنفکران انقلابی آن سالها را به اتخاذ شیوه جدید مبارزه علیه دیکتاتوری شاه فرا می خواند.

دهه چهل بی تردید با خیزش مسلحانه سیاهکل گره خورده است. گروه جزنی که به گروه جنگل معروف بود با توافقی که در زمستان سال ۴۹ با گروه سیاسی دیگری که از عناصر جوان تری تشکیل شده بود و به گروه مسعود احمدزاده معروف   بودند انجام داد، حماسه سیاهکل را در منطقه گیلان خلق کردند.

گروه جنگل بصورت یک جریان مارکسیستی زیرزمینی در سال ۴۵ شکل گرفت. بنیانگذاران این گروه بیژن جزنی، عباس سورکی و حس ضیا ظریفی بودند. این گروه بمنظور ایجاد یک سازمان مسلح درنواحی روستایی و شهری مبارزه می کرد. جزنی در یکی از کتابهایش می نویسد: آنچه برآهن سرد توده ها در دوره خمودی مؤثر می افتد، آتش سوزان پیشاهنگ است. باید توجه نمود که گروه جنگل مدافع مبارزه سیاسی، نظامی بود واعتقاد داشت که تدارک عملیات مسلحانه همزمان در شهر و روستا باید شروع شود ولی با این حال تقدم با شروع آن درشهراست.

دربهمن سال ۴۹ که غرش مسلسل های چریکهای گروه جنگل درمنطقه سیاهکل طنین انداخت جزنی درزندان بود ومی دانیم که او نمی توانست با آغاز عملیات مسلحانه در کوه مخالف باشد، با این حال مبارزه قهرآمیز درنزد جزنی جنبه تاکتیکی داشت بر عکس نظرات احمد زاده که مبارزه مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک می دانست.

هدف گروه جنگل در ابتدا ضربه زدن به دشمن به منظور در هم شکستن خفقان سیاسی و نشان دادن تنها راه مبارزه یعنی مبارز مسلحانه بود. این گروه برای تدارک عملیات نظامی در منطقه شمال کشور از شهریور سال ۴۹ شروع به کوه پیمایی و شناسایی منطقه کوهستانی کرد. با تماسهایی که با گروه احمدزاده گرفته شد، این گروه توافق خود با همکاری و شرکت مشترک دراین عملیات به گروه جنگل اعلام نمود.

گروه احمد زاده که افراد آن جوان تر از گروه جنگل بودند وفعالیت سیاسی آنها به سالهای ۴۶-۴۷ بر می گشت در مشهد، تهران و تبریز دارای هسته های فعالی بودند. افراد شاخص این گروه مسعود احمد زاده، امیرپرویزپویان و عباس مفتاحی تشکیل می دادند.

این گروه در ابتدا به مبارزه سیاسی و تشکیل حزب کمونیست اعتقاد داشت و پس از حدود یک سال فعالیت در این فاز به نتایج جدیدی رسید. با خفقان و محدودیت سیاسی و مسدود بودن هرگونه روزنه فعالیت سیاسی و دیکتاتوری عنان گسیخته ای که بر جامعه اعمال میشد و همینطور ضعف و نازل بودن آگاهی سیاسی طبقه کارگر، این گروه دست به مطالعه و تحقیق درارتباط با شیوه جدید مبارزه علیه دیکتاتوری شاه زد. حاصل این مطالعات ارائه دوکتاب راهبردی و تعیین کننده در پیشبرد وانسجام خط سیاسی این گروه بود.

درکتاب[ مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک ] نوشته مسعود احمدزده و کتاب [ ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا] نوشته امیرپرویز پویان بعنوان مانیفست  [ بیانیه ] این گروه سیاسی شیوه و اهداف سیاسی این گروه را به واضح ترین شکل تئوریزه شده است. این گروه به جنگ چریکی شهری اعتقاد داشت که بعد با گسترش آن به روستاها کشیده شود.
با توافقی که بین دو گروه جنگل و احمدزاده صورت گرفت وباحمله چریکها درشامگاه ۱۹بهمن ۴۹ به پاسگاه سیاهکل وادامه مبارزه چریکی فصل نوینی ازمبارزات کمونیستی درمیهنمان گشوده شد.

در اواخر فروردين سال۵۰ این دو گروه ادغام  شدند و نام سازمان چريك‌هاي فدايي خلق ایران را براي خودانتخاب كردند.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر