ناظم حکمت پایه گذار ادبیات نوین ترکیه
همان گونه که نیما را در میهنمان پدر شعر مدرن و امروز می دانیم، ناظم حکمت را هم بسیاری پایه گذار ادبیات نوین ترکیه می دانند. شعرهای حکمت نماد واقعی زندگی او و درد و رنج مردمانش و بازگو کننده شقاوت و حکومت پلیسی است که در جامعه اش جریان داشته است.
اواولین اشعارش را در زمانیکه کم سن و سال بود سرود. در جوانی روحیه ای مبارزه جو و آزادیخواهانه داشت. به مبارزه و فعالیت سیاسی دست یازید. در زمان حاکمیت آتا تورک ( مصطفی کمال پاشا ) دستگیر شد و ۱۳ سال از بهترین سالهای زندگی اش را در زندانهای ترکیه گذرانید.
ناظم حکمت در اثر ممنوعیت چاپ کتابهایش در ترکیه آنها را با نام مستعار اورخان سلیم منتشر می کرد. در این سالها او یکی از پر خواننده ترین شاعران ترکیه بود. او پس از دستگیری از زندان فرار کرد و به روسیه گریخت. در روسیه وارد دانشگاه ملل شرق مسکو شد و در رشته علوم سیاسی تحصیل کرد.
حکمت در سال ۱۹۲۵ به کشورش بر گشت و اشعارش را در مجله روشنفکران که خود یکی از اعضای هیئت تحریریه آن بود به چاپ رساند. در بخشی از یکی از اشعارش در مورد زندانش می گوید:
« در زندانها نور آزاديم بود
در تبعيد قاتق نانم
در هرشبي كه پايان مييافت و درهر روزي كه آغاز ميشد:
رؤياي بزرگ نجات وطنم».
معروف است که آنتوان چخوف نمایشنامه نویس نامدار دار شوروی بسان آواز بلبل به همین سادگی نمایشنامه می نوشت، اغراق نکرده ایم اگر بگوییم حکمت هم به گونه چخوف راحت، ساده و روان شعر می سرود که گاه بسیاری متحیر می شدند.
زندگی ناظم حکمت از دوران جوانی تا پایان عمر توأم با مبارزه جویی، دستگیری، فرارو جدایی از همسر و فرزندانش بود. او برای هنر و به جد برای شعر تعهد پربهای قائل بود در شعری در این پیوند می سراید:
«برادرانم
شعرهاي ما بايد بتواند به گاو لاغر و نحيف بسته شود
و زمين را شخم كند
بايد بتواند در شاليزارها
تا زانو در باتلاق فرو رود
با بتواند همه چيز را بپرسد
بايد بتواند بر سر راهها بايستد
مانند سنگهاي كيلومترشمار، شعرهاي ما
بايد بتواند دشمن را كه نزديك ميشود، پيش از همه ببينند
بايد بتواند در جنگل بر تام تامها بكوبد
تا آن زمان كه درجهان يك سرزمين اسير و يك انسان اسير باقي نماند
و در آسمان يك ابر اتمي،
و شعرهاي ما بايد بتواند هر آنچه دارد از جان و مال و فكر و انديشه
در راه آزادي بزرگ بدهد.»
ناظم حکمت چندین بار دستگیر و زندانی شد. یکبار پس از دستگیری در دادگاه به اعدام محکوم شد که با فشار و دادخواهی نویسندگان و هنرمندان بزرگی همچون ژان پل سارتر، لویی آراگون، پیکاسو و پابلونرودا در محکومیت او تجدید نظر بعمل آمد و به ۱۵ سال زندان و ممنوع القلم بودن محکوم شد.
حکمت در سال ۱۹۰۲ بدنیا آمد و در سال ۱۹۶۳ در مسکو دور از همسر، فرزندان و کشورش با قلبی مملو از درد و رنج تهیدستان چشم از جهان فرو بست. در پایان یکی از معروفترین شعر های ناظم حکمت را با هم می خوانیم:
( من خائن به وطن هستم )
اگر وطن، از گرسنگی تلف شدن در طول جاده هاست،
اگر وطن،مثل سگ از سرما لرزیدن و ازتب به خود پیچیدن است،
اگر وطن، نوشیدن خون سرخ ما در کارخانه های شماست ،
اگر وطن پنجه های اربابهایتان است،
اگر وطن، حکومت نظامی است،
اگر وطن، باتوم پلیس است،
اگر وطن، رها نشدن از عفونت و گندیدگی شماست،
من خائن به وطن هستم
************************************
آثار ناظم حکمت:
ابر دلباخته،
برادر زندگی زیباست،
خون سخن نمیگوید،
شمشیر داموکلس،
طغیان زنان،
رمان رمانتیکها،
فریاد وطن،
شهری که صدایش را از کف دادهاست،
جمجمه،
خانه آن مرحوم،
خون خاموشی میگیرد،
نام گم کرده،
حماسه شیخ بدرالدین،
چشم اندازهای انسانی کشور من،
تبعید چه حرفه دشواری است،
از یاد رفته،
تصویرها، شیخ بدرالدین پسر قاضی،
سیماونا،
چشم اندازهای آدمی،
شیرین و فرهاد صباحت،
مهمنه بانو و آب سرچشمه کوه بیستون،
یوسف و زلیخا،
حیله،
آیا ایوانوویچ وجود داشتهاست،
گاو،
ایستگاه،
تارتوف،
چرا بنرچی خودکشی کرد،
چهرهها تلگرافی که در شب رسید،
نامهها به تارانتا بابو،
شهر بی نام،
پاریس گل من،
آدم فراموش شده،
فرهاد و شیرین و عوضی...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر