تناقضات درقرآن!!!
ﻗﺎﺋﻼن ﺑﻪ ﮐﻼم اﷲ ﺑﻮدن ﻗﺮﺁن ﻓﺮﻣﺎن ﻣﯽ دهﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺘﻦ ﭘﺎﻳﺒﻨﺪ و وﻓﺎدار ﺑﺎﺷﻴﺪ . ﻓﺮﻣﺎن ﺁﻧﻬﺎ را ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ و ﺑﺪان اﻟﺘﺰام ﻣﯽ ورزﻳﻢ . ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﻗﻠﺐ ﺻﻨﻮﺑﺮﯼ را ﻣﺪرﮎ ﺧﻮاﻧﺪﻩ و ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺮﺁن ﺑﺮ ﻗﻠﺐ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﺎزل ﺷﺪﻩ اﺳﺖ .ﻓﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻳﻨﺪ : ﻗﻠﺐ را ﻧﻔﺲ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ . ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﺻﻠﺐ و ﺗﺮاﺋﺐ را ﻣﺮﮐﺰ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺁب ﺟﻬﻨﺪﻩ)ﻣﻨﯽ (اﺳﺖ ﺧﻮاﻧﺪﻩ .ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﻣﯽ :ﻧﻄﻔﻪ ﻗﻠﺐ و ﺗﺮاﺋﺐ را ﯼ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ. ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﺧﺪا را ﺗﻴﺮاﻧﺪاز ﺧﻮاﻧﺪﻩ اﺳﺖ) .(ﺗﻴﺮاﻧﺪازﯼ 17 اﻧﻔﺎل، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ را"اﻟﻬﯽ اﻣﺪاد )"ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﯽ رأﯼ ( ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ. ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﺧﺪا را "ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺮ "اﺳﺖ ﺧﻮاﻧﺪﻩ ) -زﻣﺮ، 5 ﻃﻪ، .(ﺗﺨﺖ 75 ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ )ﻋﺮش ( را" ﻣﻘﺎم ﺗﺪﺑﻴﺮ ﻋﺎم ﻋﺎﻟﻢ)"ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﯽ رأﯼ (ﺷﺪ ﺑﺨﻮاﻧﺪ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ . ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﺧﺪا روﯼ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ و ﺗﺨﺖ اﺳﺖ او روﯼ ﺁب ) .(7 هﻮد، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ"اﻟﻤﺎء ﻋﺮﺷﻪ ﻋﻠﯽ " را "ﺧﺪا ﻣﺤﻞ ﻇﻬﻮر ﺳﻠﻄﻨﺖ )"ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﯽ راﯼ (ﺷﺪ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ . ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن از دﺳﺖ هﺎﯼ ﺧﺪا ﺣﺮف زدﻩ اﺳﺖ) -64 ﻣﺎﺋﺪﻩ، -10 ﻓﺘﺢ، (75 ص، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ دﺳﺖ را ﻗﺪرت ﺧﺪا ، ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ . ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮ اﺳﺖ ﺁن از رﻧﮓ ﺧﺪا ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ ) .(138 ﺑﻘﺮﻩ، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ رﻧﮓ را"ﺧﺪا اﻳﻤﺎن ﺑﻪ " ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ . ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﺧﺪا در ﮐﻤﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ اﺳﺖ)ﻟﻤﺮﺻﺎد ان رﺑﮏ ﻟﺒﺎ : .(14 ﻓﺠﺮ، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﻣﺘﺮﺻﺪ ﺑﻮدن را ﺻﻔﺖ ﻓﻌﻞ ﺧﺪا ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ)ﺁﻣﻠﯽ راﯼ ﺟﻮادﯼ (ﺷﺪ . ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ، ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﺧﺪا هﻤﻪ ﯼ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪﻩ را از ﺁب ﺁﻓﺮﻳﺪ) -45 ﻧﻮر، .(30 اﻧﺒﻴﺄ، ، ﻣﻼﺋﮑﻪ و ﺷﻴﻄﺎن و اﺟﻨﻪ هﻢ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪﻩ هﺴﺘﻨﺪ.ﺷﺪ . ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ، ﺁﻳﺎ ﺁﻧﻬﺎ هﻢ از ﺁب ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ؟ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺁب را ﻋﻠﻢ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن از وزن ﮐﺮدن اﻋﻤﺎل ﺑﺎ ﺗﺮازو د اﺳﺖ ر ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ ) 8 اﻋﺮاف، -9 و .[11](47 اﻧﺒﻴﺄ، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺗﺮازو را "ﺣﻖ ﻣﻴﺰان )"ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﯽ رأﯼ (ﺷﺪ . ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ، ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن از ﺷﻬﺎدت ﭘﻮﺳﺖ و ﺗﻤﺎم اﻋﻀﺎﯼ ﻣﺎدﯼ ﺑﺪن در ﺁﺧﺮت ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ . ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺷﻬﺎدت اﻋﻀﺎﯼ ﻣﺎدﯼ ﺑﺪن را "اﻋﻤﺎل ﺗﺠﺴﻢ )"ﻣﻔﺴﺮ رأﯼ ﻣﺸﺮب ان ﺻﺪراﻳﯽ (ﺷﺪ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ . ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﺑﻪ ﺻﺮاﺣﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ هﻤﻪ ﯼ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﻀﺎﯼ ﺣﺘﻤﯽ ﺧﺪا "وارد "ﺷﺪ ﺟﻬﻨﻢ ﺧﻮاهﻨﺪ ) -71 ﻣﺮﻳﻢ، 98 اﻧﺒﻴﺄ، (ﺷﺪ 99 و . ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺁﻳﻪ را ﻣﺠﺎز ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ، ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﻣﺎ اﻣﺎﻧﺖ را ﺑﺮ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ و زﻣﻴﻦ و ﮐﻮهﻬﺎ ﻋﺮﺿﻪ داﺷﺘﻴﻢ، وﻟﯽ ﺁﻧﻬﺎ از ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻦ ﺁن ﺳﺮﺑﺎز زدﻧﺪ، و از ﺁن هﺮاﺳﻴﺪﻧﺪ) .(72 اﺣﺰاب، ﻣﮕﺮ ﮐﻮهﻬﺎ و زﻣﻴﻦ هﻢ ﻣﺪرﮐﻨﺪ ﮐﻪ از ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻦ اﻣﺎﻧﺖ اﻟﻬﯽ ﺧﻮد دارﯼ ﮐﻨﻨﺪ؟ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﺁﻳﻪ را .[12] ﻣﺠﺎز و اﺳﺘﻌﺎرﻩ و ﺗﻤﺜﻴﻞ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﺁورﻳﺪ، ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻗﺮﺁن از "اﷲ ﮐﻼم "اﺳﺖ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ .ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﮐﻼم اﷲ را ﮐﻼم اﷲ .اﺳﺖ ﺧﺪا واﻗﻌًﺎ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ . ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻴﻢ وﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﺘﻨﯽ ﻣﻮاﺟﻪ هﺴﺘﻴﻢ ﮐﻪ اﺳﺎﺳﯽ ﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎورهﺎﯼ اش در ﺧﺼﻮص ﻣﺒﺪأ و ﻣﻌﺎد، ﻣﻌﻨﺎﯼ دﻳﮕﺮﯼ ﺑﺮ ﺧﻼف ﻇﺎهﺮ دارﻧﺪ، ﭼﺮا اﻳﻦ ﻣﺪﻋﺎ ﻣﻌﻨﺎﯼ دﻳﮕﺮﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ؟ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻴﻢ اﮔﺮ ﺧﺪا ﺑﺨﻮاهﺪ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﺗﺎ"اﷲ ﮐﻼم "ﺷﻮد، زادﻩ ﮐﺮد؟ ﭼﻪ ﺧﻮاهﺪ ﻣﮕﺮ ﻏﻴﺮ از اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﯽ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﺧﻮد ﺧﺪا ﺳﺨﻨﺎﻧﯽ را دﻳﮑﺘﻪ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ و ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﺮﻓًﺎ اﻃﻼﻋﻴﻪ هﺎ و ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ ، و ﺳﺨﻦ او ﺳﺨﻦ ﺧﺪا ﺗﻠﻘﯽ ﺷﻮد؟ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ ﻧﻪ هﺎﯼ ﺧﺪا را در ﻣﻴﺎن ﺧﻠﻖ ﺗﻮزﻳﻊ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ.
گنجی: اما موضع شما تأیید وجود تناقض در قرآن و به رسمیت شناختن آنها است...
زید: بله. مادامی که ما تلقی متن از آن داشته باشیم. اگر ما ماهیت گفتمان برای آن قائل باشیم این تناقصات را شقوق وبدیلهایی خواهیم دانست.
گنجی: آیا در باب محکم و متشابه به رأی قاطعی رسیدهاید. آیا واقعاً میتوان به نحو دقیقی محکم و متشابه را در قرآن از یکدیگر تفکیک کرد؟
زید: محکم و متشابه مفهوم متکلمین است. چون آراء مختلفی داشتند، ناگزیر شدند آیات قرآن را به محکم و متشابه تقسیم کنند. معتزله که به اختیار اعتقاد داشتند، آیات مربوط به اختیار را محکم و آیات جبری را متشابه نامیدند. اشاعره برعکس این کار عمل کردند. درواقع ما تعریف واضحی ازمحکم و متشابه نداریم. ما فقط تفاسیر و تعاریف ایدئولوژیکی از آنها داریم.
گنجی: پس به نظر شما هیچ ملاک و معیار تمیز دقیقی برای تفکیک محکم از متشابه وجود ندارد؟
زید: اگر معتزلی باشید، معیار عدل و توحید را برای تفکیک خواهید داشت و اگر اشعری باشید معیارهای دیگری خواهید داشت. اگرحنبلی باشید به همهی این آیات اعتقاد دارید، بدون تفسیر.
از نظر حنابله آیات متشابه را فقط خدا میداند که کدام آیات هستند. آیه محکم و متشابه قرآن که میفرماید: هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات (آل عمران، ۷) دربارهی نزاعهای پیامبر با نصارا است. از موضع متکلمین مسیحی آیات قرآن درباره مسیح متناقض است. قرآن میگوید: کلمة الله (انما المسیح عیسی ابن مریم رسول الله و کلمته: نساء، ۱۷۱).
کلام مسیحی باکلمه الله بودن مسیح مشکلی ندارد. اما وقتی عیسی تبدیل به یک انسان معمولی میشود، آنها مشکل پیدا میکنند. در کلام مسیحی ، کلام خداوند، لوگوس، همان خدا است. این موضوع بحث پیامبر با مسیحیان یمن بود.
چگونه مسیح در حالی که کلمه خداوند است، در همان حال مخلوق خداوند است. این تناقص است. قرآن ادعا کرده است که شما این مساله متشابه را نمیفهمید. برای اینکه آنها روح خدا و کلمه خدا را در سیاق کلام مسیحی میفهمیدند. این گفتمان است، گفتمانی است با نصارا.
گنجی: یعنی داستانهای تاریخی قرآن واقعیت ندارند؟
زید: مطلقاً. این داستانها برای موعظه بود. ممکن است حوادث تاریخی پشت این داستانها باشد، اما این داستانها تاریخ نیست. بسیاری از علما چنین عقیدهای داشتند.
فخرالدین رازی درتفاسیر کلاسیک اسلامی میان قالب ومحتوای داستانها فرق میگذارد و محمد عبده درقرن بیستم داستانهای تاریخی قرآن را موعظه میداند نه گزارشهای تاریخی. ما نباید حقایق تاریخی از آن استخراج کنیم.
ﺧﺪاوﻧﺪ هﺮﮐﺲ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﺑﻪ ﮔﻤﺮاِه ﯽ ﻣﻴ هﺪا ﮑﺸﺎﻧﺪ و هﺮ ﮐﺲ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﻳ ﻣ ﺖ ﻴ ﮑﻨﺪ) "اﺑﺮهﻴ ۴ ، ﻢ ،اﻧﻌﺎم ، ٢٧،رﻋﺪ،١٢۵، ﻓﺎﻃﺮ، ١۵۵ ،اﻋﺮاف ،٨، ، ٩ ،ﻧﺤﻞ ، ١٢ ،ﺳﺠﺪﻩ ، ١١٠ ﻳﻮﺳﻒ، "ﻣ هﺮ ﮐﻪ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﻓﻬﻢ ﻴ ﺪهﺪ و هﺮ ﮐﻪ را ﮐﻪ ﻧﺨﻮاهﺪ ﻧﻤﻴ ﺪهﺪ ) " ، ٢۵۵ ، ﺑﻘﺮﻩ ٢۶٩ "ﻣﺎ ،( ٣٧٢ ، هﺮ ﮐﻪ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎن ﮐﻨﺪ دﻟﺶ را ﺑﻪ اﺳﻼم ﻳ ﻣ ﻞ ﻴ ﮕﺮداﻧﺪ و هﺮ ﮐﺲ راﮐﻪ ﻧﺨﻮاهﺪ دﻟﺶ را در ﭘﺬﻳ ا ﺮﻓﺘﻦ ﻳ ﻣ ﻤﺎن ﺳﺨﺖ ﻴ ، ) " ﮑﻨﺪ ٢۵ اﻧﻌﺎم ،١٠٧، ١٢۵، ، ۵٧ ،ﮐﻬﻒ ٧٠ ،ﺑﻘﺮﻩ ، ﻳ ، ٩٩ ﻮﻧﺲ ١٠٠،و ( ﺧﻮدﻣ ٣٣ ، ،ﺟﺎﺛﻪ ،هﺮ ﮐﺲ را ﺑﺨﻮاهﺪ ﻣﺸﻮل رﺣﻤﺖ ﻴ ﻣ ، ﮑﻨﺪ و ﻴ ﺒﺨﺸﺪ ﺑ و هﺮ ﮐﺲ را ﻣ ﺨﻮاهﺪ ﻋﺬاب ﻴ ﺪهﺪ)" ﺁل ٧۴ ، ﻋﻤﺮان ١٢٩ و (١٨ ، ﻣﺎﺋﺪﻩ ،
"ﻋﺰ ، هﺮ ﮐﻪ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﻳ ﻣ ﺰ ﻴ ذﻟ و هﺮﮐﻪ را ﺑﺨﻮاهﺪ ﻴ ﻣ ، ﮑﻨﺪ ﻞ ﻴ ﮑﻨﺪ، ﺑﻪ هﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ
ﺑﺨﻮاهﺪ هﻤﻪ ﭼﻴ ﻣ ﺰ ﻴ ﭼ ﺪهﺪ و از هﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪهﻤﻪ ﻴ ﻣ ﺰ را ﻴﮕﻴ ﺮد ) " ٢۶، ﺁل ﻋﻤﺮان ٢١ ،اﺳﺮاء، ( ٣٠ و "ﮐِﺴ ، هﺮ ﯽ را ﮐﻪ ﺧﺪا ذﻟﻴ د ﻞ ﮐﻨﺪ ﻳ ﮐِﺴ ﮕﺮ ﯽ ﻋﺰ او را ﻳ ﻧﻤ ﺰ ﻴ ١۶ ﺘﻮاﻧﺪ ﮐﺮد) "ﺣﺞ، ١٨ و "ﮐِﺴ ، ﺧﺪاوﻧﺪ هﺮ ﯽ روِز را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﻓﺮاخ ی ﻣﻴ ﮑﻨﺪ و هﺮ ﮐﺲ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﺗﻨﮓ روِز ی ﻣﻴ ، ٢۶ ﮑﻨﺪ) "رﻋﺪ، ، ۶٢ ،ﻋﻨﮑﺒﻮت ، ٣٧ روم ٣٩ ،ﺳﺒﺎ ٢١ ﻧﻮر ، ، ٣۴ ، ۴۶( ،" و ﻣﺎ ﺑﻌِﻀ ﯽ ﺑﻌِﻀ از ﻣﺮدم راﺑﺮ ﯽ دﻳ ﺑﺮﺗِﺮ ﮕﺮ ی داد درﺟﻪ ﻳ ِا ﻢ ﺗﺎ ﻋﺪﻩ ی د از ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺪﻩ ﻳﮕِﺮ ی ﮔ را ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺧﻮد ﻴ ﺮﻧﺪ) " ( ٣٢ ، زﺧﺮف "ﺑ ، ﺁرزو و ﺗﻮﻗﻊ ﻴ ﻣﺰ ﺠﺎ در ﻳِﺘ ﯽ ﺑﺮِا ﮐﻪ ﺧﺪا ی ﺑﻌِﻀ ﯽ ﺑﻌِﻀ ﺑﺮ ﯽدﻳ ﻣﮑﻨ ﮕﺮ ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﻴ ، ) " ﺪ ( ٣٢ ﻧﺴﺎء ، " ﺑﻨﮕﺮ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻌِﻀ ﯽ ﺑﻌِﻀ از ﻣﺮدم را ﺑﺮ ﯽ دﻳ ﺑﺮﺗِﺮ ﮕﺮ ی ﺑﺨﺸﻴﺪﻳ ﺑﺮﺗِﺮ و اﻟﺒﺘﻪ در ﺁﺧﺮت ، ﻢ ی ﺑﺴﻴ ﺑ ﺎر ﻴﺸﺘِﺮ ی ﺗﻌِﻀ ﺑﻪ ﯽ ﺑﻌِﻀ ﺑﺮ ﯽ دﻳ ﺧﻮاه ﮕﺮ ﻴ ﻢ ، )" داد ( ﭼﻨ ٢١ اﺳﺮاء ﻴ ﻣ ، ﮐﻪ هﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻴ ، ﻦ اﺳﺖ ﮐﺎر ﺧﺪا ﮑﻨﺪ ) " ( ۴٠ ، ﺁل ﻋﻤﺮان ،" درﮐﺮدﻩ ﺧﺪا ﭼﻮن و ﭼﺮا ﻧﻤﻴ ﺘﻮان ﮐﺮد) "اﻧﺒﻴ ( ٢٣ ، ﺎ ء "هﻴ رادرﮐﺎِر ، ﺞ ﻣﺮد و زن ﻣﻮﻣﻦ ی اﺧﺘ ﮐﻪ ﺧﺪا و رﺳﻮل او ﺑﺪان ﺣﮑﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﻴﺎِر ی ﻧﻴ ﺴﺖ )"، "هﻴﻴ ﻣﺼ ،( ٣۶ اﺣﺰاب ﭻ ﻴﺒِﺘ ﯽ ﻧﻤ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻴ ، ) " ﺮﺳﺪ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ اذان ﺧﺪاوﻧﺪ ( ١١ ﺗﻐﺎﺑﻦ "دﻧ ، هﺮ ﮐﺲ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﻴ ﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺘﺎع دﻧﻴ ﻣ ﺎ را ﺑﻪ او ﻴﺪهﻴ ﭼﻨ – ﻢ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺸﺮط ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺎ ﺧﻮد ﻴ ﺑﺎﺷ ﻦ ارادﻩ ﮐﺮدﻩ ﻴ ﻢ- .ﻧﺼ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺟﻬﻨﻢ را ﻴ ﻣ ﺐ او ﻴﮑﻨﻴ ﺧﻮاِر ﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ی ﺑﺪان در ﺁﻳ ﺪ)"
" ﻣﺎ ﺧﻮد ﺑﺮِﺧ ﭘﺮدﻩ ﺑﺮ دل ﯽ ا از اﻓﺮاد ﻧﻬﺎدﻩ ﻳ ﺷﻨ ﻢ ﮐﻪ ﮔﻮﺷﺸﺎن ﺑﺮ ﻴ ﺳﻨﮕ ﺪن ﺳﺨﻦ ﺣﻖ ﻴ ، ﻦ ﺑﺎﺷﺪ)"اﻧﻌﺎم ٢۵، ۴۶ ،اﺳﺮاء ، ( ١٠٠ ، اﻋﺮاف ، " ﻣﻬﺮ ﺑﺮ دﻟﻬﺎ و ﭘﺮدﻩ ﺑﺮ ﮔﻮﺷﻬﺎ و ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻳ ا ﺘﺎن ﻧﻬﺎدﻩ ﻳ ، ) "ﻢ ۶ ﺑﻘﺮﻩ ( ٧ و "ﻣ ، اﮔﺮ ﻴﺨﻮاﺳﺘﻴ ﻢ هﻤﻪ ﻣﺮدﻣﺎن را ﺑﻪ راﻩ راﺳﺖ هﺪاﻳ ﻣ ﺖ ﻴﮑﺮدﻳ ،وِﻟ ﻢ ﯽ ﺗﺨ وﻋﺪﻩ ﻣﺎ ﻧﺎﭘﺬ ﻠﻒ ﻳ ﺁدﻣ ﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻬﻨﻢ را از اﺟﻨﻪ و از ﻴ ﮐﻨ ﺎن ﭘﺮ ﻴ ، ) " ﻢ ١٢٨ اﻧﻌﺎم ، ١۴٩و و ١١٨ هﻮد ، اﻋﺮاف، ١١٩ ، ١٧٨ ، ١٧٩ و ، ١٣ ،ﺳﺠﺪﻩ ١٠ ﻧﺴﺎء ، ، ١۴ و ﻋﻠﻖ، ۶٨ ﺗﻮﺑﻪ ، ، ١۵( ،" اﮔﺮ ﻣﻴﺨﻮاﺳﺘﻴ ﺧﻼ ﻢ ،ﺗﻤﺎم ﻳ واﺣِﺪ ﻖ را اﻣﺖ ی ِﻣ ﯽ ﺁﻓﺮﻳﺪﻳ ،ﻟ ﻢ ﻴ ﭼﻨ ﮑﻦ ﻴ ﻧﮑﺮد ﻦ ﻳ ر ﻢ ﺗﺎ هﺮ ﮐﻪ را ﺧﻮد ﺑﺨﻮاهﺪ ﻣﺸﻤﻮل ﺧﻮ ﺣﻤﺖ ﻳ ﮐﻨ ﺶ ﻴ ﻢ " )ﺷﻮِر (٨، ی "ﮔﻤﺮاِه ، هﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ اورا ﺑﻪ ﯽ ،د رﺳﺎﻧﺪ ﻳ ه ﮕﺮ ﻴ هﺎِد ﭽﮑﺲ ی ﭘ او ﻧﺸﻮد و ﻴ درﮔﻤﺮاِه ﻮﺳﺘﻪ ﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ )"، و ٣٠ اﻋﺮاف ،ﻧﺴﺎء، ١٨۶ ١۴٣ و ٢٣ ،زﻣﺮ، ٣۶ ، ٣٣ ، ،رﻋﺪ ، ٣٣ ،ﻏﺎﻓﺮ ، ٣١ ﻣﺪﺛﺮ، ٨ ،ﻓﺎﻃﺮ "،( ۴ ،ﺷﻌﺮا اﮔﺮ ﺧﺪا ﻣﻴ ا ﺨﻮاﺳﺖ ﻳ ﻧﻤ ﻨﻬﺎ ﻣﺸﺮک ﻴ ﺸﺪﻧﺪ ،اﻣﺎ ﻣﺎ ﺧﻮد ا ﭼﺸﻢ و دل ﻳ ﮔﺮو ﺸﺎن را از ﻳ ﮔﺮداﻧ ﺪن ﺑﻪ ﺣﻖ ﻴﺪﻳ ﻢ) " ١٠٧ ، اﻧﻌﺎم ..."،( ١١٠ و و ﺗﺎ روز ﻗﻴ ﻣ ﺎﻣﺖ ﻴ دﺷﻤِﻨ ﺎن ﺁﻧﻬﺎ ﯽ اﻧﺪاﺧﺘﻴ ، ﻢ ) "ﺗﺤﺮﻳ .( ا ١ ﻢ ﺑﻪ ﻣﻮازات ﻳ ﻗﺎﻧﻮِﻧ ﻦ ﯽ ﺁدﻣ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻴ ﻓﺮِد ﺎن ﺑﻪ ﺻﻮرت ی ﺣﮑﻤﻔﺮﻣﺎ اﺳﺖ ،ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺸﺎﺑِﻬ ﯽﻧﻴ زﻧﺪِﮔ ﺰ ﺑﺮ ﯽ ﺟﻤِﻌ دﺳﺘﻪ ﯽ اﺳ اﻗﻮام و ﻣﻠﻞ ﺟﻬﺎن ﺣﮑﻔﺮﻣﺎ ﺖ:
"ﻋﺰ ، هﺮ ﮐﻪ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﻳ ﻣ ﺰ ﻴ ذﻟ و هﺮﮐﻪ را ﺑﺨﻮاهﺪ ﻴ ﻣ ، ﮑﻨﺪ ﻞ ﻴ ﮑﻨﺪ، ﺑﻪ هﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ
ﺑﺨﻮاهﺪ هﻤﻪ ﭼﻴ ﻣ ﺰ ﻴ ﭼ ﺪهﺪ و از هﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪهﻤﻪ ﻴ ﻣ ﺰ را ﻴﮕﻴ ﺮد ) " ٢۶، ﺁل ﻋﻤﺮان ٢١ ،اﺳﺮاء، ( ٣٠ و "ﮐِﺴ ، هﺮ ﯽ را ﮐﻪ ﺧﺪا ذﻟﻴ د ﻞ ﮐﻨﺪ ﻳ ﮐِﺴ ﮕﺮ ﯽ ﻋﺰ او را ﻳ ﻧﻤ ﺰ ﻴ ١۶ ﺘﻮاﻧﺪ ﮐﺮد) "ﺣﺞ، ١٨ و "ﮐِﺴ ، ﺧﺪاوﻧﺪ هﺮ ﯽ روِز را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﻓﺮاخ ی ﻣﻴ ﮑﻨﺪ و هﺮ ﮐﺲ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاهﺪ ﺗﻨﮓ روِز ی ﻣﻴ ، ٢۶ ﮑﻨﺪ) "رﻋﺪ، ، ۶٢ ،ﻋﻨﮑﺒﻮت ، ٣٧ روم ٣٩ ،ﺳﺒﺎ ٢١ ﻧﻮر ، ، ٣۴ ، ۴۶( ،" و ﻣﺎ ﺑﻌِﻀ ﯽ ﺑﻌِﻀ از ﻣﺮدم راﺑﺮ ﯽ دﻳ ﺑﺮﺗِﺮ ﮕﺮ ی داد درﺟﻪ ﻳ ِا ﻢ ﺗﺎ ﻋﺪﻩ ی د از ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺪﻩ ﻳﮕِﺮ ی ﮔ را ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺧﻮد ﻴ ﺮﻧﺪ) " ( ٣٢ ، زﺧﺮف "ﺑ ، ﺁرزو و ﺗﻮﻗﻊ ﻴ ﻣﺰ ﺠﺎ در ﻳِﺘ ﯽ ﺑﺮِا ﮐﻪ ﺧﺪا ی ﺑﻌِﻀ ﯽ ﺑﻌِﻀ ﺑﺮ ﯽدﻳ ﻣﮑﻨ ﮕﺮ ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﻴ ، ) " ﺪ ( ٣٢ ﻧﺴﺎء ، " ﺑﻨﮕﺮ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻌِﻀ ﯽ ﺑﻌِﻀ از ﻣﺮدم را ﺑﺮ ﯽ دﻳ ﺑﺮﺗِﺮ ﮕﺮ ی ﺑﺨﺸﻴﺪﻳ ﺑﺮﺗِﺮ و اﻟﺒﺘﻪ در ﺁﺧﺮت ، ﻢ ی ﺑﺴﻴ ﺑ ﺎر ﻴﺸﺘِﺮ ی ﺗﻌِﻀ ﺑﻪ ﯽ ﺑﻌِﻀ ﺑﺮ ﯽ دﻳ ﺧﻮاه ﮕﺮ ﻴ ﻢ ، )" داد ( ﭼﻨ ٢١ اﺳﺮاء ﻴ ﻣ ، ﮐﻪ هﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻴ ، ﻦ اﺳﺖ ﮐﺎر ﺧﺪا ﮑﻨﺪ ) " ( ۴٠ ، ﺁل ﻋﻤﺮان ،" درﮐﺮدﻩ ﺧﺪا ﭼﻮن و ﭼﺮا ﻧﻤﻴ ﺘﻮان ﮐﺮد) "اﻧﺒﻴ ( ٢٣ ، ﺎ ء "هﻴ رادرﮐﺎِر ، ﺞ ﻣﺮد و زن ﻣﻮﻣﻦ ی اﺧﺘ ﮐﻪ ﺧﺪا و رﺳﻮل او ﺑﺪان ﺣﮑﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﻴﺎِر ی ﻧﻴ ﺴﺖ )"، "هﻴﻴ ﻣﺼ ،( ٣۶ اﺣﺰاب ﭻ ﻴﺒِﺘ ﯽ ﻧﻤ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻴ ، ) " ﺮﺳﺪ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ اذان ﺧﺪاوﻧﺪ ( ١١ ﺗﻐﺎﺑﻦ "دﻧ ، هﺮ ﮐﺲ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﻴ ﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺘﺎع دﻧﻴ ﻣ ﺎ را ﺑﻪ او ﻴﺪهﻴ ﭼﻨ – ﻢ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺸﺮط ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺎ ﺧﻮد ﻴ ﺑﺎﺷ ﻦ ارادﻩ ﮐﺮدﻩ ﻴ ﻢ- .ﻧﺼ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺟﻬﻨﻢ را ﻴ ﻣ ﺐ او ﻴﮑﻨﻴ ﺧﻮاِر ﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ی ﺑﺪان در ﺁﻳ ﺪ)"
" ﻣﺎ ﺧﻮد ﺑﺮِﺧ ﭘﺮدﻩ ﺑﺮ دل ﯽ ا از اﻓﺮاد ﻧﻬﺎدﻩ ﻳ ﺷﻨ ﻢ ﮐﻪ ﮔﻮﺷﺸﺎن ﺑﺮ ﻴ ﺳﻨﮕ ﺪن ﺳﺨﻦ ﺣﻖ ﻴ ، ﻦ ﺑﺎﺷﺪ)"اﻧﻌﺎم ٢۵، ۴۶ ،اﺳﺮاء ، ( ١٠٠ ، اﻋﺮاف ، " ﻣﻬﺮ ﺑﺮ دﻟﻬﺎ و ﭘﺮدﻩ ﺑﺮ ﮔﻮﺷﻬﺎ و ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻳ ا ﺘﺎن ﻧﻬﺎدﻩ ﻳ ، ) "ﻢ ۶ ﺑﻘﺮﻩ ( ٧ و "ﻣ ، اﮔﺮ ﻴﺨﻮاﺳﺘﻴ ﻢ هﻤﻪ ﻣﺮدﻣﺎن را ﺑﻪ راﻩ راﺳﺖ هﺪاﻳ ﻣ ﺖ ﻴﮑﺮدﻳ ،وِﻟ ﻢ ﯽ ﺗﺨ وﻋﺪﻩ ﻣﺎ ﻧﺎﭘﺬ ﻠﻒ ﻳ ﺁدﻣ ﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻬﻨﻢ را از اﺟﻨﻪ و از ﻴ ﮐﻨ ﺎن ﭘﺮ ﻴ ، ) " ﻢ ١٢٨ اﻧﻌﺎم ، ١۴٩و و ١١٨ هﻮد ، اﻋﺮاف، ١١٩ ، ١٧٨ ، ١٧٩ و ، ١٣ ،ﺳﺠﺪﻩ ١٠ ﻧﺴﺎء ، ، ١۴ و ﻋﻠﻖ، ۶٨ ﺗﻮﺑﻪ ، ، ١۵( ،" اﮔﺮ ﻣﻴﺨﻮاﺳﺘﻴ ﺧﻼ ﻢ ،ﺗﻤﺎم ﻳ واﺣِﺪ ﻖ را اﻣﺖ ی ِﻣ ﯽ ﺁﻓﺮﻳﺪﻳ ،ﻟ ﻢ ﻴ ﭼﻨ ﮑﻦ ﻴ ﻧﮑﺮد ﻦ ﻳ ر ﻢ ﺗﺎ هﺮ ﮐﻪ را ﺧﻮد ﺑﺨﻮاهﺪ ﻣﺸﻤﻮل ﺧﻮ ﺣﻤﺖ ﻳ ﮐﻨ ﺶ ﻴ ﻢ " )ﺷﻮِر (٨، ی "ﮔﻤﺮاِه ، هﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ اورا ﺑﻪ ﯽ ،د رﺳﺎﻧﺪ ﻳ ه ﮕﺮ ﻴ هﺎِد ﭽﮑﺲ ی ﭘ او ﻧﺸﻮد و ﻴ درﮔﻤﺮاِه ﻮﺳﺘﻪ ﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ )"، و ٣٠ اﻋﺮاف ،ﻧﺴﺎء، ١٨۶ ١۴٣ و ٢٣ ،زﻣﺮ، ٣۶ ، ٣٣ ، ،رﻋﺪ ، ٣٣ ،ﻏﺎﻓﺮ ، ٣١ ﻣﺪﺛﺮ، ٨ ،ﻓﺎﻃﺮ "،( ۴ ،ﺷﻌﺮا اﮔﺮ ﺧﺪا ﻣﻴ ا ﺨﻮاﺳﺖ ﻳ ﻧﻤ ﻨﻬﺎ ﻣﺸﺮک ﻴ ﺸﺪﻧﺪ ،اﻣﺎ ﻣﺎ ﺧﻮد ا ﭼﺸﻢ و دل ﻳ ﮔﺮو ﺸﺎن را از ﻳ ﮔﺮداﻧ ﺪن ﺑﻪ ﺣﻖ ﻴﺪﻳ ﻢ) " ١٠٧ ، اﻧﻌﺎم ..."،( ١١٠ و و ﺗﺎ روز ﻗﻴ ﻣ ﺎﻣﺖ ﻴ دﺷﻤِﻨ ﺎن ﺁﻧﻬﺎ ﯽ اﻧﺪاﺧﺘﻴ ، ﻢ ) "ﺗﺤﺮﻳ .( ا ١ ﻢ ﺑﻪ ﻣﻮازات ﻳ ﻗﺎﻧﻮِﻧ ﻦ ﯽ ﺁدﻣ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻴ ﻓﺮِد ﺎن ﺑﻪ ﺻﻮرت ی ﺣﮑﻤﻔﺮﻣﺎ اﺳﺖ ،ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺸﺎﺑِﻬ ﯽﻧﻴ زﻧﺪِﮔ ﺰ ﺑﺮ ﯽ ﺟﻤِﻌ دﺳﺘﻪ ﯽ اﺳ اﻗﻮام و ﻣﻠﻞ ﺟﻬﺎن ﺣﮑﻔﺮﻣﺎ ﺖ:
"ِا ﻣﺎﻗﺒﻠﻪ ی ﭘ را ﮐﻪ ﺗﻮ ﻴ ﺑﻮِد ﺶ از ﺁن ﺑﺮﺁن ی ﺗﻐﻴﻴ داد ﺮ ﻳ در ﻢ ﺗﺎ ﻳﺎﺑﻴ ﮐِﺴ ﻢ ﭼﻪ ﯽ ﭘ از ﻴ ﭘ ﺎﻣﺒﺮ ﻴﺮِو ی ﻣﻴ ﮐِﺴ ﮑﻨﺪ و ﭼﻪ ﯽ ﺑﺎ او ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺮﻣﻴﺨﻴ ، )" ﺰد "ﺑﺮاﻧﮕ ،( ١۴٣ ﺑﻘﺮﻩ ﻣﺎ اﺻﺤﺎب ﮐﻬﻒ را ازﺧﻮاب ﻴﺨﺘﻴ ﺑﺪاﻧ ﻢ ﺗﺎ ﻴ ﮐﺪاﻣ ﻢ ﻴ ﮏ از ﺁن دو ﮔﺮوﻩ ﺣﺴﺎب ﻣﺪت ، )" درﻧﮓ در ﻏﺎر را ﺑﻬﺘﺮ ﻧﮕﺎﻩ داﺷﺘﻪ اﻧﺪ "ﺷ ،( ١٢ ﮐﻬﻒ و ﻴ ﻧﺪاد ﻄﺎن را ﺑﺮﻣﺮدﻣﺎن ﺗﺴﻠﻂ ﻳ ﺑﺮِا ﻢ ﻣﮕﺮ ی اﻳ ﺑﺪاﻧ ﻨﮑﻪ ﻴ ﮐ ﻢ ﻴﺴ ﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺧﺮت ﻣﻮﻣﻦ اﺳﺖ وﮐﻴ دارد ، )" ﺴﺖ ﮐﻪ درﺁن ﺷﮏ "ﻣ ،( ٢١ ﺳﺒﺎ اﮔﺮ ﺧﺪا ﻴ ﮐﺴﺎِﻧ ﺨﻮاﺳﺖ ﮐﻪ هﻤﻪ ﯽ دررِو ﮐﻪ ی زﻣﻴ ﻦ هﺴﺘﻨﺪ اﻳ ﻣ ﻤﺎن ﻴ ﺂوردﻧﺪ. ﭘﺲ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮ)ﻣﺤﻤﺪ (ﻣﻴﺘﻮاِﻧ ﯽ ﮐِﻨ هﻤﻪ ﻣﺮدم را ﺑﻪ اﮐﺮاﻩ ﻣﻮﻣﻦ ﯽ ز ؟ ﻳ ه ﺮا ﮐﻪ ﻴ ِﺑ ﭽﮑﺲ ﯽ ا اﺟﺎزﻩ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻳ ﻤﺎن ﻧِﻤ ﯽ ﺁورد ):ﻳ ف ٩٩ ﻮﻧﺲ ( ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣ ١٠٠ و ﻴﺨﻮاِه ﯽ ﮐِﺴ ﯽ هﺪا را ﮐﻪ ﺧﺪا ﮔﻤﺮاﻩ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ ﻳ ﮐِﻨ ﺖ ﯽ ؟ﺑﺮِا ی ﭼﻨﻴ ﮐِﺴ ﻦ ﯽ هﺮﮔﺰ راِه ﯽ هﺪا ﺑﻪ ﻳ ، ) ﺖ ﻧﺨﻮاهﺪ ﺑﻮد .( ٩٠ ﻧﺴﺎء و ﻧﻮح ﺑﻪ ﻗﻮم ﺧﻮد ﮔﻔﺖ اﮔﺮ ﺧﺪا ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺷﻤﺎ را ﮔﻤﺮاﻩ ﮐﻨﺪ ،اﻧﺪرز ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺳﻮِد ی ، ) ﻧﺨﻮاهﺪ داﺷﺖ ...."( ا ٣۴ هﻮد و ﺑﺎ هﻤﻪ ﻳ ﺗﺄﮐ ﻦ ﻴ ﮐﻪ ﺪات ﻣﮑﺮر درﻣﮑﺮر ﺁدﻣ ﻴ ﮐﻤﺘﺮ ﺎن ﻳ اﺧﺘ ﻦ ﻴﺎِر ی ﭘ درﺁﻧﭽﻪ ﻴﺸﺎﭘﻴ ﺶ ﺑﺮاﻳ ﻣﻮارِد ﺸﺎن ﻣﻘﺪرﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﻧﺪارﻧﺪ ،در ی ﻣ ﻗﺮﺁن ﻧﺎﮔﻬﺎن راﻩ ﻋﻮض ﻴ ﺑﺮِا ﮑﻨﺪ و ی ﮐﺴﺎﻧﻴ راِه ﮑﻪ ﯽ ﮔﺰ ﺟﺰ راﻩ ﺣﻖ را ﺑﺮ ﻳ ﺪﻩ اﻧﺪ ﺧﻂ و ﻧﺸﺎن ﻣﻴ ﮑﺸﺪ: "ﺑﺪﺗﺮﻳ ﮐﺴﺎِﻧ ﻦ ﺟﺎﻧﻮران در ﻧﺰد ﺧﺪا ﯽ ﻧِﻤ هﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﻘﻞ ﯽ ﺷ ﮐﻨﻨﺪ و اﮔﺮهﻢ ﺁﻧﺎن را ﺑﻪ ﮐﻼم ﺣﻖ ﮐﻨ ﻨﻮا ﻴ رِو ﻢ ﺑﺎز ی از ﺁن ﺑﺮ ﻣﻴ ﻣ ﺘﺎﺑﻨﺪ وﺑﺪان اﻋﺘﺮاض ﻴ ﮑﻨﻨﺪ )" "ا ،( ٢٢ ، اﻧﻔﺎل اﮔﺮ هﻢ ﻣﻼﺋﮑﻪ را ﺑﺮ ﻳ ﺑﻔﺮﺳﺘ ﻨﻬﺎ ﻴ ﻢ ﻳ ﺑﺮﺧ ﺎ ﻣﺮدﮔﺎن از ﻗﺒﺮهﺎ ﻴ ا ﺰﻧﺪ و ﺑﺎ ﻳ ﻨﺎن ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳ ا ﺑﺎز ﻳ ﻧِﻤ ، ﻨﺪ ﻤﺎن ﯽ ، ) "ﺁورﻧﺪ "ز ،( ١١١ اﻧﻌﺎم ﻳ ﻧ ، ﺧﺪا ﮐﺎﻓﺮان را ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد ﺮا ﮐﻪ ﺁﻧﺎن ﻴ ﮐﺮد ﺰ او را ﻓﺮاﻣﻮش ﻩ
"ِا ی ﮐﺴﺎﻧﻴ ا ﮑﻪ ﻳ ا ﻤﺎن ﺁوردﻩ ﻳ هِﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ، ﺪ ی ﭘﻴ ﻧﺸﻮ ﻐﻤﺒﺮ داﺧﻞ ﻳ ﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺧﻮد او اﺟﺎزﻩ ﺁﻧﺮا دادﻩ ﺑﺎﺷﺪ ،و ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻃﻌﺎﻣﺶ ﻣﻨﺸﻴﻨﻴ ﻣﮕﺮ ﺪ ﺁﻧﮑﻪ ﺧﻮد او ﺷﻤﺎ را دﻋﻮت ﮐﺮدﻩ ﺑﺎﺷﺪ .وﻗِﺘ ﯽ هﻢ ﮐﻪ دﻋﻮت ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻳ ﺑﺎﺷ ﺎ ﺑﻪ ﻃﻌﺎم ﺷﺪﻩ ﻴ ﺪ زودﺗﺮ از وﻗﺖ ﻣﻘﺮرﻧﻴﺎﺋﻴ ِﭘ ﺪ و ﺑﻌﺪ از ﺻﺮف ﻃﻌﺎم ﯽ ﺑﺮو ﮐﺎرﺧﻮد ﻳ ا ﺪ ﻧﻪ ﻳ ﺑﺮِا ﻨﮑﻪ ی ﺑﺎِﻗ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدن ﯽ ﺑﻤﺎﻧﻴ ا ﺪ ﮐﻪ ﻳ ﻣﺎ ﻦ ﮐﺎر ﻳ ﭘ ﻪ ﺁزار ﻴ ﻐﻤﺒﺮ اﺳﺖ هﺮ ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮد از ﮔﻔﺘﻦ ﺁن ﺷﺮم ﮐﻨﺪ ،وِﻟ ﯽ ﺧﺪاوﻧ ﺣﻘ ﺪ از اﻇﻬﺎر ﻴ ﺷﺮِﻣ ﻘﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﯽ ، )ﻧﺪارد .( هﻨﮕﺎﻣﻴ ﻣ ۵٣ اﺣﺰاب ﮑﻪ ﻴﺨﻮاهﻴ ﺪ ﭘﻴ ﮐﻨ ﻐﻤﺒﺮ را ﺻﺪا ﻴ ﺁﻧﻄﻮِر ﺪ ،او را ی ﺻﺪاﺑﮑﻨﻴ ﺪ ﮐﻪ ﻳﮑﺪﻳ ﻣ ﮕﺮ را ﻴ ﻣ ﺎن ﺧﻮدﺗﺎن ﺻﺪا ﻴﮑﻨﻴ .( ﺻﺪاﻳ ﺻﺪِا ۶٣ ﺪ)ﻧﻮر، ﺘﺎن را از ی ﭘﻴ ﻧﺒﺮ ﻐﻤﺒﺮ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻳ ﺑﻠﻨِﺪ ﺪ و ﺑﺎ او ﺑﻪ هﻤﺎن ی ﻣﮑﻨ ﺻﺤﺒﺖ ﻴ هﻤﺪ ﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻳ ﻣ ﮕﺮ ﻴﮑﻨﻴ ﺪ ...ِﺋ ﺁﻧﻬﺎ ﯽ ﭘ ﮐﻪ ﻴ ﻐﻤﺒﺮرا ﭘﺸﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴ ﺑ ﺨﻮاﻧﻨﺪ ﻴ ﻣﺮدِﻣ ﺸﺘﺮﺷﺎن ﯽ ﺑﻴ ،ز ﺸﻌﻮر هﺴﺘﻨﺪ ﻳ ﺑﺮا ﺮا ﻳ ﺧ ﺸﺎن ﻴِﻠ ﯽ ﭘ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻴ ﻐﻤﺒﺮاز ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎرج ﺷﻮد) هﺠﺮت .( هﻨﮕﺎﻣﻴ ﭘ ۵ – ١، ﮑﻪ ﻴ ﻣ ﻐﻤﺒﺮ از ﺷﻤﺎ ﻴ ﮐﻨ ﺨﻮاهﺪﮐﻪ ﺟﺎﺑﺎز ﻴ ﺑﺮِا ﺪ ﭘﺲ ﺟﺎ را ی دﻳ ﮐﻨ ﮕﺮان ﺑﺎز ﻴ زﻣﺎِﻧ ﺪ و ﯽ ﺷ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣ ﻤﺎ ﻴﮕﻮﻳ ﺪ ﺑﺮ ﺧﻴﺰﻳ ﺧ ﺪ ﭘﺲ ﺑﺮ ﻴﺰﻳ ، )ﺪ .( ﭘ ١٢ ﻣﺠﺎدﻟﻪ هﺮﮔﺎﻩ از زﻧﺎن ﻴ ﻣﺘﺎِﻋ ﻐﻤﺒﺮ ﯽ ﻣ را ﻴﻄﻠﺒﻴ ﺑﻄﻠﺒ ﺪ از ﭘﺸﺖ ﺣﺠﺎب ﻴ ﻧ ﺪ و رﺳﻮل ﺧﺪارا ﻴﺎزارﻳ ﺪ . ﭘﺲ از وﻓﺎت او ﻧﻴ ﻣﮑﻨ ﺰهﺮﮔﺰ ﺑﺎ هﻤﺴﺮاﻧﺶ ازدواج ﻴ ا ﺪ ﮐﻪ ﻳ ﮔﻨﺎِه ﻦ ﻧﺰد ﺧﺪاوﻧﺪ ﯽ ، ). ﺑﺰرگ اﺳﺖ
- ﮐﺴﺎﻧ ١ اﺣﺘﻤﺎﻻ ﯽ اﺑﺮاه ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر دﻓﺎع از ﺗﻘﺪس ﻴ ﭘ ﻢ درﻣﻘﺎم ﻴ ﻧ ﻐﻤﺒﺮ اواﻟﻮاﻟﻌﺰم و ﻴﺎ ی ﺑﻨ ﻗﻮم ﻋﺮب و ﻴ ﮐﻌﺒﻪ ﺎﻧﮕﺬارﺧﺎﻧﻪ ﺟﺎﻧﺸ ، و ﻴ او ﻨﺎن اﻳ ﺳﻨﺘ ، ﻦ ﻋﺬر ﯽ را ﻣﻄﺮح ﺧﻮاهﻨﺪ ﮐ ﺑﺮﺧ ﺮد ﮐﻪ ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ در ﻗﺮﺁن ﺁﻣﺪﻩ ﯽ از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺗﻮرات ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻬﻮدﻳ ﻣﻮرد ﺎن دﺳﺘﮑﺎر ی ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ)ﺑﻘﺮﻩ و ٧۵ ، و ٧٩ ١۶٩ ، ﺁل ﻋﻤﺮان ،٧٨ ﻧﺴﺎ ، ،۴۶ ﻣﺎﺋﺪﻩ ، و ١٣ ، و ١۵ ۴١ اﻧﻌﺎم ، ،٩١ اﻧﻔﺎل ، .( وﻟ ١۶٢ ، ﯽ ﭼﻨﻴ دﺳﺘﮑﺎر ﻦ ی ﺑﺎﺷﺪ ، اﮔﺮ هﻢ واﻗﻌﺎ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣ ، ﺗﻨﻬﺎ ﯽ ﺑﺎﻳ ﺪ ﺑﺎ اﻳ ﻦ هﺪف ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺻﻠ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻦ ﯽ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻗﻮم ﻳ ز ﻬﻮد و ﺑﻪ ﻳ ﺎن اﺳﻼم ﻳﺎ زﻳ د ﺎن ﻣﺬاهﺐ ﻳ ﺗﻐ ﮕﺮ ﻴﻴ ﺮ ﻳ ﺑﺎﺷﺪ ﺎﻓﺘﻪ ا ، ﻧﻪ ﻳ ﭼﻨ ﻨﮑﻪ ﻴ ﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮ ی ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮد ﮐﺎهﻨﺎنﻳ ا ﻬﻮد ﺑﺎ ﻳ ﺗﺠﻠ ﻦ هﺪف اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻴ ﻓﺮاواﻧ ﻞ ﯽ در را ﮐﻪ اﺑﺮاه ﻗﺮﺁن از ﻴ ﻧﻔ ﻢ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺁﻣﺪﻩ اﺳﺖ ﯽ ﺟﺎ ﮐﻨﻨﺪ و در ی ﺁن ﺁن اﺑﺮاهﻴ دروﻏ ﻢ ﮕﻮ ی دﻳﮕــﺮ ی ﻣ را ﺑﮕﺬارﻧﺪ ﮐﻪ ﺻﺪهﺎ ﻴﻠﻴ ﻮن ﻳﻬﻮد ی ﻣﺴ و ﻴﺤ ﯽ در ﻧ ﻃﻮل ﻗﺮون از ﺧﻼل ﺻﻔﺤﺎت ﺗﻮرات ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ اﻧﺪ و اﻣﺮوز ﻴــ ﺰ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ .د ﮐﺴﺎن ﻳﮕﺮ یﻧﻴﺰ هﻤ ، ﺑﺎ ﻴ ﻧﻔ ﻦ هﺪف ﯽﺑﺨﺸ ﯽ در از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺗﻮرات د ﻣﻮرد ﻳ ﭘ ﮕﺮ ﻴ اﺳﺮاﺋ ﻐﻤﺒﺮان ﻴ ﺗﺠﻠ ﻞ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻴ ﻗﺮﺁﻧ ﻞ ﯽ ﻣﺒﺎ از ﺁﻧﻬﺎ ﻳ دارد ﻨﺖ ، ادﻋﺎ ﮐﺮدﻩ اﻧﺪ ﮐ اﺻﻠ ﻪ ﻧﺴﺨﻪ ﯽ ﺗﻮرات ﺣﺮ در ﻳ ﺳﻠ ﻖ ﻣﺒﻌﺪ ﻴ در ﻤﺎن ﮐﻨﻮﻧ زﻣﺎن ﺑﺨﺖ اﻟﻨﺼﺮ ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﺑﺎﺑﻞ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ و ﺗﻮرات ﯽ ا ﻧﺴﺨﻪ ی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪا ﺑﻪ ﺟﺎ ی اﺳﺖ ﺁن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ . در اﻳ ﻧ ﻦ ﻣﻮرد ﻴﺰ ازا ، ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻳ هﺎ ﻦ ﺗﺬﮐﺮ ﮐﻪ ﻧﺴﺨﻪ ی در ﺗﻮرات ﺳﺮزﻣﻴ ﻦ ﻳ ﻧﻤ ﻬﻮد ﯽ هﻤ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻴ ﻦ ﻳ ﮏ ﻧﺴﺨﻪ ا ی ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ در ﺳﻮز ﺁﺗﺶ ی ﺑ ﻣﻌﺒﺪ از ﻴ اﺳﺖ ﻦ رﻓﺘﻪ ﻣﻨﻄﻘًﺎ ﻧ ، ﻤﯽ ﻧﺘ ﺗﻮان ﻴ ﺑﻌﺪ ﺠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺘﻦ ی ﮔﺮوه ﺗﻮرات ﺗﻮﺳﻂ ﯽ از ﮐﺎهﻨﺎن ﺧﻮد ﻣﻌﺒﺪ ﺳﻠﻴ ﺑﺼﻮرﺗ ﻤﺎن ﯽﺑﺎزﻧﻮﻳﺴ ﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﺴ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻴﺎر ی ﭘ از ﻴ ﻐﻤﺒﺮان ﻳ ﻋﻠ ﻬﻮد را ﻴ ﺑﺪﻧﺎﻣ ﺮﻏﻢ ﻗﺮﺁن ﺑﻪ ﯽ رﺳﻮاﺋ و ﯽ ﺑﮑﺸﺎﻧﺪ. اﻳ ﭼﻨ ﻦ ﻴ ﺗﻮﺟ ﻦ ﻴ ﺑ ﻪ هﺎ ﻴ ﺶ از ﺁﻧﮑﻪ ﻧﻤﺎﻳ واﻗﻌ ﺎﻧﮕﺮ ﻴﺖ هﺎ ﺋ ﯽﺗﺎرﻳﺨ ﯽﻳ ﻣﺬهﺒ ﺎ ﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻳ اﻟﻤﺜﻞ ، ﺎدﺁور ﺿﺮب هﺎ ﺋ ﯽ ﮔﺮم از ﻧﻮع ﮐﺎﺳﻪ ﺗﺮ از ﺁشﻳ دا ﺎ ﻳ ﻣﻬﺮﺑﺎن ﻪ در ﺗﺮ از ﻣﺎدر ﻓﺎرﺳ زﺑﺎن ﯽﻳ ﺎ ﮐﺎﺗﻮﻟﻴ در ﮏ ﺗﺮ از ﭘﺎپ و ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻃﻠﺐ ﺗﺮ از ﺷﺎﻩ زﺑﺎنهﺎ یاروﭘﺎﺋ ﯽاﺳﺖ .
ﻧﻤﻮﻧﻪ ا ی ا از ﻳ ﻏﺰل » ﻦ ﺗﻀﺮع را ﺧﻮد ﺗﻮرات در ﮐﺘﺎب ﻏﺰل هﺎ « ی ﺳﻠﻴﻤﺎن اﺷﻌﺎر ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ی ﺳﻠ ﮐﻪ ﻴ ﻧﺒ ﻤﺎن ﯽ درﺑﺎرﻩ ...ﻗﺮص » : ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ﻧﺎﺷﻨﺎس ﺧﻮد ﺳﺮودﻩ ﻧﻘﻞ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ ﻣﺮا ﺑﻪ هﺎ ی ﺗﻘﻮ ﮐﺸﻤﺶ ﻳ ده ﺖ ﻴ ﺪ و ﺳ ﺑﻪ ﻴ هﺎ ﺐ ﺳﺎز ﺗﺎزﻩ ﻳﺪ ، زﻳ ﺑ ﺮا ﮐﻪ ﻴ هﺴﺘﻢ ﻤﺎر ﻋﺸﻖ . ز دﺳﺖ ﭼﭗ دﻟﺪارم ﻳ ﮐﺸ ﺮ ﺳﺮ ﻣﻦ اﺳﺖ و دﺳﺖ راﺳﺘﺶ ﻣﺮا درﺁﻏﻮش ﻴ اﺳﺖ ﺪﻩ ، ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ام از ﺁن ﻣﻦ اﺳﺖ و ﻣﻦ از ﺁن او هﺴﺘﻢ . ا ی ﻣﻦ ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ اﺳﺖ ، ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ از ﭘﺸﺖ ﺑﺮﻗﻊ ﻣﺜﻞ ﭼﺸﻤﺎن ﮐﺒﻮﺗﺮ . ﻟﺐ هﺎ ﻳ ده ﺖ ﻣﺜﻞ رﺷﺘﻪ ﻗﺮﻣﺰ و ز ﺎﻧﺖ ﻳ اﺳﺖ ﺒﺎ . دو ﭘﺴﺘﺎﻧﺖ ﻣﺜﻞ دو ﺁهﻮ ی ﻣ دوﻗﻠﻮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻴ ﺎن ﺳﻮﺳﻦ هﺎ ﻣﯽ ﭼﺮﻧﺪ. ﻟﺐ از هﺎ ﻳ ﺖ ﺷﻬﺪ ﻋﺴﻞ ﻣﯽ ز ﭼﮑﺪ و ﻳ ﺮ زﺑﺎﻧﺖ ﻋﺴﻞ و ﺷﻴ اﺳﺖ ﺮ . ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ﻣﻦ دﺳﺖ ﺧﻮﻳ در ﺶ را از ﺳﻮراخ ﺳﺎﺧﺖ داﺧﻞ اﺣﺸﺎ ، و ﻳ ﺑﺮا ﻢ ی او ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺟﻨﺒﺶ در . ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﺗﺎ در را ﺑﻪ روﻳ ﮐﻨﻢ ﺶ ﺑﺎز ، اﻣﺎ دﻟﺪارم ﺑﺎز ﮔﺸﺘ ﺑﻮد ﻪ و رﻓﺘﻪ . ا ی اورﺷﻠ دﺧﺘﺮان ﻴﻢ ﺷﻤﺎ ، را ﻗﺴﻢ ﻣﯽ ﺑ دهﻢ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ﻣﺮا ﻴﺎﺑﻴ ﺪ و ی ﺑﮕﻮﺋ را ﻴ ﺑ ﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻴ هﺴﺘﻢ ﻤﺎر ﻋﺸﻖ . اﮔــ ﺑﭙﺮﺳ ﺮ ﻴ ﻣ ﺪ ﮐﻪ ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ــ ﮐ ﻦ ﻴﺴﺖ ﺑﺪاﻧﻴــ ﺳﻔ ، ﺪ ﮐﻪ او ﻴ و ﺪ ﻓ ﺳﺮخ ــ اﺳﺖ ﺎم . ﮐﺒﻮﺗ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ــ ﻧﻬﺮهﺎ ﺮان ﻧﺰد ی اﺳﺖ ﺁب . ﻟﺐ هﺎ ﻳ ﺶ ﺳﻮﺳﻦ هﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ از ّﻣ ﺁﻧﻬﺎ ﺮ ﺻﺎﻓﯽ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ. دﺳﺖ هﺎ ﻳ هﺎ ﺶ ﺣﻠﻘﻪ ی ﺑﺎﺷﺪ ﻃﻼ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ زﺑﺮﺟﺪ ﻣﻨﻘﺶ . ﺳﺎق هﺎ ﻳ ﻣﺮﻣﺮ ﺶ ﺳﺘﻮن ﭘﺎ ﺑﺮ ﻳ هﺎ ﻪ ی زِر اﺳﺖ ﻧﺎب . ﺑﺴ دهﺎن او ﻴ ﺷ ﺎر ﻴﺮﻳ او ﻦ و ﺗﻤﺎم ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﻳ اﺳﺖ ﻦ . اﻳ اﺳﺖ ﻦ ﻣﺤﺒﻮب ﻣﻦ ا، ی اورﺷﻠ دﺧﺘﺮان ﻴﻢ! ا ی ﻣﻦ ﻣﺤﺒﻮب ﭘﺎهﺎﻳ ﻧﻌﻠ ، ﺖ در ﻴ ز ﻦ ﭼﻪ ﻳ اﺳﺖ ﺒﺎ !هﺎ ﺣﻠﻘﻪ ی هﺎ ران ﻳ ز ﺖ ﻣﺜﻞ ﻳﻮرهﺎ ﺑﺎﺷﺪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﻨﻌﺖ دﺳﺖ ﺻﻨﻌﺘﮕﺮ . ﻧﺎف ﺗﻮ ﮐﺎﺳﻪ ﻣﺪور ی ﭘﺮ اﺳﺖ از ﺷﺮاب . دوﻗﻠﻮ دو ﭘﺴﺘﺎﻧﺖ ﻣﺜﻞ دو ﺑﭽﻪ ی ﺁهﻮاﻧﻨﺪ . ﮔﺮدﻧﺖ ﻣﺜﻞ ﺑﺮج ﻋﺎج و ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺜﻞ ﺑﺮﮐﻪ هﺎ ی اﺳﺖ ﺣﺸﺒﻮن . ﭘﺴﺘﺎن ﻗﺎﻣﺘﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ درﺧﺖ ﺧﺮﻣﺎﺳﺖ و هﺎ ﻳ هﺎ ﺖ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺷﻪ ی ﺑﻮ اﻧﮕﻮر و ی ﺳ ﻧﻔﺴﺖ ﻣﺜﻞ ﻴ ﺐ اﺳﺖ و دهﺎﻧﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﺮاب ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ. ا ی ﻣﻦ دﻟﺪار ﮐﺎﺷﮑ ، ﯽ ﺑﻮد ﻣﺜﻞ ﺑﺮادر ﻣﻦ ی ﭘﺴﺘﺎن ﮐﻪ هﺎ ی ﻣﮑ ﻣﺎدرم را ﻴﺪ ، ﺗﺎ ﭼﻮن ﺗﺮا ﺑﻴ ﺮون ﻣﯽﻳ ﺎﻓﺘﻢ ﻣﯽﺑﻮﺳﻴ رﺳﻮا ﺪم و ﻳ ﻧ ﻢ
ﺗﻨﺎﻗﻀﺎت ﻓﺮاواﻧ ﯽ ﮐﻪ درﺑﺎرﻩ اﺑﺮاه ﻴ در ﻢ دارد ﺗﻮرات و ﻗﺮﺁن وﺟﻮد ، از هﻤﺎن ﺁﻏﺎز اﺳﻼم ﻣﻮرﺧﺎن و ﻣﻔﺴﺮان ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻗﺮﺁن را ﺑﻪ ﺗﻼش هﺎ ی ﺑﻴﺤﺎﺻﻠ ﯽ ﺑﺮا ی ﺗﻮﺟﻴ ا ﻪ ﻳ ﻧﻤﻮ ﻦ ﻧﻮع ﺗﻨﺎﻗﺾ هﺎ واداﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ هﺎ ﻧﻪ ی در ﺁﻧﺮا ﮐﺘﺎب هﺎ ی ﻣﺘﻌﺪد ﺁﻧﺎن )ﺗﺎرﻳ ﺦ و ﺗﻔﺴﻴ ﮐﺒ ﺮ ﻴﺮ ﻃﺒﺮی ﺳﻴ اﻟﻨﺒﻮ ، ﺮﻩ ﻳ هﺸﺎم ﻪ اﺑﻦ ﻗﺘ ، ﻣﻌﺎرف اﺑﻦ ﻴﺒﻪ ﺻﺤﻴ ﺑﺨﺎر ، ﺢ ی اﻻﺳﺮار ، ﮐﺸﻒ ﻣﻴﺒﺪی ، اﻟﺘﺒﻴ ﻃﻮﺳ ﺎن ﯽ ﺗﻔﺴﻴ اﻟﮑﺒ ، ﺮ ﻴﺮ رازی ﻗﺮﻃﺒ ، ﺟﺎﻣﻊ اﻻﺣﮑﺎم ﯽ ذﻳ ﺟﻮاﻟ ، ﻞ اﻟﻤﻌﺮب ﻴﻘﯽ اﻻﻧ ، ﻗﺼﺺ ﻴﻴﺎء ﻧﺠﺎر ، ، اﻟﺒﻠﺪان ﻳﺎﻗﻮت ، ﻗﺼﺺ اﻻﻧﺒﻴﺎء ﺛﻌﻠﺒﯽ ﻣﺴﻌﻮد ، ﻣﺮوج اﻟﺬهﺐ ی ﺁﺛﺎراﻟﺒﺎﻗﻴ ﺑ ، ﻪ ﻴﺮوﻧﯽ اﻟﮑﺒﺮا ، ﻃﺒﻘﺎت ی ﺳﻌﺪ اﺑﻦ اﻟﺤﺎﺋﺮ ، دﻻﻟﻪ ﻳ ﻣ ﻦ اﺑﻦ ﻴ ﻤﻮن و ﻣﺠﻤﻞ اﻟﺘﻮارﻳ اﻟﻘﺼﺺ ﺦ و ( ﻣﯽ ﺗﻮانﻳﺎﻓﺖ.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر