۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه

بررسی اجمالی تعارض بین معرفت دینی و معرفت علمی

شریعت سازان یعنی متکلمان، فقیهان و مفسران، معرفت دینی را آنچه می دانند که از متون دینی( قرآن ) و سنت مستفاد شده باشد وامروزه به ماحصل دستاوردهای علمی و تجربه اندوزی دانشمندان و علومی همچون جهان شناسی علمی و فلسفی( طبیعت شناسی و انسان شناسی ) و دانشهای تجربی مدرن، معرفت علمی اطلاق می شود.

تعارضی که می خواهیم بطور اجمالی به آن اشاره کنیم وامروزه بین این دو دسته معرفت بشری ظهور کرده است دقیقأ بر می گردد به اینکه ما در قرآن به تعبیرمسلمانان کلام خدا قائل به وجود تناقض باشیم. حال موضوع را با بیانی ساده تر پی می گیریم.


مسلمانان بر این اعتقادند که آنچه به محمد نازل شده و حدود ۲۰-۳۰ سال پس از وفات او مدون گردیده و به صورت قرآن فعلی درآمده کلام خداست و هیچگونه خطا و ناراستی در آن وجود ندارد. به دنبال پیشرفتهای علمی عظیمی که در طی چند قرن گذشته در عرصه های مختلف  دانش بشری شاهد بوده ایم، بسیاری از علمای مسلمان وغیر مسلمان متوجه تناقضات فاحش بسیاری درمتن قرآن با قوانین و نظریات علمی  شده اند. این تناقضات همان مؤلفه های است که مارا به وجود تعارض بین معرفت دینی و معرفت علمی رهنمون می کنند.

دوستانی که با موضوعات کلامی و تفاسیر مختلف از متن قرآن آشنایی دارند، در ادامه به صحت ادعاهای گزاره های طرح شده در این متن بهتر پی خواهند برد. در ابتدا گفتیم که تعارضاتی که مد نظر ماست بر می گردد به تناقضاتی که در قرآن وجود دارد ولی از سویی به فرد مسلمان از کودکی قبل از آنکه قرآن بخواند و اسلام و قرآن را بشناسد تلقین می کنند که هر چه در قرآن آمده   آیات منزل است  وازسوی خداست ونمی تواند خطا و نادرست باشد و خوب این فرد از همان زمان قبول کرده و با همین اعتقادات متعصبانه بزرگ شده تا حال  که بعنوان یک انسان بالغ بسیاری ازقوانین و تئوریهای علمی که به اثبات رسیده را نمی پذیرد وهمچنان و در مرداب  جهالت و تعصب دست و پا می زند.

عده ای ازعلمای اسلام شامل متکلمان و مفسران و عده ای از شیادان به ظاهر فیلسوف واسلام شناسانی از قماش عبدالکریم سروش تمهیداتی برای خلاصی ازاین گرداب پر تلاطم به کار برده اند که بطور گذرا به آن اشاره می کنیم. این دسته از اسلام شناسان که خود را نواندیش و علم گرا می دانند پیشنهاد می کنند که برای رفع این تعارض جانسوز وایمان بر باد ده بهتر است که معرفت دینی را عصری بدانیم( یادمان باشد که در قرآن آمده هر چه از سوی خدا نازل شده برای تمام اعصار مبین، معتبرو هادی مسلمانان  است ) و به مسلمانان این گونه القاء می کنند که معرفت و دانش آن عصر( ۱۴۰۰ سال قبل ) درهمین حد بوده و خدا و رسولش با زبان علم و فهم مردمان جاهل آن زمان صحبت کرده اند.

سروش در کتابش [ قبض وبسط تئوری شریعت ] می نویسد: باید امروزه معرفت شناسی کهن یعنی دینی جایش را به معرفت شناسی جدید یعنی معرفت علمی و بشری بدهد. از آنسو در چند صفحه قبل  درهمین کتاب نوشته : اگر فردی در متن قرآن به تناقضی بر خورد کرد به خود به قبولاند که در درک  و فهم  آیات قرآن خود دچارخطا و اشتباه شده است و نه اشتباه در کلام خداست. ( گویا  دغلبازی حد و اندازه ای ندارد ).
 قرصهای تلخ و تاریخ گذشته ی اسلام شناسان امروزی هم در بهبودی حال ناخوش در شرف موت معرفت دینی مؤثر نمی افتد چرا که اگر قرار باشد ما جای معرفت کهن یعنی معرفت دینی را با معرفت علمی تعویض کنیم پس اذعان  می کنیم که بسیاری از معارفی که به ظاهر جنبه علمی دارند  و در قرآن آمده نادرست است و فاقد پشتوانه علمی است وبه نحوی به خطا و سهو بودن آیات قرآن صحه می گذاریم، یعنی  تلویحأ اقرارمی کنیم که  که قرآن کلام محمد است، زیرا طبق اعتقاد مسلمانان کلام خدا نمی تواند پراز تناقض و خطا باشد. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر