معتزله
مخلوق بودن قرآن[ویرایش]
یکی از بحث برانگیزترین موضوعاتی که در قرون اولیه اسلام در میان علما پیش آمد و اختلافات زیادی را سبب شدموضوع مخلوق یا غیرمخلوق بودن قرآن بود. بسیاری از علما معتقد بودند که قرآن در زمان پیامبر خلق نشده بلکه ذات آن ازلی بوده و همواره وجود داشته است.[۴] اما معتزله که تاکید زیادی بر روی اصل توحید داشتند، چنین برداشتی از ذات قرآن را مغایر با توحید میدانستند.زیرا از دید آنان، اعتقاد به اینکه قرآن حادث نشده و از قدیم بوده ایجاب میکرد که در این صورت قرآن جزئی از ذات پروردگار باشد که چنین امری از دید معتزله شرک بود و حداقل مغایر با اصل توحید و ذات خداوند.
مسئله جبر و اختیار[ویرایش]
در خصوص مسئله جبر و اختیار که بحث ها و مجادلات زیادی را میان مسلمانان بوجود آورده بود، معتزله قایل به آزادی و اختیار عمل انسان بودند.البته بحث جبر و اختیار قبل از معتزله بوجود آمده بود و گروههایی همچون قدریه و جبریه که اولی قایل به اختیار و دومی گرایش به جبر داشت نیز بوجود آمده بودند. اما تمایل معتزله به اختیار باعث استحکام و متحول شدن این گرایش گردید چه ، آنان در دفاع از اندیشهی اختیار از مبانی فلسفی و منطق کلامی بهره میبردند. بنابراین اگرچه آنان وارثین قدریه بودند اما در پرورش استدلال و مبانی تفکراتشان به مراتب فراتر از قدریه رفتند. آنان معتقد بودند که اگر انسان در انجام اعمالش دارای اختیار نباشد و مرتکب گناهی شود و سپس به واسطهی ارتکاب آن گناه خداوند به او کیفر دهد، چنین امری با اصل عدل و عادل بودن خداوند مغایرت پیدا میکند، زیرا خداوند بنده اش را بواسطهٔ عملی کیفر داده است که خود آن را میخواسته و اراده کرده است. بنابراین لازم است که درجهای از آزادی و انتخاب برای انسان قایل شویم به گونهای که اعمال او را در نهایت ناشی از اراده و اختیار خود او بدانیم.
مُعتَزِلَه، عنوان گروهی از متکلمان مسلمانِ اهل سنّت است که به اصالت عقل در برابر نقل، شهرت دارند. معتزله معتقد بودند که عقل نظری باید بر آنچه از طریق وحی به دست ما میرسد، حاکم باشد. این اصل، ثمراتی در کلّیت نظام فکری و عقاید دینی آنان به همراه داشت و برداشتی ویژه از توحید و عدل الهی به آنان بخشید و بدین رو، به تاویل آن دسته از متون دینی که به ظاهر، با عقل ناسازگار بودند، پرداختند. برای مثال، رؤیت الهی را که در برخی متون به آن تصریح شده انکار کردند و آن را به تاویل بردند؛ زیرا به لحاظ عقلی، رؤیت بدون مکان و جهت ممکن نیست و چون خداوند از مکان و جهت منزه است، رؤیت او در این جهان و در آخرت ممکن نیست. برخی عقاید معتزله با آرای مورد اتفاق اهل سنت تضاد آشکار داشتند.
عصر طلایی معتزله فاصله سالهای ۱۹۸ تا ۲۳۲ قمری بود. معتزلیان در عصر امویان و عباسیان به حیات اجتماعی خود ادامه دادند اما در دوران خلافت هارون الرشید و فرزندش مامون به اوج قدرت اجتماعی و سیاسی خود رسیدند. مامون از جریان عقلگرایی و معتزله حمایت کرد و این حمایت تا زمان خلاف متوکل عباسی ادامه داشت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر