بیاد منیرو روانی پور
«من قصه گویی شهرزاد را نمادی از وضعیت نویسندگان ایرانی میبینم... ما همیشه در هالهای از وحشت قصه گفتهایم. همیشه شمشیری بالای سر خود داشتهایم. شمشیر سنتها، شمشیر خانواده، شمشیر حکومت، اما...»
«من قصه گویی شهرزاد را نمادی از وضعیت نویسندگان ایرانی میبینم... ما همیشه در هالهای از وحشت قصه گفتهایم. همیشه شمشیری بالای سر خود داشتهایم. شمشیر سنتها، شمشیر خانواده، شمشیر حکومت، اما...»
منیرو روانی پور در سال ۱۳۳۳ در آبادی جفره از توابع بوشهر زاده شد. سالهای تحصیل را در جفره و بوشهر گذراند. در ادامه برای فراگیری علم روانشناسی وارد دانشگاه پهلوی شیراز شد. تحصیل در رشته علوم تربیتی در آمریکا نقطه پایانی بر دوران تحصیلات آکادمیک نویسنده پر آوازه بوشهری منیرو روانی پور بود.
در فضایپرخوف و جنایت آلود سال ۶۰ که هرروز انقلابیون بیشماری توسط مستبدین مذهبی به قتل گاه برده می شدند، منیرو نوشتن را با جدیت آغاز نمود. اولین مجموعه داستان او بنام ( کنیزو ) در سال ۶۷ روانه پیشخوان کتابفروشی ها شد و اهل کتاب با خواندن آن از میلاد نویسنده ای رئالیست و مردم گرا با خبر شدند. به فاصله کمی رمان او به نام (اهل غرق) منتشر شد.
منیرودر مورد نویسندگی اش می گوید:
من همیشه گفته ام ادبیات کبریت بی خطرنیست ما از زندگی مان می نویسیم از زندگی پرازخطر و پر از ریسکمان.من به عنوان نویسنده، هرگز، از اینکه زن هستم یا مرد، مورد سانسور کاری قرار نگرفته ام. از اینکه منیرو روانی پور هستم، فعالیتهایم مخفیانه زیر نظر بود و همانطور که آقای مهاجرانی گفتند، راضی نبودند کتابهای من منتشر شود و مورد سانسور وحشتناکی قرار گرفته بودم. منتها بدون سروصدا.
البته خودم هم تن نمیدادم. بعدش هم خودم تن ندادم که بروم گردن کج کنم و بگویم میخواهم کتابم را چاپ کنم. به هیچ قیمت، هیچوقت این کار را نکردم. طوری که سر "کنیزو" هفت سال و سر "کولی کنار آتش" ۱۰ سال منتظر چاپ بودم.
جانمایه داستانهای منیرو بر گرفته از طبیعت و حال و هوای جنوب و زادگاهش بوشهر است. تأثیر پذیری و الهام او از بیکرانگی دریا که رو برو او ادامه داشت در نوشته ها یش موج می زند و می بینیم که چه بیرحمانه فقر و مصیبت مردمش را به ساحل پرتاب می کند.
یاری گرفتن از عناصر بومی همچون افسانه ها ،طلسم ها و پریان دریایی در فضای جادویی بیشتر دادستانهایش نمایان است.منیرو هزار توی زندگی غمبار و آلوده به خرافات، اوهام و باورهای جادویی مردمانش را به استادانه ترین شکل به تصور می کشد، این گونه داستانهای او تأثیرپذیری او را از رئالیسم جادویی مارکز به وضوح نشان می دهد.
منیرو روانی پور با آن تعهد و احساس بزرگوارانه اش به ادبیات و شیوه واقع گرانه و سماجت جنوبی اش تن به سانسور عمله های ملایان خودکامه نمی داد. پس از ممنوعیت چاپ کتابهایش در سال ۲۰۰۶ میلادی یعنی حدود ۱۱ سال قبل تن به مهاجرت اجباری داد و اینک سالهاست با همسرش بابک تختی و پسرش غلامرضا در آمریکا زندگی می کند.
در مورد کار کردن در مهاجرت می گوید:
نمی خواهم دوری از وطن بهانه ای به دست من بدهد برای تنبلی. من در کشوری زندگی کرده ام که در هیچ دوره تاریخی خوردن چلوکباب و قیمه پلو قدغن نبوده اما در طول تاریخ نوشتن و فکر کردن و خواندن زیر ضربه بوده است.
منیرودر مورد نویسندگی اش می گوید:
من همیشه گفته ام ادبیات کبریت بی خطرنیست ما از زندگی مان می نویسیم از زندگی پرازخطر و پر از ریسکمان.من به عنوان نویسنده، هرگز، از اینکه زن هستم یا مرد، مورد سانسور کاری قرار نگرفته ام. از اینکه منیرو روانی پور هستم، فعالیتهایم مخفیانه زیر نظر بود و همانطور که آقای مهاجرانی گفتند، راضی نبودند کتابهای من منتشر شود و مورد سانسور وحشتناکی قرار گرفته بودم. منتها بدون سروصدا.
البته خودم هم تن نمیدادم. بعدش هم خودم تن ندادم که بروم گردن کج کنم و بگویم میخواهم کتابم را چاپ کنم. به هیچ قیمت، هیچوقت این کار را نکردم. طوری که سر "کنیزو" هفت سال و سر "کولی کنار آتش" ۱۰ سال منتظر چاپ بودم.
جانمایه داستانهای منیرو بر گرفته از طبیعت و حال و هوای جنوب و زادگاهش بوشهر است. تأثیر پذیری و الهام او از بیکرانگی دریا که رو برو او ادامه داشت در نوشته ها یش موج می زند و می بینیم که چه بیرحمانه فقر و مصیبت مردمش را به ساحل پرتاب می کند.
یاری گرفتن از عناصر بومی همچون افسانه ها ،طلسم ها و پریان دریایی در فضای جادویی بیشتر دادستانهایش نمایان است.منیرو هزار توی زندگی غمبار و آلوده به خرافات، اوهام و باورهای جادویی مردمانش را به استادانه ترین شکل به تصور می کشد، این گونه داستانهای او تأثیرپذیری او را از رئالیسم جادویی مارکز به وضوح نشان می دهد.
منیرو روانی پور با آن تعهد و احساس بزرگوارانه اش به ادبیات و شیوه واقع گرانه و سماجت جنوبی اش تن به سانسور عمله های ملایان خودکامه نمی داد. پس از ممنوعیت چاپ کتابهایش در سال ۲۰۰۶ میلادی یعنی حدود ۱۱ سال قبل تن به مهاجرت اجباری داد و اینک سالهاست با همسرش بابک تختی و پسرش غلامرضا در آمریکا زندگی می کند.
در مورد کار کردن در مهاجرت می گوید:
نمی خواهم دوری از وطن بهانه ای به دست من بدهد برای تنبلی. من در کشوری زندگی کرده ام که در هیچ دوره تاریخی خوردن چلوکباب و قیمه پلو قدغن نبوده اما در طول تاریخ نوشتن و فکر کردن و خواندن زیر ضربه بوده است.
منیرو بی فقه و با انگیزه ای تحسین بر انگیزی همچنان می نویسد و کتابهایش بدون دخالت مفتش های ملایان متحجر منتشر میکند. کارگاره داستانویسی کولیها را راه اندازی کرده و از طریق فضای مجازی جوانان داستانویس بسیاری تربیت کرده است.
آثار منیرو روانی پور
آثار منیرو روانی پور
۱۳۶۸ - رمان اهل غرق
۱۳۶۹ - دل فولاد
۱۳۷۸ - رمان کولی کنار آتش
داستانهای کوتاه و مجموعه داستان
۱۳۵۵ - گنجشک و آقای رئیس جمهور
۱۳۶۷ - کنیزو
۱۳۶۹ - سنگهای شیطان
۱۳۷۲ - مجموعه داستان سیریا، سیریا
۱۳۸۰ - زن فرودگاه فرانکفورت
۱۳۸۱ - مجموعه داستان نازلی
کودکان
گنجشک و آقای رئیس جمهور
ترانههای کودکان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر